دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حجاب، اسارت یا آزادی؟!‌

سئوالی که امروزه در ذهن بسیاری از دختران جوان ما موج می‌زند این است که آیا حجاب اسارت نیست؟ یا حجاب را نوعی محدودیت که موجب سلب آزادی می‌شود، تلقی می‌کنند.
حجاب، اسارت یا آزادی؟!‌
حجاب، اسارت یا آزادی؟!‌
نویسنده: سیده اعظم الشریعه موسوی

سئوالی که امروزه در ذهن بسیاری از دختران جوان ما موج می‌زند این است که آیا حجاب اسارت نیست؟ یا حجاب را نوعی محدودیت که موجب سلب آزادی می‌شود، تلقی می‌کنند. استاد شهید مطهری درکتاب حجاب ص 93دراین مورد می‌فرمایند:« فرق است بین زندانی کردن زن در خانه و بین موظف دانستن او به اینکه وقتی می‌خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام یک وظیفه‌ای است که بر عهده زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن رعایت کند. این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود.»‌
در شرح سخن استاد شهید ابتدا باید به چند نکته توجه کرد:

1- فرق بین زندانی کردن زن وحجاب داشتن او

2- حجاب داشتن در مقابل مردان بیگانه است نه در برابر محرمان

3- نحوه حجاب داشتن ( کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن رعایت کند.)
4- حجاب با حیثیت زن تناقض ندارد بلکه کمال بخش وجودی زن است
5-آنچه در اسلام بدان سفارش شده است همه سودمند حال بشریت است

در ادامه استاد می‌فرمایند:«اگر رعایت پاره ای از مصالح اجتماعی، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را «زندانی کردن» یا «بردگی» نمی‌توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل «آزادی» فرد نمی‌توان دانست. در کشورهای متمدن جهان در حال حاضر چنین محدودیتهایی برای مرد وجود دارد. اگر مردی برهنه یا در لباس خواب از خانه خارج شود ویا حتی با پیژامه بیرون آید، پلیس ممانعت کرده به عنوان اینکه این عمل برخلاف حیثیت اجتماع است او را جلب می‌کند. هنگامی که مصالح اخلاقی- اجتماعی، افراد اجتماع را ملزم کند که در معاشرت اسلوب خاصی را رعایت کنند مثلابا لباس کامل بیرون بیایند، چنین چیزی نه بردگی نام دارد و نه زندان و نه ضد آزادی وحیثیت انسانی است و نه ظلم و ضد حکم عقل به شمار می‌رود. بر عکس پوشیده بودن زن - در همان حدودی که اسلام تعیین کرده است- موجب کرامت و احترام بیشتر اوست، زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می‌دارد.»‌ هرشاخه که از باغ برون آرد سر در میوه آن طمع کند راهگذر پس با توجه به فرمایشات استاد شهید مطهری رعایت کردن اخلاق و شئونات اخلاقی معنای زندانی کردن ندارد. در واقع هر گروه و تشکیلاتی ضوابط خاص خود را دارد که وقتی ما عضو آن گروه می‌شویم مکلف به رعایت آن قوانین هستیم و نمی‌توانیم به تعبیر اینکه می‌خواهیم آزاد باشیم قوانین گروه را زیر پا بگذاریم و هنجار شکنی نماییم، پس همه ما انسانها که عضوی از جامعه خویش هستیم مکلف به رعایت قوانین جامعه خویش هستیم که یکی از قوانین جامعه اسلامی رعایت حجاب و پوشش است که این قانون هم از سوی خالق هستی که بر خیر و شر آفریده‌هایش بیش از خودشان آگاه است مقرر شده است. آنجا که قرآن کریم این اصل را چنین بیان می‌فرماید: «ای پیامبر به زنان و دختران خود و به زنان مومنین بگو که پوشش‌هایشان را به خود بپیچند که این کار برای اینکه آنها به عفت شناخته شوند تا مورد تعرض واذیت واقع نشوند ، بهتر است. سوره احزاب - آیه59 »‌ درکتاب دُرّ و صدف (محمدشجاعی) در مورد این آیه که یکی از اثرات حجاب را بیان می‌کند این طور آمده است که:این آیه را خداوندی نازل کرده است که خالق جهان و خالق زن و مرد است و بهتر از هر کس دیگری می‌داند که برای سلامت روابط زن ومرد و در نتیجه سلامت فرد و جامعه، رعایت چه چیزهایی بهتر است و حکم خود را صریح و واضح بیان کرده است. کسانی که می‌خواهند بدون توجه به آیات روشن و محکم الهی دستورهای دین را نقد و بررسی کنند پشت به خورشید حقیقت کرده و در تاریکی اوهام و خیالات خود در جستجوی حقیقت هستند و بدیهی است که به جای یافتن حقیقت، همان خیالات و اوهام و ناشی از جهالت و یا عناد خود را پیدا می‌کنند. حجاب مانع از ایجاد جاذبه‌های جنسی زن و نمایان شدن زیبایی‌های ظاهری او می‌شود. این بدان معناست که دیگر نباید به او به چشم یک ابزار برای مطامع گوناگون نفسانی نگاه کرد. ارزش واقعی او به ظاهر او و داشتن جاذبه‌های جنسی او نیست، بلکه به کمالات روحی و توانایی‌ها و قابلیت‌های دیگر اوست.  

و اما نکته دیگر که باید مورد توجه قرار داد سفارش اسلام به داشتن حجاب در مقابل مردان نامحرم است نه محرمان. پس ابتدا باید محرمان و نامحرمان را شناخت. که به دلیل دور شدن از بحث اصلی از توضیح در این مقاله پیرامون این مبحث خودداری می‌کنیم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS