دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شاخصه های فضیلت گرایی

فضیلت گرایی در اخلاق دارای سابقه‌ای بس دیرین است.
شاخصه های فضیلت گرایی
شاخصه های فضیلت گرایی
نویسنده: مصطفی یاسینی

فضیلت گرایی در اخلاق دارای سابقه‌ای بس دیرین است. این نگرش، که از تفکرات فلاسفه یونان نشات گرفته و پس از دوره‌ای افول در غرب دوباره در حال احیا شدن است، تفسیرهای گوناگونی دارد. برخی از عمده‌ترین تفاسیر آن را به اختصار در یادداشتهای قبل بیان کردیم. در عین حال، می‌توان برای اخلاق فضیلت شاخصه‌ها و ویژگی‌هایی را به طور عام بیان کرد که موجب تمایز این رویکرد از نگرش‌های رقیبی نظیر وظیفه گرایی، سودگرایی و قراردادگرایی گردد. این شاخصه‌ها، به صورت‌های مختلفی بیان شده است:

1. در صورتی رفتاری درست و از نظر اخلاقی پسندیده است که از منش فضیلت مند فاعل اخلاقی ناشی شده باشد. اخلاق فضیلت اخلاقی است که تاکید عمده خود را بر منش فضیلت مند افراد قرار داده است. بر همین اساس، تلاش می‌کند تا معیار ارزیابی در اعمال اخلاقی را نیز بر اساس منش فاعل اخلاقی تبیین کند. اصطلاح «مَنِشی»، که برگرفته از واژة یونانی(‌Arete‌) است، به فضیلت ترجمه شده است. اعمال را می‌توان در معرض داوری‌های غیر منشی یا منشی قرار داد که در صورت تمسک واضح به قوانین، اصول یا نتایج، داوری از نوع غیرمنشی خواهد بود، اما در صورت اشاره به منابع روان شناختی یا شخصی(تمایلات و انگیزه‌ها)، داوری از نوع مَنِشی خواهد بود. حتی برخی در این خصوص مدعی‌اند: عملی درست است که مطابق با نوع رفتار یک فرد فضیلت مند در همان شرایط باشد. در این صورت، چیزی که عمل و رفتاری را از نظر اخلاقی درست می‌کند، تطابق آن با نوع عملی است که یک فرد فضیلت مند در شرایط یکسان انجام می‌دهد. ‌

نظیر این ادعا را خانم فیلیپا فوت و هوستهورس دارند شاید وظیفه گرایان و سودگرایان هم به نقش فاعل اخلاقی توجه کنند، اما ویژگی اخلاق فضیلت این است که از نقش فاعل اخلاقی بر مبنای منش اخلاقی دفاع می‌کند و نه بر اساس نتیجه یا قواعد اخلاقی. در این صورت، ارجاع به منش اخلاقی در تعیین درستی رفتار اخلاقی نقش اساسی را دارد و نه نتیجه ای که این رفتار در پی دارد و یا تطابق آن با قاعده یا قواعدی از اخلاق. بنابراین، ممکن است یک سودگرای عمل نگر معتقد به نقش منش اخلاقی باشد، ولی در نهایت، بهترین منش اخلاقی را منش اخلاقی می‌داند که موجب می‌شود بیشترین سود به دست آید.

2. دومین ویژگی اخلاق فضیلت، که موجب تمایز آن از دیگر نظریه‌ها می‌گردد، این است که در این نظریه «خوب» مقدم بر «باید» و «صواب» است. تقدم مفهوم خوبی در اخلاق فضیلت، امری است که موجب تمایز آن با غایت گرایی و وظیفه گرایی گردیده است. از این جهت، هیچ تفسیری در اخلاق فضیلت نمی‌تواند سخن از بایستگی رفتاری و عملی داشته باشد جز اینکه آن را بر مبنای خوب و ارزشمندی قرار دهد. در واقع، ملاکات خوبی محدود کنند، ملاکات بایستی و صواب بودن است. برای یک فضیلت گرا، معنای خوبی در اولویت قرار دارد. در حالی که، مثلاً یک وظیفه گرا وظیفه را در اولویت قرار می‌دهد. البته ممکن است برخی نظریه‌های اخلاقی دیگری نظیر سودگروی هم مفهوم «خوب» را مقدم بر مفهوم «بایستی» و «صواب» بدانند، ولی تاکید فضیلت گرایی در خصوص مفاهیم فضیلتی مانند تحسین برانگیز و ستایش آمیز بودن به عنوان مفاهیم بنیادین در اخلاق، موجب تمایز این دیدگاه اخلاقی خواهد بود. همین مسئله برخی را برآن داشته است تا اساسا دیدگاهی را در زمره اخلاق فضیلت قرار دهند که مفاهیم بنیادین به کار رفته در آن، مفاهیمی فضیلتی باشد و مفاهیمی که وظیفه ای هستند یا بیانگر نتایج رفتار هستند مفاهیم فرعی بوده باشند.‌

از ویژگی‌های تقدم مفهوم خوبی بر مفهوم بایستی و صواب در این نظریه این است که در محمول‌های «خوب و بد» و مانند آن نظیر «ستودنی و ناپسند»، برخلاف مفاهیمی مانند «صواب»، «خطا»، «الزامی»، «مجاز» یا «ممنوع»، می‌توان شاهد یک کیفیت مقایسه‌ای و مدرج بود. برای مثال، از «خوب»، «بهتر» و «بهترین» و نظیر آن سخن گفت. در حالی که مثلاً «ممنوع» را نمی‌توان کیفیتی مدرج شمرد و از صفات تفضیلی و عالی «ممنوع‌تر» و«ممنوع‌ترین» سخن به میان آورد.

3. توجه به مسائل فوق، ما را به یکی دیگر از شاخصه‌های اخلاق فضیلت رهنمون می‌سازد. اخلاق فضیلت برای اموری که در پس رفتارهای اخلاقی نهفته اند، اهمیت اساسی و بنیادین قائل می‌شود. در این خصوص، می‌توان از انگیزه‌ها، احساسات و اندیشه‌هایی که در پس اعمال قرار دارند نیز سئوال کرد. در این نظریه، در واقع اهمیت اصلی نیز به این امور داده شده است، نه اموری که شکل خارجی عمل را تعیین می‌سازند. این مسئله، موجب گسترش فضای اخلاقی و عدم محدودیت آن به حوزه رفتار خارجی می‌گردد.

مقاله

نویسنده مصطفی یاسینی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS