دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عدالت اجتماعی تجلی عدل الهی

اصول فکری دین مبین اسلام و به طور خاص تشیع واجد ساختاری خاص و اعجاب انگیز است.
عدالت اجتماعی تجلی عدل الهی
عدالت اجتماعی تجلی عدل الهی

اصول فکری دین مبین اسلام و به طور خاص تشیع واجد ساختاری خاص و اعجاب انگیز است. اگرچه در نگاه اول بنابر ترتیبی منطقی توحید بر عدل، عدل بر نبوت، نبوت بر امامت و امامت بر معاد مقدم شده اما از نگاه عرشی و معرفت شناسانه که قائل به وحدت و سایه افکنی عرش بر فرش و معنویت بر مادیات است، پیوستگی و چینش اعجاب آوری بر این اصول فکری حاکم است که وقوف به این ساختار نه تنها از دیدگاه نظری مهم و معرفت زا است بلکه از حیث عمل نیز عرصه جدید و افق روشنی پیش روی بندگان خدا قرار خواهد داد.

برای درک این چینش عرشی که مسامحتاً می‌توان نوع خاصی از دیالکتیک برشمرد، نیازمند اشاره به مقدماتی هستیم که هر یک از این مقدمات خود فصلی مهم و راهگشا در مباحث معرفت شناسانه شیعه است.

از آنجا که همه مخلوقات در چینشی هرمی به صادر اول و سپس به حضرت حق تعالی متکی و محتاج‌اند و وجود می‌یابند، هر یک به نوبه خود آینه‌ای بر صفات خدای متعال و نشان دهنده وجود و اثر او هستند اما وقتی همه این خلایق با وجود خویش و وظیفه مندی محیرالعقول خود به یکسو اشاره می‌کنند، آن پیام عام و همه گیری که می‌فرستند یگانگی خالق است. یعنی از این منظر آنچه در گستره عالم دیده و فهمیده می‌شود تجلی وحدانیت الهی و بیانگر توحید کامل است.

براین اساس، اصول فکری اسلام نیز که درصدد ساختن انسان از حیث عقیده و عمل است علی رغم ظاهری مختلف هر یک نمایی از توحید بوده و انگشت اشاره ای دارد به یگانه پرستی و دوری از خودپرستی که سخت‌ترین دشمن توحید است، لسان الغیب و عارف کامل حافظ شیرازی این صحنه بدیع معرفت شناسانه را اینگونه می‌سراید:

ای دل مباش یک دم خالی زعشق و مستی

وآنگه برو که رستی از نیستی و هستی

گرجان به تن ببینی مشغول کار او شو

هر قبله‌ای که بینی بهتر زخودپرستی

یکی از روابطی که ما بین همه اصول فکری شیعه قابل مشاهده و بحث است تاثیرگذاری مرتبتی بین آنهاست. بنابر این رابطه هرچه عقیده ای به راس هرم توحید نزدیکتر باشد قدرت اثرگذاری و حضور بیشتری در عقاید مراتب بعد از خود را دارد که اصل توحید نیز خود در این ساختار دیده می‌شود.
براین اساس همه اصول فکری ما زاییده عقیده و فکر پیشین خود هستند که در مجموعه پنجگانه اصول دین فهم و شهود این ترتّب عیان تر است. بدین معنا که تجلی تام توحید، عدل را ایجاد کرده و معنا می‌بخشد و عدل در وجود فرستاده خدا درک شده و نبوت حقیقی است که عدل الهی را به طور کامل و شفاف متجلی می‌سازد. پس از آن امامت است که ظرف شناساندن و اثبات حقانیت نبی و نبوت و مُجری پیام های آسمانی اوست و معاد نیز ماحصل همه این عقاید و محملی برای اثبات پیروی از امام و جانشینی رسول الله است. همانطور که در قرآن کریم نیز در وصف قیامت آمده: یوم ندعو کل اناس بامامهم (الاسراء 71)

مطابق صریح آیات متعددی از قرآن کریم و روایات متقن و مستندی از پیامبر اعظم(ص) و معصومین(ع) دو اصل «ایمان به خدا» و «روز آخر» بیانگر کمال ایمان و قرارداشتن در صراط مستقیم الهی است. یعنی با توجه به این منظر اصول دین ما به دو بخش کلی تقسیم می‌گردد. یکی ایمان به خدا که در چهار اصل توحید، عدل، نبوت و امامت نهفته است و البته در معاد نیز موجود و متبلور است و دوم خود عقیده به معاد به عنوان یوم الآخر؛ بنابراین دسته اول از ارکان ایمان که در چهار اصل اول موجود است نیز از چینش عرشی خاص خود بهره مندند که می‌توان با ساز و کار غیب و شهود به آن دست یافت یعنی اصل توحید، غیب و سه اصل دیگر شهودی هستند. پس سه اصل دوم بیان و بازتاب غیب الهی بوده و خود اتحادی خاص با یکدیگر دارند و آن اتحاد، جوهره عدل به عنوان تجلی تام توحید در زندگی انسان است. نتیجتاً چهار عقیده اول از اصول دین جلوه های مختلف غیبی و شهودی از عدل الهی هستند همانطور که اصل پنجم نیز عرصه ظهور و درک کامل از عدل الهی است. اشارات متعدد قرآن کریم به صفت عدل و نبود ظلم در وجود مقدس انبیای الهی بیانگر همین عهده داری بوده و عصمت و امامت اوصیا نیز در همین راستا اهمیت می‌یابد و این دو در کنار اصل عدل، نقطه هدایتگری و سازندگی مومن و توجه او به ولی مطلق حق است چرا که تنها نقطه سنخیت ساز بین مومن و ولی، عدل و عادل بودن است که او را به نبوت، توحید و در نهایت به معاد نیز می‌رساند.

امام علی(ع)، ولی مطلق حق و جانشین منصوص خاتم الانبیا(ص)، گذشته از حقیقت وجودی مبارک خویش که از درک غیرمعصوم خارج است، مجری تمام و کمال شریعت محمدیه(ص) که اکمل ادیان آسمانی است، بوده و حکومت او و جانشینانش بیانگر فلسفه حکومت همه انبیای الهی است و از آنجا که بسط عدل پس از توحید و در راستای آن، فلسفه حکومت الهی بر روی زمین و به دست خلیفه الله است، پس اصل امامت عهده دار عدالت اجتماعی و تجلی بخش عدل و توحید در زمین بوده و با به کمال رساندن انسان‌ها و ایجاد بهشت زمینی، اتحاد و بلکه عینیت عدل الهی با تشکیل حکومت جهانی اسلام را اثبات می‌کند و این بزنگاهی برای ورود به بحث منجی طلبی و شناخت کم و کیف حکومت عادلانه امام مهدی(عج) در سراسر گیتی است.

با ملاحظه این پیشگفتار و مقدمات چهارگانه فوق به این نتیجه می‌رسیم که تحقق عدالت اجتماعی به معنای تجلی توحید و یگانه پرستی خواهد بود که از نگاه جامعه شناسانه اسلامی اینگونه توضیح داده می‌شود که از یک سو، هر چقدر اعضای جامعه انسانی، موحدتر باشند زمینه عدالت گستری را آماده تر می‌سازند و بر این اساس تشکیل حکومت عدل جهانی بازتاب یگانه پرستی ولی مطلق حق و پیروان اوست و از سوی دیگر برای رسیدن به غایت زندگی زمینی و رسیدن به کمال انسانی که در گرو بسط عدل در تمامی شئون فردی و جمعی بشر است، ضرورتاً محتاج افراد یگانه پرست هستیم و این یعنی هر انسانی صرف یگانه پرستی در دایره وسیع حکومت ولی الله و منجی موعود جای می‌گیرد و دشمنان حقیقی عدالت گستری و تشکیل حکومت جهانی اسلام مشرکان و خودپرستان هستند.

گستره عدالت امام مهدی(عج) نیز نشان دهنده تجلی صفات الهی بر روی زمین و رسیدن به مرتبه ای از شهود حقیقی برخوردار از علم، معرفت و عمل صالح از سوی منجی طلبان است که بی شک در ادیان، اقوام و اقشار مختلف انسان ها حضور دارند. فرمایش قرآن کریم در شرح این عدالت گستری جهانی بسیار قابل تامل و عمیق و الهام بخش و حسن ختام این نوشتار است؛ آنجا که می‌فرماید: هوالذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق لیظهره علی الدین کله و لوکره المشرکون (صف9)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS