دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نيك‌گفتاری از منظر قرآن

No image
نيك‌گفتاری از منظر قرآن

خداوند گفتار نيك را به خوبي توصيف كرده و در آيات چندي نشان داده است كه چگونه بايد ظاهر و باطن گفتار را آراست تا نيكوترين سخن بر زبان جاري شود. در اينجا به برخي از ويژگي‌هاي سخن نيك از نظر قرآن اشاره مي‌كنيم.

راستي: سخن نيك، سخني راست است و در آن دروغ راه پيدا نمي‌كند. صدق و راستي كلام، به مطابقت آن با واقع، عقيده و عمل است. به اين معنا كه سخني است مطابق واقع و حقيقت؛ ديگر آنكه مخالف عقيده شخص نيست و شخص در انديشه و پندار، چيزي ديگر ندارد و همان‌چه را اذعان و عقيده دارد بر زبان مي‌راند و در عمل نيز برخلاف آن رفتار نمي‌كند. بنابراين مانند منافق نيست كه بر زبان چيزي را مي‌راند كه در پندار و دل چيزي ديگر است (سوره منافقون، آيه ۱) يا سخني را نمي‌گويد كه در عمل برخلاف آن رفتار مي‌كند. در آيات قرآني بر صداقت در قول و فعل و عمل بسيار تأكيد شده و از دروغ به ‌شدت بيزاري جسته شده است. بنابراين، مهم‌ترين ويژگي گفتار نيك، راست‌گفتاري و صداقت و راستي است.

استوارگويی: دومين ويژگي گفتار نيك، استواري در سخن است. به اين معنا كه چنان از برهان و علم و قطع برخوردار باشد كه هيچ خدشه‌اي بدان وارد نشود و هيچ راه نفوذي براي تخريب آن وجود نداشته باشد. خداوند از اين ويژگي به قول سديد ياد مي‌كند؛ زيرا سخني چنان استوار چون سد محكم است كه هيچ راه نفوذي نيست تا سد بشكند و تخريب شود و تخريبگر شود. استواري سخن به منطق قوي و برهان و علم و قطعي بودن آن است. به اينكه سخني نگويد كه بر پايه ظن و تخمين و گمان است.

رساگويی: از ديگر ويژگي‌هاي گفتار نيك، رساگويي است. به اين معنا كه همه مفهوم كلام درك شود و چيزي برخلاف ظاهر آن فهميده نشود. بلاغت و رسايي كلام از جمله ويژگي‌هايي است كه مخاطب را تحت تأثير قرار مي‌دهد و به او اجازه نمي‌دهد تا در محتواي آن ترديد افكند و گمان به خلاف آن برد و احتمال خلاف بدهد كه شايد چيزي ديگر را اراده كرده است. مخاطب تحت‌ تأثير بلاغت كلام و رسايي آن، قرار گرفته و پيام را به خوبي پذيرا مي‌شود.

آسان‌گويی: سخن نيك؛ سخن آسان و روان و قابل درك و فهم براي همگان است. كسي كه مي‌خواهد ديگران او را درك كنند به جاي آنكه به دشواري سخن بگويد و درخواست‌هاي سخت و ناممكن داشته باشد و خواسته‌هاي بيجا را مطرح سازد، كلامي بگويد كه قابل درك و فهم و عمل باشد و مردم را به زحمت نيندازد (اسراء، آيه ۲۸)؛ از اين آيه همچنين فهميده مي‌شود كه انسان مي‌بايست در گفتار، نرم و لطيف باشد و سخن به درشتي نگويد و زمينه‌اي را فراهم نسازد كه مردم به خاطر درشت‌گويي، از پيرامون وي دور شوند و سخن او را نشنوند چه رسد كه عمل كنند.

متين‌گويی: از ديگر خصوصيات كلام نيك آن است كه سبك مغز نباشد و مطالبي در آن طرح نشود كه هيچ سودي براي مخاطب ندارد. اگر سخن هرچند شيوا و شيرين و رسا باشد و جامه زربافت بر تن داشته باشد ولي از متانت محتوا و بار معنايي خوب و مناسب برخوردار نباشد، هيچ ارزشي ندارد. بنابراين مي‌بايست كلام داراي محتواي سنگين و باوقار باشد كه به درد مردم بخورد و ايشان را به تفكر و تدبر بخواند.

بهترين‌گويی: اگر هر سخنی نيك و بد دارد و انسان، نيك و معروف و پسنديده آن را برمي‌گزيند و مي‌گويد و خود را چنان به آداب ادبيات نيك تربيت مي‌كند كه خوب و پسنديده بگويد، ولي بهتر آن است كه در ميان ظاهر خوب از بهترين‌ها و از نظر باطن محكم و سنگين و استوار، از كامل‌ترين‌ها استفاده كند. پس بهترين سخن‌ها را در بهترين جامه‌ها ارائه دهد و در اين راه كم نگذارد. خداوند از بندگان خود مي‌خواهد تا بهترين قول و كلام را بشناسد و آن را در علم و عمل پيروي كنند. لذا بر احسن قول تأكيد ويژه‌اي مي‌كند كه بهترين در خوب‌ها و پسنديده‌هاست.

حسد

امام باقر(ع) انسان‌ها را به دو گونه تقسیم می‌کند؛ دسته اول، کسانی که خود ساخته و صالح و سالم هستند، از زندگی با برکت و سالمی برخوردارند و در پرتو وجودشان دیگران نیز زندگی می‌کنند و از سلامت و برکت آنان برخوردارند. مثل اینگونه انسان‌ها مانند قطره‌های باران است که وقتی فرو می‌ریزند لطافت، نظافت، طهارت، نشاط و طراوت می‌آفرینند و گرد و غبار از چهره طبیعت می‌زدایند و لبخند را بر چهره زمین نقش می‌بندند. در برابر، کسانی هستند که نه خود می‌زیند و زندگی سالمی دارند و نه کسی از زندگی آنها بهره‌ای می‌برد، این گونه کسان مانند ملخ‌هایی هستند که به هر مزرعه و باغ و بوستانی وارد شوند غارت می‌کنند و ضربه می‌زنند و در این غارتگری و نابودی و تخریب هیچ‌گاه سیر نمی شوند، بلکه هرچه بیشتر ویرانگری و غارتگری کنند خوشحال‌ترند. انسان‌هایی که عبد صالح خداوندند و مظهر رحمت و شفقت او می‌باشند همواره خیر و صلاح و اثرات وجودیشان به دیگران می‌رسد، خود صالحند و مصلح. طاهرند و مطهر، ساخته شده و سازنده‌اند و در شعاع وجودشان بسیاری زندگی می‌کنند و به سعادت راه می‌یابند، اما کسانی که روزی خدا را می‌خورند ولی خانه دلشان پر از کینه و حسد نسبت به بندگان خداست، اولاً مثل خوره خودشان را می‌خورند و پیش از هر کس خود را گرفتار می‌سازند، و به فرمایش امام علی(ع): «الحسد یأکل الجسد؛ حسد نابود کننده جسم و جسد است.» و ثانیاً آتش درون آنها جامعه را به جهنمی سوزان تبدیل می‌کند لقمان حکیم به فرزندش چنین گفت که: «وللحاسد ثلاث علامات: یغتاب اذاغاب و یتملق اذا شهد، و یشمت بالمصیبه؛ برای شخص حسود سه نشانه است: در پشت سر غیبت می‌کند در روبه‌رو تملق و چاپلوسی می‌نماید و به هنگام مصیبت، صاحب مصیبت را سرزنش می‌کند». آری مرض حسد آفتی است که مزرعه دین و دنیای آدمی را غارت می‌کند و به آتش می‌کشد. امام صادق(ع) فرمود: «آفه الدین الحسد و العجب و الفخر؛ حسد و عجب و فخر (بدخواهی و خود شگفتی و به خود بالیدن) آفت دین به شمار می‌روند.» انسانی که حسادت می‌ورزد همواره مترصد است که اگر کسی از نعمتی، مقامی، منزلتی، شهرتی و بالأخره جایگاه اجتماعی، بهره مند شد او را از آن جایگاه به ‌زیر افکند، تمام هم و غم خود را به کار می‌گیرد که آن نعمت موجود در طرف مقابل را از او بگیرد و زایل سازد. از سوی دیگر از آنجا که در درون خویش این آتش را شعله ور ساخته هیچ‌گاه روی آرامش و آسایش را نمی‌بیند، بلکه همواره در حال اضطراب و نقشه‌کشی و براندازی و نابودسازی دیگرانی است که صاحب نعمت و موفقیت هستند. از این رو باید گفت حسودان همان لشکر ملخ هستند که جز غارتگری و تخریب و نابودسازی صاحبان نعمت اندیشه دیگری ندارند و این آفت مزرعه جان آنها و جامعه را به آتش می‌کشد و آسایش و آرامش را از جامعه انسانی می‌گیرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS