دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

در این نوشتار سعی شده است نقش پدر در خانواده به خصوص در رابطه پدری- دختری مورد تدقیق قرار گرفته و راهبردهای موثر عملی پیشنهاد گردد.
فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری
فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

(طیبه قائمی بافقی، دانشجوی دکتری مدرسی اخلاق اسلامی، طلبه سطح 3 تعلیم و تربیت اسلامی)

در این نوشتار سعی شده است نقش پدر در خانواده به خصوص در رابطه پدری- دختری مورد تدقیق قرار گرفته و راهبردهای موثر عملی پیشنهاد گردد. نقش پدر در خانواده تأثیر فوق العاده مهمی بر سلامت روحی، روانی و جسمی فرزندان دارد. بنابراین پدری که، تمایل به بهبود و تقویت سلامت روانی خانواده خصوصا دختران خود که به اذعان همه روان‌شناسان آنها را پدری‌تر می‌دانند باید کیفیت روابط خود را ارتقاء دهد که این مهارت با کمک اندیشمندان مختلف سهل‌تر می‌شود.

اگر نگاهی دقیق، علمی و موشکافانه به رابطه پدری-دختری داشته باشیم درمی‌یابیم، این مساله موضوعی فرادینی، فراملیتی می‌باشد که برساختی فطری دارد و در عین اخذ مشترکات بحث در هر مکتب، آئین و روشی خروجی تربیتی متناسب با ارزشهای خود را به همراه خواهد داشت. لذا می‌توان از مشترکات موضوع رابطه پدری - دختری به عنوان اصول عام اخلاقی یاد کرد که انحصار به زمان و مکان خاصی نداشته بلکه کاربردی عمومی دارد که برای تمام افراد با سلایق گوناگون که قائل به بنیان خانواده باشند، مفید فایده خواهد بود.

یک اصل عام که همواره در اسلام مورد تاکید است و ضروری است اینجا متذکر شویم تاثیرگذاری عمل بر نتیجه است.«وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى».﴿نجم/۳۹﴾ بدان معنی که اگر ما به دنبال نتیجه مطلوب هستیم باید روی عمل شایسته خود سرمایه‌گذاری کنیم. برای داشتن نسلی نیکو والدین روی خود کار کنند. زیرا همان‌ گونه که حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: «كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى اَلْفِطْرَةِ وَ إِنَّمَا أَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ وَ يُنَصِّرَانِهِ وَ يُمَجِّسَانِهِ».[1]

بنابراین قرآن کریم خطاب به والدین می‌فرماید:« اى کسانى که ایمان آورده اید! خود و خانواده خویش را از آتشى که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌ها هستند نگاه دارید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ».﴿تحریم/6﴾

این دستورالعمل بایست سنگ بناى خانواده در تمام مراحل، اعم از ازدواج، تولد و تربیت فرزند، و با برنامه‌ریزى صحیح و با نهایت دقت از سوی زوجین خصوصا مرد تعقیب شود. زیرا قوامیت مرد و حق زن و فرزند منحصر در تأمین هزینه زندگى و مسکن و تغذیه آنها نیست، مهم‌تر از آن، توجه به نیازهای ایمانی و معنوی روح و جان آنها و به کار گرفتن اصول تعلیم و تربیت صحیح است.

در راستای این برنامه درازمدت و مهم به مرد توصیه می‌شود در اولین مرحله تشکیل خانواده یعنی انتخاب همسر دقت نظر لام را داشته باشد تا بستر تربیتی مناسبی در کنار مراقبت نفس خودش برای تربیت فرزندانش و داشتن خانواده خدامحور که دور از غضب و آتش خشم پروردگار فراهم نماید. امام صادق(ع) درباره اهمیت توجه به ملاک های انتخاب همسر فرمودند: «انظر این تضع نفسک و من تشرکه فی مالک و تطلعه علی دینک و سرک؛ خوب دقت کن که خودت را در کجا می نهی و چه کسی را در مالت شریک می گردانی و بر دین و اسرارت آگاه می سازی».[3]

از سوی دیگر دختر رحمتی مضاعف برای رستگاری پدر تلقی می‌شود.در روایتی رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرمایند‌‌: «مَن کانتْ لَه ابنةٌ فأدّبَها و أحْسَنَ أدَبها و علّمَها فأحْسَنَ تعلیمَها؛ فأوسَعَ علَیها مِن نِعمِ اللّه ِ الّتی أسبَغَ علَیهِ کانَتْ لَه و سِتْرا مِن النّارِ: هرکه دخترى داشته باشد و خوب تربیتش کند و او را به خوبى دانش بیاموزد و از نعمت‌هایى که خداوند به او عطا کرده به وفور بهره‌مندش کند، آن دختر، سپر و پوشش پدر در برابر آتش دوزخ خواهد بود».[4]

نبی مکرم اسلام(ص) که در اخلاق و رویکرد خانوادگی در کنار سایر خصایل سرآمد صاحبان کرامت اخلاق هستند در زمانی که اوج بی‌توجهی به دختر می‌شد، بهترین رفتار و را عمل و توصیه می‌کردند. از خالد بن برقی وارد است که: «بُشِّرَ النَّبِيُّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بِابْنَةٍ فَنَظَرَ فِي وُجُوهِ أَصْحَابِهِ فَرَأَى الْكَرَاهَةَ فِيهِمْ فَقَالَ مَا لَكُمْ رَيْحَانَةٌ أَشَمُّهَا وَ رِزْقُهَا عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَانَ ص أَبَا بَنَاتٍ؛ رسول خدا را به میلاد دخترش فاطمه بشارت دادند؛ در چهره اصحاب خود نگریست و آنان را ناراحت یافت، فرمود: شما را چه می‌شود. (او همچون) شاخه ریحانی است که او را می‌بویم و روزیش بر خداوند عزّ و جلّ است».[5]

در روایات فراوانی ارزش و احترام خاصی برای فرزند دختر بیان شده است. از جمله: پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‌فرمایند: «نِعْمَ الْوَلَدُ الْبَنَاتُ مُلْطِفَاتٌ مُجَهِّزَاتٌ مُونِسَاتٌ مُبَارَكَاتٌ مُفَلِّيَات‏؛ دختران چه فرزندان خوبی هستند: مهربان، باجهاز، اهل انس و الفت، با برکت و با نظافت می‌باشند».[6] همچنین از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده که فرمودند: «البنون نعم و البنات حسنات واللَّه یسأل عن النعیم و یثیت علی الحسنات» «پسران نعمت خدایند و دختران نیکی هایند و خداوند از نعمت‌ها سؤال می‌کند و بر نیکی‌ها پاداش می‌دهد» [7] و در عبارت دیگری می‌فرمایند: «اَلبَناتُ حَسَناتٌ و َالبَنُونَ نِعَمٌ فَالحَسَناتُ تُثابُ عَلَيهِنَّ و َالنِّعمَةُ تُسأَلُ عَنها؛ دختران خوبى‏‌ها و پسران نعمت‏‌اند، به خوبى‏‌ها ثواب مى‏‌دهند و از نعمت‏ها سئوال مى‏‌شود».[8]

اسلام باتوجه به اهمیت سلامت روانی، عاطفی دختران به عنوان عنصر نسل‌پرور بشریت، تا به تعالی شایسته انسانی و دستیابی به عدم تبعیض و تحقیر دختران در خانواده، پيامبر (صلى‌الله‌عليه‌و‌آله) با اشاره به حفظ عزّت و ارزشمندى فرزند و عوارض روانى عملكردهاى نامطلوب، نسبت به دختر فرمود: «مَن كَانَت لَهُ أُنثَى فَلَم يُؤذِهَا وَ لَم يُهنِها وَ لَم يُؤثِر وُلدَهُ عَلَيهَا أَدخَلَهُ اللّهُ الجَنَّهَ؛ كسى كه فرزند دخترى داشته باشد و او را اذيت نكند و توهين نكند و پسر را بر او ترجيح ندهد، خداوند، او را وارد بهشت مى‌كند».[9]

بلکه به این بسنده نکرده و اولویت‌بخشی دختر را به پدر و مادر توصیه می‌‌کند تا سعی نمایند در صورت تهیه هدیه از دخترشان شروع کنند؛ پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در این رابطه می‌فرمایند: «مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتُرِیَ تُحْفَةً فَحَمَلَهَا الی عِیَالِهِ کان کحامل صَدَقَةَ الی قَوْمٍ مَحَاوِیجَ ولیبدا بالاناث قَبْلَ الذکور فَانٍ مَنْ فَرَّحَ ابْنَتَهُ فکانما أَعْتَقَ رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ اسماعیل...؛ هر کس به بازار رود و هدیه‏‌ای برای خانواده‏‌اش بخرد و ببرد، [پاداش او] مانند کسی است که برای نیازمندان صدقه می‏‌برد. [و هنگامی که هدیه را به خانه می‌‏برد]، باید، قبل از پسران، به دختران بدهد، زیرا کسی که دخترش را شادمان کند، مانند کسی است که یک بنده از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است».[10]

اگر خانواده با این توصیه‌ها شکل گیرد و راهبری شود محیط امنی خواهد شد که تمام اعضا با آرامش و سلامت روان، با نشاط و مهربانی و صمیمیت به رشد و بالندگی رسیده و خواهند توانست در اوج شکوفایی و کارآمدی در خانواده و اجتماع حاضر شده و متناسب استعداد و قابلیت خود در پیشبرد اهداف شخصی و اجتماعی موثر باشند.

 

 

منابع

[1]  عدة الداعي و نجاح الساعي،  جلد۱، صفحه۳۳۲، http://noo.rs/ZT5ke

[2] كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، ‏كافي، قم‏: دار الحديث، ‏1429ق، ج ٥، ص٣٢٣.

 [3] همان، ج11، ص336.

[4] میزان الحکمه، جلد ۱، ص ۱۰۷

[5] حر عاملى، محمد بن حسن‏، وسائل الشيعة، قم‏: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، 1409ق، ج21، ص365.

[6] همان، ج۲۱ ص۳۶۲.

[7] اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة في معرفة الأئمة، جلد۲،  صفحه۲۰۵، تبریز: بی‌‌نا، 1381ش.

 [8] حرانی، ابن شعبه، حسین بن روح، تحف العقول، قم: جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم، 1404ق، ص382.

 [9] نورى، حسين بن محمد تقى، ‏مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏، قم‏: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، 1408ق ج2، ص118.

[10] حر عاملى، محمد بن حسن‏، وسائل الشيعة، قم‏: مؤسسة آل البيت (عليهم‌السلام)، 1409ق، ج21، ص514.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
Powered by TayaCMS