دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دستگاه شنوایی Hearing system

No image
دستگاه شنوایی Hearing system

كلمات كليدي : گوش خارجي، گوش مياني، گوش داخلي، دستگاه شنوايي، روان شناسي احساس و ادراك

نویسنده : كوثر يوسفي

دستگاه شنوایی، مسئول جمع‌آوری، هدایت و تقویت اصوات و تبدیل صوت به انرژی الکتریکی و انتقال آن به مراکز ویژه‌ای در مغز است. اندام شنوایی از 3 بخش گوش خارجی، میانی و داخلی ایجاد شده است.

گوش خارجی[1]

از لاله و مجرای گوش تشکیل شده است. لاله گوش از طرفین کاسه سر به بالا و خارج کشیده شده و مسئول جمع‌آوری اصوات است. لاله گوش دارای دو سطح خارجی و داخلی و یک کنار محیطی است. سطح خارجی لاله گوش نامنظم، مقعر و دارای برجستگی و فرورفتگی است. کنار محیطی، پیچک هلیکس[2] نام دارد که در پایین به نرمه گوش[3] ختم می‌شود. بخش عمقی لاله گوش را صدف[4] می‌نامند. صدف به مجرای گوش خارجی منتهی می‌شود. جلوی مجرای گوش خارجی برجستگی کوچکی به نام زبانه[5] قرار دارد. مجرای گوش خارجی به طول 5/2 سانتی‌متر از صدف شروع و به پرده گوش ختم می‌شود. یک‌ سوم خارجی آن، غضروفی و دو سوم داخلی آن استخوانی است. مجرای گوش به سمت جلو، داخل و پایین امتداد می‌یابد و کمی به جلو و عقب انحنا دارد. پوست مجرای گوش از مو پوشیده شده و دارای غدد ویژه‌ای است که ماده مومی‌شکلی به نام سرومن(واکس) ترشح می‌کنند. وجود این مواد از ورود ذرات گرد و غبار و حشرات به داخل گوش جلوگیری می‌کند.[6]

گوش میانی[7]

محفظه‌ای استخوانی است که از مخاط پوشیده شده است و در ضخامت استخوان گیجگاه قرار داشته و حفره صماخ[8] نامیده می‌شود. این محفظه به شکل مکعب نامنظمی است که جدارهای داخلی و خارجی آن به یکدیگر نزدیک شده‌اند و استخوانچه‌های گوش در آن قرار دارند. حجم این محفظه به اندازه 5 قطره آب است. جدار خارجی محفظه توسط پرده صماخ[9] پوشیده شده است. جدار داخلی محفظه، استخوانی است و در آن دو سوراخ دیده می‌شود که دریچه دهلیزی و دریچه حلزونی نام دارند. در جدار قدامی دو مجرا وجود دارد. یکی قطورتر است که شیپور استاش[10] نام دارد و مرتبط با حلق می‌باشد و دیگری عضله کشنده پرده صماخ[11] است.[12]

سه استخوانچه هستند که در گوش میانی و بعد از پرده صماخ قرار دارند که به ترتیب استخوانچه چکشی[13]، استخوانچه سندانی[14] و استخوانچه رکابی[15] نام دارند. دسته استخوانچه چکشی به پرده صماخ می‌چسبد. استخوانچه چکشی به وسیله رباط‌های ریزی به استخوانچه سندانی متصل می‌شود به‌طوری که با حرکت استخوانچه چکشی، استخوانچه سندانی هم همراه آن حرکت خواهد کرد. انتهای دیگر استخوانچه سندانی به تنه استخوانچه رکابی متصل می‌شود. استخوانچه‌های گوش میانی به وسیله لیگامان‌ها(رباط‌ها) طوری آویزان شده‌اند که مجموع استخوانچه‌های چکشی و سندانی به صورت یک اهرم واحد عمل خواهند کرد و نقطه اتکای این اهرم تقریبا در لبه پرده صماخ قرار گرفته است.[16]

گوش داخلی[17]

فضای تودرتو و پیچیده‌ای است که با نظم ویژه‌ای در ضخامت بخش خاره‌ای[18] استخوان گیجگاه واقع شده است و آن را لابیرنت استخوانی می‌گویند. درون لابیرنت استخوانی، لابیرنت غشایی قرار دارد. لابیرنت استخوانی شامل سه بخش است: دهلیز، حلزون و مجاری نیم‌دایره.

مجاری نیم‌دایره[19]: سه مجرای باریک به شکل نیم‌دایره و عمود بر هم هستند که ابتدا و انتهای آنها به دهلیز باز می‌شود. برحسب موقعیت، آنها را مجاری نیم‌دایره خارجی، خلفی و قدامی می‌نامند. یک انتهای این مجاری قبل از اتصال به دهلیز دارای اتساعی به نام آمپول[20] است.[21]

حلزون[22]: حلزون، مجموعه‌ای از 3 لوله پیچ‌خورده است که عبارتند از: نردبان دهلیزی[23]، نردبان میانی[24] و نردبان صماخی[25]. نردبان دهلیزی و میانی به وسیله غشا رایسنر[26] از یکدیگر جدا می‌شوند و غشا قاعده‌ای، نردبان میانی و صماخی را از هم جدا می‌سازد. بر سطح غشا قاعده‌ای، اندام کورتی[27] قرار گرفته که محتوی یکسری سلول به نام سلول‌های مژک‌دار[28] هستند. این سلول‌ها خاصیت گیرندگی دارند که در پاسخ به ارتعاشات صوتی، ایمپالس عصبی تولید می‌کنند. از آنجا که حلزون گوش داخلی در یک حفره استخوانی در استخوان تمپورال، به نام لابیرنت استخوانی قرار گرفته است، ارتعاش تمام جمجمه می‌تواند موجب ارتعاش مایع در خود حلزون شود.[29] فضایی بین لابیرنت غشایی و لابیرنت استخوانی قرار گرفته است که مایع پری‌لنف در آن جریان دارد. اعصاب شنوایی – تعادلی از لابیرنت غشایی شروع می‌شود.[30]

گوش و حس شنوایی

صدا از ارتعاش اجسام تولید می‌شود که مولکول‌های هوا را فشرده در آنها موجی تولید می‌کند که این موج با سرعت کمی بیشتر از سیصدمتر در ثانیه در اطراف پخش می‌شود. صداها از نظر زیر و بمی و شدت و طنین متفاوتند. زیر و بم بودن صدا به بسامد(فرکانس) ارتعاش مربوط است و با واحد هرتز(Hertz)، یعنی تعداد دور در ثانیه اندازه‌گیری می‌شود. شدت صدا، بلندی آن است و صداهای شدیدتر امواج بلندتری ایجاد می‌کنند. طنین(timbre) ویژگی‌هایی است که نوع و ماهیت صوت را مشخص می‌کند. دستگاه شنوایی انسان نسبت به صداهایی که بسامد آنها بین بیست تا بیست‌هزار هرتز باشد، حساسیت دارد. با افزایش سن به‌تدریج توانایی دستگاه شنوایی برای شنیدن فرکانس‌های بالا کاهش می‌یابد. ارتعاش مربوط به صدا به وسیله لاله گوش و مجرای شنوایی به پرده صماخ می‌رسد و پرده مذکور، آن را با همان بسامد مرتعش می‌کند. ارتعاشات پرده صماخ در گوش میانی به وسیله سه استخوانچه چکشی، سندانی و رکابی تقویت می‌شوند و به دریچه بیضی که بسیار کوچکتر از پرده صماخ است و سپس به مایع پری‌لنف حلزون گوش داخلی منتقل می‌شوند. این مایع به علت وجود دریچه گردی در انتهای دیگر حلزون می‌تواند امواج صدا را هدایت کرده، بخشی از غشای پایه را حرکت دهد؛ به این ترتیب با فرورفتن دریچه بیضی به سوی گوش داخلی، دریچه گرد به طرف گوش میانی برآمده می‌شود. گیرنده‌های حس شنوایی در بخشی از ساختار حلزونی‌شکل گوش داخلی قرار دارند. حرکت مایعات آندولنف و پری‌لنف در گوش داخلی، غشای پایه و در نتیجه سلول‌های مژه‌دار را که گیرنده‌های شنوایی بوده و بر روی غشای پایه قرار دارند، جابجا می‌کند و سلول‌های مذکور را در بین غشاهای پایه و پوشاننده که به فاصله کمی در بالای سلول‌های مژه‌دار هستند، تحریک می‌کند. خمیدگی مژه‌ها باعث باز شدن کانال‌های سدیم غشای این سلول‌ها و در نتیجه دپلاریزه شدن و تحریک آنها می‌شود. صداها با بسامدهای مختلف، بخش‌های متفاوت غشای پایه را تحریک می‌کنند. به‌طور کلی صداهای زیر، قسمت‌های نزدیک به قاعده حلزون و صداهای بم نزدیک به رأس حلزون را مرتعش می‌کنند.[31]

با عبور صداهای بلند از طریق سیستم استخوانچه‌ای و نهایتا رسیدن آنها به سیستم عصبی مرکزی، رفلکسی اتفاق می‌افتد که پس از یک دوره نهفتگی 40 تا 80 هزارم ثانیه، موجب انقباض عضله رکابی و به میزان کمتر، عضله کشنده صماخ خواهد شد. عضله کشنده صماخ، دسته چکشی را به سمت داخل می‌کشد، در حالی که عضله رکابی، استخوانچه رکابی را به سمت خارج می‌کشد، این دو نیرو با یکدیگر مخالفت کرده و موجب می‌شوند که تمامی سیستم استخوانچه‌ای، سختی زیادی پیدا کند و به این ترتیب هدایت اصوات با فرکانس پایین و به‌خصوص فرکانس‌های زیر 1000 سیکل در ثانیه به میزان زیادی کاهش خواهد یافت. این رفلکس تضعیف‌کننده می‌تواند شدت انتقال صوت با فرکانس پایین را بین 30 تا 40 دسیبل کاهش دهد، که تقریبا مشابه اختلاف بین یک نجوا و یک صدای بلند است. هدف این مکانیسم احتمالا دوگانه است:

الف. حفاظت حلزون در برابر ارتعاشات آسیب‌رسان ناشی از اصوات فوق‌العاده بلند.

ب. پوشاندن اصوات با فرکانس پایین در محیط‌های شلوغ.

این موضوع معمولا قسمت عمده‌ای از پارازیت زمینه‌ای را حذف کرده و به شخص اجازه می‌دهد تا توجه خود را روی اصوات با فرکانس بالاتر از 1000 سیکل در ثانیه متمرکز کند که در آن فرکانس‌ها، بخش اعظم اطلاعات مفید در ارتباطات کلامی انتقال می‌یابد. عمل دیگر عضلات کشنده صماخ و رکابی، کاهش حساسیت شنوایی یک فرد به صحبت کردن خود وی است. این اثر از طریق سیگنال‌های جانبی که موقع فعال شدن مکانیسم تکلم در مغز منتقل می‌شوند، فعال می‌شود.[32]

مقاله

نویسنده كوثر يوسفي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS