دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تقویت باورها و تقیدات درونی

No image
تقویت باورها و تقیدات درونی

تقويت اراده

آسیب شناسی اقتصادی انقلاب اسلامی - در بیان راه حل‌های مبارزه با مفاسد مالی

یکی از آسیبهایی که نظام اسلامی را مورد تهدید قرار داده و اعتماد عمومی را نسبت به آن کاهش می‌دهد، «فساد مالی» مسئولین و مدیران بویژه مدیران ارشد نظام اسلامی است. در مقالات قبل به تعاریف فساد مالی اشاره کرده و شکل‌ها و نمودهای مختلف آن را به اجمال مورد بررسی قرار دادیم. همچنین به بررسی نظریات مختلفی که پیرامون وجود و شیوع فساد مالی در جوامع و نقش آن در ارتقای توسعه و یا نقش آن در تضعیف روند توسعه مطرح شده، پرداختیم و در ادامه به تبیین مفهوم فساد مالی و بررسی زمینه‌های بروز مفاسد مالی از دیدگاه اسلام از جمله «حاکمیت تفکر غیر دینی»؛ «وجود مسئولان و مدیران اقتصادی نالایق» و «حاکمیت روحیه مال دوستی» پرداختیم. همچنین در مقام بیان آثار و پیامدهای فساد مالی از منظر اسلام، به گسترش فقر و پایمال شدن حقوق افراد جامعه که نتیجه حاکمیت تبعیض است و نیز زوال اخلاق فردی و اجتماعی و دگرگون شدن ارزشها، اشاره نمودیم. همچنین «حاکمیت تفکر سرمایه داری» را به عنوان یک آسیب جدی مورد بررسی قرار داده، به برخی از آثار منفی آن در جامعه اشاره کردیم. اکنون جای طرح این پرسش است که آموزه‌های اسلامی چه راه حل هایی برای مبارزه با مفاسد مالی ارائه می‌دهد؟

تعالیم اسلامی برای مقابله با همه معضلات اجتماعی و از آن جمله مفاسد مالی بر دو نوع عامل تاکید می‌کند: 1- عوامل درونی 2- عوامل بیرونی؛ عوامل درونی از درون انسان را می‌سازند و او را مقید به رعایت حلال و حرام و مرزهای قانونی می‌نمایند و عوامل بیرونی از خارج از وجود انسان وی را وادار به نزدیک نشدن به مفاسد مالی می‌نمایند. یکی از این عوامل «تقویت باورها و تقیدات درونی مردم است». هدف درجه اول اسلام این است که مردم به گونه ای ساخته شوند که ایمانشان آنها را از گرفتار شدن در منجلاب فساد باز دارد. تنها عاملی که می‌تواند بیشترین نقش را در حل مشکلات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داشته باشد، ایمان است. ایمان قوی عمل را نیز به دنبال خود دارد از این رو امام صادق (ع) فرمودند: «الایمان عمل کله؛ ایمان همه‌اش عمل است». ایمان به قیامت و یاد مرگ و معاد نقش بسیار مهمی در پیشگیری از انواع مفاسد از جمله مفاسد مالی دارد. از دقت در آیات قرآن کریم به دست می‌آید که بخش عمده‌ای از سخنان پیامبران و بحثها و جدالهای ایشان با مردم، به موضوع معاد اختصاص داشته است و حتی می‌توان گفت که تلاش آنها برای اثبات این اصل و اعتقاد مردم به آن، بیش از تلاشی بوده که برای اثبات توحید و ایمان به آن داشته‌اند؛ زیرا اکثر مردم سرسختی بیشتری برای پذیرفتن این اصل از خود نشان می‌داده‌اند؛ چه اینکه اعتقاد به قیامت و روز حساب، پشتوانه نیرومندی برای احساس مسئولیت و پذیرفتن محدودیت‌های رفتاری و خودداری از ظلم و فساد است و با انکار آن راه برای هوسرانی‌ها و شهوت پرستی‌ها و عدم مسئولیت باز می‌شود.

اعتقاد به معاد دید و بینش انسان را نسبت به عالم هستی وسعت می‌بخشد و او را از تنگنای دنیا به فراخنای جهان باقی پیوند می‌دهد و همت او را بلند مرتبه تر از آن می‌گرداند که بخواهد به تعلقات مادی و دنیوی خشنود شود و بدان رضایت دهد. یکی از آثار مثبتی که باورمندی به حیات اخروی در فعالیت‌های اقتصادی انسان بخصوص در پیشگیری از ابتلا به مفاسد مالی به همراه دارد، رفع تعارض میان سودجویی‌های فردی و منافع عمومی است؛ چرا که غریزه لذت طلبی شخصی، انسان را به انواع مفاسد مالی وا می‌دارد، در حالی که این امور، به زیان منافع اجتماعی است. اسلام، برای حل این مشکل، از یک سو با به رسمیت شناختن غریزه سودجویی و لذت طلبی انسان، گستره آن را تا زندگی جاودان آخرت پیش برده و چنان اندیشه آدمی را گسترانیده است که وی را وا می‌دارد تا با نظری ژرف به مصالح خود، پاره‌ای سودهای زودگذر یا زیانهای سطحی را نادیده انگارد و سود واقعی را در پس آن ببیند. از سوی دیگر، با پرورش استعدادها و انگیزه‌های معنوی و اخلاقی در نهاد انسانها، ریشه لذتها و خواسته‌های معنوی را رشد داده است به گونه ای که تحقق آن، لذت شخصی وی را به ارمغان می‌آورد. بنابراین فرد مسلمان در پرتو آموزه‌های دین اسلام، به طور منطقی از سود محدود خویش در این جهان، برای دستیابی به سودی بیشتر و پایدارتر در جهان دیگر، یا برای رسیدن به لذتی معنوی، چشم می‌پوشد و این، جز در سایه باورمندی به معاد، شدنی نیست. بنابراین یکی از موثرترین راههای مقابله با مفاسد مالی، تقویت باورهای دینی و تقیدات درونی مردم است همچنان که امیرالمومنین علی (ع) پس از بیعت مردم با ایشان و پذیرش خلافت، جهت مقابله با مفاسد مالی حاکم در ساختار نظام سیاسی حکومت، به ایراد سخنرانی‌های مکرر و نصیحت‌های مستمر و بر حذر داشتن مردم از دنیا طلبی و سفارش آنان به رعایت تقوا و حدود الهی پرداخته، در عین حال با کارگزاران متخلف خود بدون در نظر گرفتن ملاحظات رایج در بین اصحاب قدرت برخورد می‌نمودند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بهترين‌ وجه‌ معقول‌ آفرينش‌ جهان‌، همانا تجلّي‌ است‌؛ كه‌ از ظريف‌ترين‌ تعبيرهاي‌ قرآني‌ و روايي‌ است‌، چنان‌كه‌ در آية‌ «فلما تجلي‌ ربه‌ للجبل‌ جعله‌ دكّا وخرّ موسي‌ صعقا» آمده‌ است‌. و در جريان‌ معاد هم‌، تلويحاً به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌است‌؛ زيرا، خداوند در آية‌ «قل‌ اءنما علمها عند ربّي‌ لايُجَليها لوقتها الا هو»، تجلية‌ساعت‌ و قيامت‌ را به‌ خود اِسناد داده‌ است‌ و چون‌ در قيامت‌ كبرا و حشر اكبر،تمام‌ اشخاص‌ و اشيا به‌ عنوان‌ مبدأ قابلي‌ حضور و ظهور دارند نه‌ به‌ عنوان‌مبدأ فاعلي‌ ـ زيرا همة‌ آن‌ها، تحت‌ قهر حاكم‌اند ـ بنابراين‌، تنها عامل‌ تجلّي‌قيامت‌، ظهور خود خداوندِ متجلّي‌ خواهد بود.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS