دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فلسفه نماز از منظر احاديث

No image
فلسفه نماز از منظر احاديث

 نماز در اسلام به عنوان ستون دين معرفي شده و احاديث و روايات زيادي درباره اين عبادت وجود دارد كه هر كدام به بعدي از آن اشاره كرده‌اند. در تمام عبادات، تنها فرمان الهي كفايت مي‌كند، زيرا خداوند حكيم و پروردگار عليم، هيچ فرماني را بدون جهت صادر نمي‌كند و هيچ دستوري را بدون حكمت و مصلحت نمي‌دهد، پس امر و حكمش به تنهايي بس است و نيازي به دانستن فلسفه آن نيست. بلكه مي‌توان گفت اگر زماني مأموريت انجام گرفت، از جهت شناخت فلسفه آن، بدون توجه به فرمان خدا، چنان عملي پذيرفته نخواهد شد، زيرا به عنوان امر مولي انجام نگرفته، مگر آنكه هدف و انگيزه از انجام عمل، فرمان خدا باشد كه چون او فرمانفرما و ما بنده‌ايم. غرض از فلسفه عبادت، معرفت بيشتر نسبت به مولي است، چون وقتي حكمت و فلسفه عمل فهميده شد، محبت بنده نسبت به خدا زيادتر مي‌شود و مي‌داند كه او به مصالح و مفاسد داناست و در چيزي كه فرمان مي‌دهد و چيزي كه منع مي‌فرمايد خيري نهفته است. در ابتدا به دو روايت از امام علي (ع) اشاره مي‌كنيم. از حضرت علي (ع) روايت شده كه فرمود: شما را به نماز و حفظ آن سفارش مي‌كنم، زيرا آن بهترين عمل و ستون دين شماست. 1 همچنين اميرالمومنين(ع) در وصيت خود به حسنين عليهما السلام در شب آخر عمرخود فرمود: الله الله الصلوة؛ خدا را خدا را، درباره نماز در نظر آوريد. ابن سنان روايت كرده كه از حضرت رضا(ع) سوالاتي شد كه از جمله آنهاست اين مساله كه چرا نماز واجب گرديده است؟ حضرت فرمود: علت وجوب نماز آن است كه آن نماز اقرار به ربوبيت براي خداي عزوجل و برانداختن شرك و طاغوت و به پا ايستادن در برابرخداي «جل جلاله» با ذلت و مسكنت، و خضوع و اعتراف و طلب گذشت از گناهان گذشته، و نهادن صورت بر زمين در هر روز به جهت بزرگداشت خداي بزرگ است، و اينكه ياد‌كننده باشد بدون فراموشي و كراهت و گردنكشي و خاشع و ذليل و راغب و طالب براي زيادتي در دين و دنيا علاوه برآنچه در آن است از لزوم و مداومت بر ذكر خداي عزوجل در شب و روز تا اينكه بنده، آقا و مدبر و آفريدگار خود را فراموش ننمايد، پس گردنكشي نكرده و طغيان ننمايد، و در ياد خدايش باشد و در پيشگاه پروردگار خود بايستد، در حالي كه از گناهان بيزار و نماز، او را از تمام انواع فساد مانع شود. 2همچنين از امام مجتبي(ع) روايت شده كه فرمود: عده‌اي از يهود خدمت رسول خدا(ص) شرفياب گشته، اعلمشان پرسيد خدا براي چه در اين پنج وقت، نمازهاي پنجگانه را واجب فرموده است؟ حضرت فرمود؛ وقتي خورشيد طلوع مي‌كند، براي آن حلقه و دايره‌اي است كه در آن داخل مي‌شود، هنگامي كه درآن داخل شد، زوال شمس محقق مي‌گردد، پس هر چه زير عرش است، براي جلال پروردگارم، تسبيح مي‌نمايد وآن ساعتي است كه در آن پروردگارم بر من درود مي‌فرستد، پس خداي عزوجل بر من و امت من، در آن ساعت نماز را واجب فرموده است و گفته نماز را از زوال شمس تا نصف شب بپادار. (آيه شريفه 78، سوره اسرا) . و آن ساعتي است كه جهنم در آن ساعت، روز قيامت آورده مي‌شود، پس هيچ مومني نيست كه در اين ساعت به سجده يا ركوع يا قيام موفق شود، جزآنكه خداوند عزوجل جسد او را برآتش حرام گرداند. و اما نماز عصر، پس آن ساعتي است كه آدم در آن از درخت خورد، پس خدا او را از بهشت بيرون كرد. خداوند فرزندان او را به اين نماز تا روز قيامت فرمان داده، و آن را براي امت من برگزيد، پس آن از محبوب‌ترين نمازهاست به سوي خداي عزوجل و مرا سفارش فرمود كه آن را از ميان نمازها محافظت نمايم. و اما نماز مغرب؛ پس آن ساعتي است كه خداوند در آن، توبه آدم را پذيرفت و ميان ساعتي كه از درخت خورد تا زماني كه خداوند بر او توبه را پذيرفت، سيصد سال از روزهاي دنيا بود، و در روزهاي آخرت روزي است مانند هزار سال، از وقت نماز عصر تا عشا پس آدم سه ركعت نماز خواند؛ يك ركعت براي خطاي خود و يك ركعت براي خطاي حواء و ركعت ديگر براي بازگشتش به سوي خدا، پروردگار عزوجل اين سه ركعت را بر امت من واجب فرمود؛ و آن ساعتي است كه دعا درآن مستجاب است، و خداوند مرا وعده داده كه هر كس او را در اين ساعت دعا كند او را اجابت نمايد، و اين نمازي است كه پروردگار عزوجل مرا به آن امر نموده و فرموده؛ منزه است خدا، هنگامي كه شب كرده و زماني كه صبح مي‌نماييد. (آيه شريفه 17 سوره روم). و اما نماز عشاء؛ پس براي قبر تاريكي است و براي روز قيامت تاريكي است، خداوند من و امتم را به اين نماز در اين وقت فرمان داده تا قبور آنها را روشن ساخته و نوري شود براي صراط، و هيچ قدمي نيست كه به سوي نماز عشا برداشته شود، جز آنكه خداوند جسد «صاحب» آن را برآتش حرام ساخته و آن نمازي است كه خداوند براي پيامبران قبل از من بر گزيده است. و اما نماز صبح؛ به راستي كه آفتاب وقتي طلوع مي‌كند، بر دو شاخ شيطان طلوع مي‌كند، خداوند مرا فرمان داده كه نماز صبح را قبل از طلوع آفتاب و پيش ازآنكه كافر براي آن سجده كند به جا آورم، پس امت من براي خدا سجده كند و تعجيل درآن نزد خدا محبوب‌تر است، و آن نمازي است كه فرشتگان روز و شب برآن گواهي دهند. يهودي گفت؛ راست گفتي يا محمد! 3

 

منابع: 1- بحار الانوار، ج 2، ص 209.

2- وسائل‌الشيعه، ج2، ص 4.

3- الوافي، ج 2، ص 16؛ وسائل الشيعه، ج 2، ص 8؛ بحارالانوار، ج 82، ص 253 و علل الشرايع، ج 2، ص 26

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS