دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خاتم رسول اکرم (ص)

No image
خاتم رسول اکرم (ص)

كلمات كليدي : شمايل النبي (ص)، خاتم، مهر نبوت، انگشتري، مهر حكومتي، تاريخ اسلام، رسول

نویسنده : منيره شريعت جو

خاتم واژه‌ای است عربی که معانی مختلفی برای آن از جمله مهر(به ضم میم)، انگشتری، پایان هر چیزی و موارد دیگر ذکر شده است.[1]

جایگاه واژه خاتم در سیره نبوی

گذشته از استفاده مشهور این لغت در مورد پیامبر(ص) با عنوان خاتم النبیین به معنای آخرین پیامبر، که در قرآن کریم نیز به آن اشاره شده است،[2] کاربردهای دیگری نیز در سیره ایشان دارد که به طور عمده در مباحث شمایل النبی (ص) به آن پرداخته می شود. در ذیل به دو معنای دیگر خاتم که مد نظر این پژوهش است اشاره می گردد:

1) خاتم درمعنای "مهر نبوت"

در گزارش های تاریخی آمده است که بین دو شانه پیامبر(ص)، در پشت ایشان یک برآمدگی به اندازه کف دست که بر آن موی رسته بود وجود داشت که از آن به مهر نبوت تعبیر می گردد و برخی افراد نیز آن را مشاهده نموده اند.[3] بحارالانوار در روایتی آورده است:

«که با نمودار گشتن مهر نبوت، نور آن بر نور خورشید پیشی گرفته و نوشته ای بدین مضمون بر آن ظاهر می گشت: لا إله الا الله وَحدَهُ لاشَریکَ لَه، تَوَجَه حَیثُ شِئت، فأنتَ مَنصور؛ به هر کجا که می خواهی روی بنما که تو نصرت داده شده هستی »[4]

2) خاتم در معنای "انگشتری"

از روایات استفاده می شود که پیامبر اکرم(ص) انگشترهای متعددی داشته و از نگین‌ها و نوشته‌های گوناگون بر روی آن استفاده می‌نمودند. استفاده از انگشتر نقره با نگینی مدور، انگشتر فیروزه و عقیق یمن مواردی است که ذکر شده است.

ایشان در حین استفاده از انگشتر، نگین آن را در سمت داخل دست قرار می داده[5] و همچنین آن را به دست راست خویش می‌نمودند.

«محمد رسول الله»، «بسم الله محمد رسول الله»، «محمد رسول الله، علی ولی الله»، «لا إله إلا الله، محمد رسول الله» و «صدق الله» عبارت هایی است که طبق روایات بر روی انگشترهای ایشان حک شده بود. همچنین ایشان از این که دیگران چنین نقشی را بر انگشتر خود حک نمایند نهی فرموده بودند.[6]

استفاده از نگین انگشتری به عنوان مهر حکومتی

پیش از توضیح در این مورد لازم به یادآوری است که در گذشته صرف نظر از استفاده از انگشتر به عنوان زینت، کسانی که صاحب مقام و منصبی بودند نوشته‌ای را بر روی انگشتر خود حک نموده و برای مهر نمودن نوشته‌های رسمی از آن استفاده می نمودند که در مورد پیامبر(ص) نیز چنین امری مصداق پیدا می کند.

در روایات تاریخی آمده است که ایشان پس از تشکیل حکومت اسلامی در مدینه، زمانی که قصد نمودند برای دعوت پادشاهان سایر کشورها به اسلام، نامه نگاری نمایند، به ایشان اطلاع دادند که پادشاهان عجم، نامه هایی را که بدون مهر باشد نمی پذیرند، لذا ایشان به منظور تهیه مهر، فرمان دادند که انگشتری از جنس نقره تهیه نمایند که بر روی آن، عبارت "محمد رسول الله" که هر کدام در یک سطر جای داشت نقش بسته بود و گفته می‌شود، آن را به انگشت نمی کردند.

همچنین آمده است که پس از رحلت پیامبر(ص) انگشتری که به عنوان مهر حکومتی استفاده می‌شد در اختیار خلفا بود و در زمان عثمان به چاه اریس افتاده و دیگر پیدا نشد و اما نکته‌ای که در پایان لازم به ذکر می‌باشد این است که ایشان از نقش همه انگشترها به عنوان مهر استفاده نمی‌کردند، بلکه تنها از همان انگشتر خاص به عنوان مهر حکومتی استفاده می‌نمودند. [7]

مقاله

نویسنده منيره شريعت جو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS