دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

محیط زیست و جمعیت Environment and Population

No image
محیط زیست و جمعیت Environment and Population

كلمات كليدي : محيط زيست، جمعيت، گازهاي گلخانه اي، آلودگي هوا، كاهش جنگل ها، دفع زباله، بيابان زدايي

نویسنده : مريم اميني يخداني

واژه Environment در لغت به‌معنی فضا و محیط زیست و Population به‌معنی نفوس، مردم و جمعیت به‌کار رفته است.[1]

رابطه میان جمعیت و محیط زیست رابطه‌ای است متقابل و دو سویه؛ به این معنی که هم جمعیت و ویژگی‌های آن بر محیط زیست تاثیر می‌گذارد و هم محیط زیست بر جمعیت‌های انسانی و ویژگی‌های آن تأثیر می‌گذارد. به بیان دیگر، باید گفت که هر چند در بررسی رابطه میان جمعیت و محیط زیست بیشتر متغیرهای جمعیت‌شناختی به‌عنوان عوامل اثرگذار در این رابطه مورد توجه قرار گرفته‌اند، ولی واقعیت این است که یک رابطه علّی را نیز می‌توان در جهت عکس یافت. به این معنی که تغییرات زیست‌محیطی نیز نتایج جمعیت‌شناختی در پی خواهد داشت و بر روی بهداشت، سلامتی و تندرستی، مرگ‌ومیر و مهاجرت جمعیت تأثیر می‌گذارد. این رابطه دوسویه همزمان با وقوع انقلاب صنعتی و در نتیجه صنعتی‌شدن جوامع مورد توجه جمعیت‌شناسان قرار گرفته است.[2]

عوامل زیستی مؤثر در سلامت جمعیت

به‌طور کلی، عوامل ذیل عملاً و یا به‌طور بالقوه تعیین‌کننده‌های سلامتی و تندرستی جمعیت‌های انسانی هستند:

  1. شکاف لایه ازون و تولید گازهای گلخانه‌ای؛ لایه ازون در قسمت فوقانی جو قرار دارد. این لایه بسیاری از تشعشات خطرناک خورشیدی را تصفیه می‌کند. فقدان این لایه می‌تواند موجد سرطان پوست و ناهماهنگی‌های چشم در میان انسان‌ها و حیوانات و اختلالات در قابلیت تولید محصولات باشد. ازون توسط کلوروفلوروکاربین‌ها (سی.اف.سی.ها)، گازهایی که قسمتی از سیستم‌های سرمازا، بسته‌بندی به‌شیوه استایروفوم و مواد باروتی تعلیق‌شده را تشکیل می‌دهند، از بین می‌برد. جانشین‌هایی برای سی.اف.سی‌ها فراهم شده‌اند و به‌تدریج جانشین آن‌ها ‌می‌شوند، اما سی.اف.سی‌ها دارای یک زندگی طولانی بوده و از اینکه این جانشینی ممکن است خیلی دیر حاصل شود نگرانی‌هایی وجود دارد.[3] بنابراین افزایش تولید گازهای گلخانه‌ای (سی.اف.سی‌ها، متان، دی‌اکسیدکربن) که بر اثر استفاده از سوخت فسیلی، فعالیت‌های کشاورزی (پرورش دام و گندزدایی شالیزارها) و فعالیت‌های صنعتی حاصل می‌شود موجب گرم شدن جو کره زمین (از طریق عدم انعکاس گرمای خورشید و حفظ آن در جو) شده است.[4]
  1. تغییرات آب‌وهوایی و آلودگی هوا؛ آلودگی هوا دو علت دارد: مصرف انرژی از سوی اتومبیل‌ها و تولیدات صنعتی. مقدار مولکول‌های گازکربنیک، دی‌اکسید گوگرد، سرب و غیره که از این طریق تولید می‌شود، در کشور‌های در حال توسعه 5 تا 6 برابر کشورهای پیشرفته به‌ویژه در شهرهای بزرگ است. آلودگی هوا عامل بیماری‌های تنفسی، گردش خون و سایر بیماری‌هاست که موجب آسیب‌پذیری جمعیت، مرگ زودرس به‌خصوص در شهرهای بزرگ می‌شود.[5]
  1. کاهش جنگل‌ها؛ بر اثر استفاده مفرط از جنگل‌ها و کاهش میزان آن‌ها، دی‌اکسید ‌کربن افزایش می‌یابد.[6]
  1. دفع زباله؛ حجم زباله‌های سخت و مایع، بی‌ضرر یا خطرناک، خانگی یا صنعتی به‌سرعت در حال افزایش است. مقدار زباله‌ای که در اکثر شهرهای کشور فقیر تولید می‌شود، بیش از مقدار معمول است و صنایع نیز در این کشورها، بیش از حد معمول مواد زائد خطرناک، دفع می‌کنند. آب نیز که عنصر پالاینده عمومی است وقتی با زباله‌های صنعتی و خانگی مخلوط می‌شود، موجب آلودگی فزاینده در آب‌های زیرزمینی می‌شود. به‌علاوه، فقر نیز عامل افت شدید کیفیت زیست‌محیطی است. پخش و پراکندگی فلزات سنگین در کشورهای در حال توسعه امری بسیار شایع است در حالی که در کشورهای پیشرفته از این‌گونه مواد استفاده‌های مکرر می‌شود. الگوهای حفاظتی ضعیف چه در محل کار برای کارکنان و چه برای جمعیت محلی، هزینه‌های تولید، در کشورهای در حال توسعه را با توانایی آنان متناسب و هماهنگ می‌کند در حالی‌که، در بازارهای خارجی به میدان رقابت می‌کشاند. افت کیفیت که امروزه مسئله‌ای حیاتی شده و منابع حیاتی عمومی را تحدید می‌کند، متضمن هزینه‌هایی است که بعد جهانی پیدا کرده و همه کشورها اعم از پیشرفته یا در حال توسعه را درگیر کرده است.[7]
  1. بیابان‌زدایی؛ بیابان‌زدایی چالش رعب‌آور دیگر ناشی از رشد سریع شهرنشینی در کشورهای کمتر توسعه‌یافته است. بر پایه پیش‌بینی‌های صورت گرفته طی سال‌های ۲۰۳۰-۲۰۰۰، جمعیت شهری کشورهای مذکور با نرخ رشد 35/2 درصد در سال افزایش خواهد یافت. جامعه جهانی در قرن بیستم شاهد انتقال اساسی جمعیت روستایی به مناطق شهری بود به‌طوری که نسبت جمعیت روستایی از 66 درصد در سال 1960 به ۵۳ درصد در سال 2003 کاهش یافت. این رشد سریع و شتابان آثار زیست محیطی‌ای بر جای خواهد گذاشت که در نهایت سلامتی و تندرستی جمعیت عظیم و رو به رشد شهری را در معرض تهدید قرار می‌دهد. شتاب رشد جمعیت شهری، به توسعه فیزیکی شهرها و در نتیجه از بین رفتن زمین‌های زیرکشت و قابل‌کشت و فضاهای باز پیرامون شهرها منجر می‌شود. همین خود باعث تراوش و نشت فاضلاب و در نتیجه آلودگی آب آشامیدنی و شیوع بیماری‌هایی چون اسهال می‌شود.

خلاصه، تراکم بالای جمعیت و تمرکز کارخانه‌ها و وسایل نقلیه موتوری در مراکز شهری باعث تشدید غلظت گازهای گلخانه‌ای و آلودگی هوای شهرها می‌شود که خود موجب تشدید ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها از جمله آسم، بیماری‌های قلبی و ریوی خواهد شد.[8]

علی‌رغم کاهش نسبت جمعیت ساکن در مناطق روستایی، شمار مطلق جمعیت روستایی افزایش یافته و از 2میلیارد نفر در سال 1960 به 3346420000 نفر در سال 2003 رسیده است. این افزایش به‌طور مشخص در مناطق کمتر توسعه‌یافته آسیا و آفریقا بوده است. کشورهایی که میزان بالایی از رشد جمعیت روستایی را تجربه می‌کنند بیشتر احتمال دارد که با مسایل فرسایش محیط زیست و نگرانی‌های زیست‌محیطی بیشتری مواجه شوند. بر پایه برآوردهای صورت گرفته در سال 1990، 5 درصد تلفات جهانی و 9 درصد از تمام تلفات زودرس در اثر بیماری‌های مرتبط با عرضه ناکافی آب، بهداشت و بهداشت فردی و خانگی بوده است. در سطح جهانی نیز تقریباً از هر 5 مورد مرگ، 1 مورد در اثر بیماری‌های عفونی و انگلی حادث می‌شود. خطرات بهداشت زیست محیطی، چه در شکل سنتی و چه در شکل مدرن آن، بیشترین تاثیر را بر جمعیت جوان به‌ویژه کودکان زیر 5 سال می‌گذارند. هفتاد درصد مرگ‌ومیرها ناشی از عفونت‌های حاد تنفسی است که بیشتر آن‌ها در ارتباط با عوامل زیست‌محیطی و قبل از اولین سالگرد تولد اتفاق می‌افتد. همچنین برآورد شده است که یک چهارم تلفات کودکان زیر پنج سال در اثر اسهال باشد.

با توجه به اینکه مناطق روستایی همواره از سطح باروری بالاتری در مقایسه با جمعیت شهری برخوردارند از این‌رو سهم نسبی جمعیت زیر پانزده سال، ۱۴-۰ ساله‌ها، در مناطق روستایی همواره بیشتر از مناطق شهری خواهد بود. بنابراین، امکان اینکه خطرات بهداشتی محیطی بیشترین مرگ‌ومیرها را در مناطق شهری موجب شود، دور از ذهن نیست. علاوه‌بر این، زنان و دختران جوان به‌خاطر نقش سنتی‌شان در تدارک غذا، نسبت به ذرات ریز حاصل از سوختن ذغال، چوب، تپاله حیوانات و منابع دیگر سوخت که عمدتاً شیوه‌های رایج تامین سوخت و انرژی در مناطق روستایی، به‌ویژه مناطق روستایی کشورهای در حال توسعه، هستند در معرض ریسک بالایی خواهند بود.[9]

 

مقاله

نویسنده مريم اميني يخداني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʂ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(2)

علي (علیه السلام) در نامه يي به يكي از عمّالش مي نويسد: «فَكَأَنَّكَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدي وَ دُفِنْتَ تَحْتَ الثَّري وَ عُرِضَتْ عَلَيْكَ اَعْمالُكَ بِالمَحَلِّ الَّذي ينُارِي الظّالِمُ فيهِ بِالحَسْرَةِ وَ يَتَمَنَّي الْمُضَيِّعُ فيهِ الرَّجْعَةَ؛ (نامة 41) به آن ماند كه تو به آخرت رسيده يي و زير خاك پنهان گشته يي و كردارت به تو نمايانده شده است در جايي كه ستمگر به صداي بلند، دريغ مي گويد و تبهكار آرزوي برگشت به دنيا مي كند.»
تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

امام(ع) در توصيف پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «… و دعا الي الحكمة و الموعظة الحسنة»3 كه اشاره است به آيه شريفه: «ادع الي سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة (نحل، 16/125). با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن»
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʁ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(1)

واحدي كه مبدأ كثرت است و كم متصل و منفصل را به وسيلة آن تقسيم مي‌كنند و خلاصه آن يك كه بعدش دو، سه و چهار شمرده مي‌شود كه خداوند واحد به اين معني نيست زيرا اولاً: خدا يكي است كه ثاني و ثالث ندارد؛ ثانياً: از اوصاف اين معني قلت و كمي است يعني دو و سه و چهار بيشتر از آن است و خداوند موصوف به قلت نمي‌شود زيرا تمام اوصاف كماليه در ذات باري به نحو اتمّ و اكمل موجود است. علي (عليه السّلام)در عبارت اوّل و پنجم مذكور به اين معني اشاره فرموده و چنين وحدتي را از خداوند نفي نموده است.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
Powered by TayaCMS