دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عقاید ماتریدیه (توحید) (beliefs metrid (unity

No image
عقاید ماتریدیه (توحید) (beliefs metrid (unity

نویسنده : محمد محسن مرداني

كلمات كليدي : توحيد، توحيد ذاتي، ربوبيت، الوهيت، ماتريديه

معنای توحید

توحید در لغت از وحده به معنای تک بودن[1] و انفراد آمده است و در اصطلاح به معنای ایمان به خدای یگانه و برای او شریک قرار ندادن است.[2]

تمام فرق اسلامی بر مساله توحید تاکید بسیار داشته تا جاییکه توحید را اولین و مهمترین اصل از اصول دین قرار داده­اند و حتی برخی علم کلام و علم اصول دین را علم توحید نامیده­اند.[3]

آیات توحیدی:

و الهکم اله واحد لا اله الا هو[4]

انما الله اله واحد [5]

قل الله خالق کل شیی و هو الواحد القهار [6]

لا تتخذوا الهین اثنین انما هو اله واحد فایای فارهبون [7]

روایات توحیدی:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): التَّوْحِیدُ نِصْفُ الدِّین[8]

توحید نصف دین است

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): التوحید ثمن الجنة [9]

توحید بهای بهشت است .

عَنِ النَّبِیِّ(ص): قَالَ إِذَا قَالَ الْعَبْدُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ طَمَسَتْ مَا قَبْلَهَا مِنَ السَّیِّئَاتِ یَقُولُ [اللَّهُ‌] لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی مَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ عَذَابِی[10]

پیامبر مکرم اسلام فرمودند: زمانی­که بنده بگوید: لا اله الا الله گناهان قبلی­اش نابود شده و خداوند می­فرماید: «لا اله الا الله» دژ من است و هر کس داخل این دژ شود از عذاب من ایمن خواهد بود.

هر چند در بین شیعه و سنی در فروعات این مساله اختلافاتی هست ولی در اصل توحید با هم متفق­القول هستند. ماتریدیه هم از این اصل مستثنی نبوده و توحید و مراتب آن را قائلند.

توحید ذاتی

توحید ذاتی عبارت است از نفی ترکیب از خدا و نفی تعدد از ذات باریتعالی که از نظر ماتریدیه، خدا از هر گونه شائبه جسمیت و جسمانیت مبّرا است و به هیچ وجه نمی­توان آن را جسم دانست.[11]

ماتریدیه می­گویند: امر مرکب، ناگزیر اوصاف و اشکالی متفاوت همچون طویل بودن و یا مثلث بودن و... به خود می­گیرد و اگر بگوییم ذات خداوند امری مرکب است باید بگوییم تمام این أشکال در ذات خداوند وجود دارد و این مستلزم اجتماع اضداد در ذات خدا و محال است و اگر بگوییم که تنها برخی از این اجزا در ذات خدا وجود دارد... این امر مستلزم قرار گرفتن خدا تحت قدرت غیر و از أمارات حدوث و مستلزم محال خواهد بود و حتی به نظر ماتریدیه ترکیب در خدا به توحید نوع دوم یعنی عدم تشریک برای خدا نیز ضربه می­زند. نسفی از بزرگان ماتریدیه در این زمینه می­نویسد:

«کثرت اجزا و تبعض و تجزیه بر خداوند محال است. زیرا در این صورت هر یک از اجزای آن از دو حال خارج نیستند: یا متصف به صفات کمالند که در این صورت هر یک از اجزا حی و قادر و...هستند و در نتیجه هر یک خدای جداگانه خواهند بود و ناگزیر به خدایان متعدد منتهی می­شوند و... و یا هر یک از اجزا به صفت کمال متصف نیستند که در این صورت به ضد اوصاف کمالی متصف خواهند بود و این از أمارات حدوث و محال است».[12]

بیان توحید ذاتی

از بین انواع توحید تحقیقاً می­توان گفت که توحید ذاتی و در بین آنها این قسم دوم یعنی نفی تعدد از ذات خداوند متعال اصلی­ترین مبحث در مباحث توحید بیان شده است. استدلالات مختلفی از ناحیه ماتریدیه برای این نوع توحید بیان شده است. مثلا ابومنصور ماتریدی بیان می­کند که «وقتی می­بینیم جهان بصورت واحدی تدبیر می­شود بیانگر آن است که جهان در دست مدبری واحد تدبیر می­شود». یا در استدلال دیگر می­گوید: «اینکه اشیا یا ضارّند یا نافع و هیچگاه دیده نشده هر دو صفت در یک شئ جمع شوند و این خود نشانگر خالقی واحد است».[13] آنان این برهان را، برهان تمانع نامیدند.

آنها می­گویند: روش شاهان این است که سلطه و نفوذ خود را بر تمام سلاطین و دیگر پادشان بگسترانند و خود یکّه­تاز این میدان باشند و طبیعتاً خداوند هم از این قاعده مستثنی نیست. از این روی اگر خدایی غیر از این خدای واحد وجود داشت آثار سلطنت و خالقیت او آشکار می­گردید و چه بسا با هم جنگهایی داشتند و این ثُبات همیشگی دلالت بر وجود خدای واحد بی­همتا دارد. برای اثبات این مطلب به آیه 22 سوره انبیاء نیز تمسک می­کنند:

لو کان فیهما الهه الا الله لفسدتا.[14]

اگر در آسمان و زمین، جز «اللَّه» خدایان دیگرى بود، فاسد مى‌شدند.

دفع شبهه

برای برخی شبهه شده است که ماتریدیان فقط و فقط به بحث در توحید ذاتی پرداخته و از دیگر توحیدها حتی الوهیت و ربوبیت سخنی به میان نیاورده­اند که ما در این مقاله و مقالات بعد اثبات می کنیم که اینچنین نبوده از برخی به صراحت صحبت کرده و از برخی دیگر در فهوای کلام خود مطلبی را به میان آورده­اند که دلالت بر نوع اعتقاد آنان می­نماید. اولا ماتریدی در کتاب تاویلات اهل السنه ذیل آیه «و الهکم اله واحد لا اله الا هو الرحمن الرحیم»[15] به بحث از توحید الوهیت پرداخته و این در حالی است که به اعتقاد برخی از ماتریدیان توحید در الوهیت نتیجه توحید در ربوبیت است و مترتب بر آن هست و انسان کسی را سزاوار پرستش می­داند و در برابر او سر تعظیم فرود می­آورد که وی را خالق و مدبر هستی خود بداند.[16] پس با اثبات توحید در ربوبیت و خالقیت، توحید در الوهیت هم ثابت می­شود .

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS