دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شبی برتر از هزار ماه

No image
شبی برتر از هزار ماه

زينب فياضی

با گذران شب و روز؛ ماه‌ها و سال‌هاي متوالي شكل مي‌گيرند. خواه ناخواه ايام و اوقات سپري مي‌شوند. اما آنچه در اين ميان حائز اهميت است نحوه سپري شدن آنهاست. كوله‌باري مملو از دستاوردهاي مادي و معنوي حاصل بهره‌مندي از زمان و فرصت‌هاست.

بهره‌مندي هرچه بيشتر از اوقات؛ زندگي پربارتري براي افراد رقم خواهد زد. عمري كه حاصلش زندگي سعادتمندانه دنيوي و توشه پربار اخروي است؛ گذرانش به دور از تلخي و افسوس است. اما گاه در اين بين افراد چنان بهره‌اي از حيات ماديشان مي‌برند كه گويي هزاران هزار سال در دنيا زيسته‌اند. چرايي اين امر را مي‌توان در ويژگي‌هاي برخي ايام يافت. اوقاتي كه عظمت و شرافت ويژه آنها را از ساير زمان‌ها متمايز کرده است.

گراميداشت اين لحظات نقش بسزايي در پيشبرد معنوي افراد داراست. شب‌هاي قدر نمونه‌اي از اين اوقات گرانبهاست كه ويژگي‌هاي منحصر به فردش آن را از ساير اوقات متمايز گردانيده است. شب‌هايي تا بدين اندازه عظيم و گرانسنگ كه سوره‌اي مستقل در كلام‌الله مجيد را به خود اختصاص داده‌اند. در اين نوشتار به بيان پاره‌اي از خصوصيات اين شب‌هاي گرانقدر و عزيز در بيان معصومين (ع) خواهيم پرداخت. بهره‌گيري از كلام نوراني خداوند متعال و هاديان امتش، تنها راه كسب معرفت نسبت به اين شب‌هاي گرانقدر است. برخی ويژگي‌هاي ليالي قدر در كلام‌الله مجيد و احاديث ارزشمند معصومين (ع) شامل موارد زیر است:

1- شبی برتر از هزار ماه

خداوند متعال در آيه سوم سوره مباركه قدر، شب قدر را برتر از هزار ماه مي‌خواند و مي‌فرمايد: «ليلةُ ليلةُ الْقدْرِ خيرٌ مِّنْ ألْفِ شهْرٍ » (سوره قدر آيه 3)؛ شبِ قدر از هزار ماه ارجمندتر است.

اما براي درك چگونگي برتري اين ماه از برتري هزار ماه، نيازمند توضيح و تبيين از سوي معصومين (ع) هستيم. آنچه در كلام معصومين (ع) در اين باره آمده؛ آن است كه شب قدر برتر از هزار ماه است چراكه عمل نيك و خير در آن شب برتر از عمل نيك در هزار شب است. در واقع پاداش و بركات عمل نيك در شب قدر از پاداش عمل نيك در هزار شب برتر و والاتر است.

2 - نزول ملائكه و روح در اين شب‌ها

شب قدر شبي متفاوت از ميان تمام شب‌هاي سال است. شبي كه در آن شب درهاي آسمان به سوي زمينيان گشوده خواهد شد و آسمانيان در آن شب به سوي زمين فرود مي‌آيند. همان‌گونه كه خداوند در آيه چهارم سوره مباركه قدر مي‌فرمايد: «تنزّلُ الْملائِكةُ والرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ ربِّهِم مِّن كُلِّ أمْرٍ» (سوره قدر آيه 4)؛ در آن [شب‌] فرشتگان، با روح، به فرمان پروردگارشان، براى هر كارى [كه مقرّر شده است‌] فرود آيند.

اما آنچه در توضيح و بيان روح در روايت وارد از امام صادق (ع) آمده آن است كه روح از جبرئيل بزرگ‌تر است و او از ملائكه نيست در حالي كه جبرئيل از ملائكه الهي است و براي اين مدعا به عبارت قرآن توجه داده‌اند كه در آن ملائكه و روح جداگانه ذكر شده‌اند در حالي كه اگر اين دو از يك سنخ بودند نياز به ذكر جدا نبود. (1) پس در آن شب عزيز ملائكه براي انجام رسالتي كه به‌دوش دارند كه در واقع همان تدبير امور است به سوي زمين فرود مي‌آيند.

3- شبی كه تا سپيده‌دم ايمن است

سيد الساجدين امام زين‌العابدين (ع) اين شب را شبي ايمن و خجسته تا سپيده‌دم خوانده‌اند: «دايم الْبركةِ إِلى طُلُوعِ الْفجْرِ على منْ يشاءُ مِنْ عِباد (2)؛ آن شب ايمن و پيوسته خجسته است تا دميدن سپيده» و لازمه اين ايمني آن است كه درهاي نقمت و عذاب الهي در اين شب بسته شود و حيله شياطين موثر نيفتد. چنانكه رسول خدا (ص) در اين باره فرموده‌اند: «ان الشيطان لا يخرج في هذه الليلة حتى يضي‌ء فجرها، و لا يستطيع فيها ان ينال أحدا بخبل‌ أو داء أو ضرب من ضروب الفساد، و لا ينفذ فيه سحر ساحر (3)؛ پيامبر خدا (ص): شيطان در اين شب بيرون نمي‌آيد تا آنكه سپيده‌اش تابان شود و در آن شب، او نمي‌تواند كسي را فلج يا دردمند سازد، يا فسادي بر كسي وارد آورد. و در آن جادوي هيچ جادوگري كارگر نمي‌شود.

4- رقم خوردن مقدرات سالانه در اين شب

همان‌گونه كه اكثر مفسرين بيان داشته‌اند مقصود از قدر اندازه‌گيري است و اين شب، قدر نام نهاده شده چرا كه مقدرات هر سال در اين شب‌ها رقم مي‌خورد. در واقع حوادثي كه از اين شب قدر تا شب قدر سال بعد رخ خواهد داد در اين شب مشخص خواهد شد از اينرو شب قدر هر سال، به اعتبار رقم خوردن حوادث سال آينده و اتمام حوادث سال گذشته آغاز سالي جديد خواهد بود. به همين دليل در اعمال اين شب، شب زنده‌داري و دعا و مناجات با خداوند يكتاست و از اين‌رو احياي اين شب‌ها بسيار سفارش شده است. بدين سبب نبي مكرم (ص) مي‌فرمايند: « عنِ النّبِي ص أنّهُ قال‌ منْ أحْيا ليلة الْقدْرِ حُوِّل عنْهُ الْعذابُ إِلى السّنةِ الْقابِلة. (4)؛ كسي كه شب قدر را زنده بدارد، عذاب تا سال آينده از او روي مي‌گرداند».

در اين نوشتار تنها به پاره‌اي از ويژگي‌ها و خصوصيات شب‌هاي قدر پرداخته شد. به واقع تنها با استمداد از پيشوايان ديني و كلام‌الله مجيد؛ مي‌توان به شناختي نسبي درباره ليالي قدر دست يافت زيرا درك عظمت و بزرگي اين شب‌ها از توان بشري خارج است و بدون استمداد از بزرگان ديني دستيابي به معرفت اين شب‌ها براي ما ميسر نيست.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS