دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شرائط تعریف

No image
شرائط تعریف

كلمات كليدي : معرف، معرَف، دور مضمر، دور مصرح، جامع افراد، مانع اغيار

نویسنده : مهدي افضلي

هدف اصلی از ارائه تعریف آن است که شیء مورد تعریف شناسانده و از سایر اشیا جدا تمییز داده شود.[1] روشن است که برای رسیدن به هر هدفی یک سلسله شرایطی لازم است. در تعریف نیز شرایطی را در نظر گرفته‌اند که باید مراعات شود:

1. تعریف باید جامع افراد و مانع اغیار باشد؛ بدین معنا که الفاظ مورد استفاده در تعریف با شیئ مورد تعریف، در صدق برابر باشد. با ذکر این شرط تعریف به اعم مطلق، اخص مطلق، اعم و اخص من وجه و تعریف به متباین را نادرست می‌دانند؛ زیرا تعریف به اعم مانع اغیار نیست، با ذکر آن هم چیزهایی که مورد نظر است داخل می‌شود و هم چیزهای دیگر؛ از باب نمونه اگر انسان را اینگونه تعریف کنند که جانداری است که راه می‌رود، این تعریف شامل غیر انسان نیز می‌شود، زیرا برخی دیگر از جانداران نیز راه می‌روند. تعریف به اخص نیز غلط است، زیرا این‌گونه تعریف جامع افراد نیست، از باب نمونه اگر انسان به جاندار طالب حکمت تعریف شود، این تعریف اخص است، زیرا تمام انسان‌ها را شامل نمی‌شود. تعریف به اعم و اخص من وجه نیز نه جامع است و نه مانع؛ زیرا هم همه افراد معرف را شامل نمیشود و هم مانع غیر آن نیست. تعریف به متباین هم که روشن است که هیچ یک از افراد معرف را شامل نمی‌شود. البته این نظرگاه اکثر منطق‌دانان متاخر است، ولی قدما تعریف به اعم یا اخص را جایز می‌شمردند زیرا تعریف به اعم یا اخص سبب تمایز نسبی شیء مورد نظر از غیر می‌شود.

2. معرِف[2] باید نزد مخاطب از معرف روشن‌تر باشد؛ با این شرط دو گونه تعریف دیگر قابل قبول نیستند: یکی تعریف به مساوی، یعنی به چیزی که از لحاظ وضوح و ابهام همانند خود آن پدیده است. از باب نمونه اگر عدد فرد این‌گونه تعریف شود: عددی است که از عدد زوج یک واحد کمتر است، این تعریف نادرست است؛ زیرا عدد زوج نزد مخاطب روشن تر از فرد نیست. مورد دوم تعریف به چیز مبهم‌تر است، از باب نمونه اگر در تعریف نور گفته شود چیزی است شبیه وجود، چنین تعریفی نادرست است. زیرا وجود برای مخاطب مبهم تر از نور است. بر همین اساس نکته‌ دیگری را نیز اضافه می‌کنند و آن اینکه‌ الفاظ به کار رفته در تعریف نیز باید روشن و فاقد ابهام باشد. لذا تعریف به الفاظ پیچیده غیر قابل پذیرش است، چنانکه تعریف با الفاظ کنایی، استعاری، مجازی، مشترک و مانند آن نیز بدون قرینه نادرست است.

3. معرِف نباید عین معرف باشد؛ اگر از باب نمونه حرکت به جابجایی تعریف شود از نظر منطق دانان نادرست است، البته اگر به صورت اجمال و تفصیل باشد اشکالی ندارد، ولی اگر در تعریف، خود همان چیز بدون هیچ گونه تفصیل بیان شود مفید نیست.

4. تعریف دوری نباشد؛ تعریف دوری بدین معناست که در آن از مفهومی استفاده شود که شناخت خود آن جز با شناختن معرَف ممکن نیست. دور نیز خود دو قسم است، گاه معرَف به طور مستقیم بر معرِف وابسته است و گاه به چیزی وابسته است که شناخت آن چیز بر معرِف توقف دارد. اولی را دور روشن (=مصرح) و دومی ‌را دور پنهان(=مضمر) می‌نامند. دور روشن مانند این است که در تعریف خورشید گفته شود: خورشید ستاره‌ای است که در روز طلوع می‌کند، در حالیکه "روز" خودش با خورشید تعریف می‌شود. دور پنهان مانند این است که گفته شود دو، عدد زوج اول است، درحالی‌که زوج را چنین تعریف کرده‌اند: عددی که به دو قسمت مساوی تقسیم می‌شود. خود دو قسمت مساوی نیز اینگونه تعریف می‌شود: دو چیزی که یکی بر دیگری منطبق می‌شود. چنانکه ملاحظه می‌شود در تعریف "دو" سرانجام به خود "دو" رسیدیم و چنین تعریفی باطل است.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS