دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قرب خدا؛ مطلوب واقعی

در نوشتار قبل گفتیم که انسان موجودی مختار است و با انتخاب و تلاش آگاهانه خویش می‌تواند به کمال واقعی و نهایی خود دست یابد و از این جهت، در درجه اول، «شناخت کمال نهایی» و در درجه دوم، «شناخت راه‌های وصول به آن کمال» ضرورت می‌یابد.
قرب خدا؛ مطلوب واقعی
قرب خدا؛ مطلوب واقعی
نویسنده: مصطفی یاسینی

در نوشتار قبل گفتیم که انسان موجودی مختار است و با انتخاب و تلاش آگاهانه خویش می‌تواند به کمال واقعی و نهایی خود دست یابد و از این جهت، در درجه اول، «شناخت کمال نهایی» و در درجه دوم، «شناخت راه‌های وصول به آن کمال» ضرورت می‌یابد. در بین راه‌های گوناگونی که برای رسیدن به این مقصود متعالی وجود دارد، ساده ترین و کوتاه‌ترین و در عین حال استوارترین راه، مطالعه و بررسی امیال، گرایش‌ها و کشش‌های فطری است که خداوند در وجود ما به ودیعت نهاده است تا مسیر تکامل ما هموار گردد.

مطلوب هر یک از امیال فطری که شعاع آن به سوی بی نهایت امتداد می‌یابد، در نهایت با سایر مطلوب‌ها متحد می‌گردد و در حقیقت یک مطلوب است که از دیدگاه‌های گوناگون نگریسته می‌شود و از جهات گوناگون و با عناوین متفاوت مورد جستجو قرار می‌گیرد. از باب تشبیه معقول به محسوس؛ مثلاً انسان سیب می‌خواهد و یک مطلوب دارد، اما با چشمش رنگ آن را می‌جوید و با بینی‌اش بوی آن را و با ذائقه‌اش مزه آن را. مطلوب واقعی انسان عبارت است از وابستگی به موجودی بی نهایت کامل؛ یعنی قرب خدای متعال که در روایات متعددی از آن یاد شده است. این مطلوب واقعی در آغاز با چهره‌ها و وجوه متفاوتی خودنمایی می‌کند و از جمله وجوه و چهره‌های آن، قدرت، علم و محبت است.

در این مقام و مرتبه، انسان ارتباط کامل خود را با آفریدگار می‌یابد و خود را متعلق و مرتبط به او، بلکه عین تعلق و ربط به او مشاهده می‌کند و در برابر او برای خود هیچ نوع استقلال و استغنایی نمی‌بیند. نه اینکه ورای وجود خداوند، برای خود استقلالی ببیند و آن گاه خود را مختار در بندگی خدا و یا عدم بندگی او بیابد. گاهی ارتباط بین دو موجود ارتباطی ناقص است، به این معنا که آن دو موجود مستقل به نحوی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده اند و به مجردی که ارتباط آن دو قطع شود، به عنوان دو موجود مستقل و منفک از یکدیگر باقی می‌مانند.

اما در ارتباط کامل بین دو موجود، ما دو موجود کاملاً مستقل از یکدیگر نداریم، بلکه در یک طرف موجودی مستقل و اصیل قرار دارد و موجود دیگر که با آن ارتباط دارد از خود هیچ استقلالی ندارد و وجود او عین ربط و تعلق است؛ نه اینکه موجودی است دارای ربط و تعلق که بتوان برای او استقلال فرض کرد. آن موجود، به جز تعلق و ربط به آفریدگار، هیچ هویتی و بقایی ندارد. مثل ربط و تعلق اراده به نفس انسان که ورای نفس هیچ حقیقت و واقعیت مستقلی ندارد، تا واسطه‌ای آن را به نفس مربوط سازد و در صورتی که واسطه کنار نهاده شود و ارتباط اراده با نفس بگسلد، دو هویت مستقل به نام نفس و اراده بر جای بمانند؛ بلکه اگر ارتباط و تعلق اراده به نفس قطع گردد، دیگر اثری از اراده بر جای نمی‌ماند. همچنین وجود صورت ذهنیه عین تعلّق و ربط با ذهن است و آن صورت ذهنیه حقیقتی و رای ذهن انسان ندارد و اگر ارتباط و تعلّق آن به ذهن قطع گردد، دیگر اثری از آن صورت ذهنیه باقی نمی‌ماند.

در کل، نسبت هر معلول حقیقی با علت حقیقی چنین است و معلول عین تعلق و ربط به علت است که اگر تعلق و ارتباط با علت قطع گردد، اثری از معلول باقی نمی‌ماند. از اینجاست که ما نسبت مخلوقات و از جمله انسان را با خداوند درک می‌کنیم و در می‌یابیم که آنها عین تعلق و ربط به علت حقیقی هستی هستند و از خود هیچ واقعیت و هویتی ندارند و اگر اراده و توجه خداوند از آنها قطع گردد، معدوم می‌شوند و اثری از آنها بر جای نمی‌ماند. این حقیقت و واقعیت ساری در هستی، در صورتی به باور انسان منتقل می‌گردد که او، در جهت سیر روحانی و معنوی، مراحل معرفت را یکی پس از دیگری پشت سر نهد و به کمال والای انسانی برسد. آن گاه علاوه بر اینکه از طریق دانشی چون فلسفه به این حقیقت آگاه می‌گردد، در پرتو نور الهی به شهود و دریافت این حقیقت نیز منتقل می‌گردد و از این گذر، انسان حقیقتاً خود را کاملا وابسته و مرتبط به خداوند می‌یابد و مسلماً به لوازم این شهود و معرفت نیز پایبند خواهد بود.

مقاله

نویسنده مصطفی یاسینی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS