دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چگونه در کارهای سخت موفق شویم؟

No image
چگونه در کارهای سخت موفق شویم؟

اما آن کس که بخشش و پرهیزکاری کرد و وعده های خدا را تصدیق کرد پس به زودی او را در مسیر آسانی قرار می دهیم [لیل/ آیات ۵، ۷، ۶]. توفیق از ماده وَفْق است، به معنای ایجاد موافقت میان دو چیز یا چیزهای متعدد و در واقع، نوعی فراهم کردن وسیله لازم برای افراد است تا با میل و اراده خود از آن برای پیشرفت استفاده کنند. می توان گفت توفیق به معنای هدایت کردن و رساندن به مقصود است. قرآن یکی از اسباب جلب توفیق الهی را تلاش و کوشش در راه هدف می‌داند و می‌فرماید: مجاهدان راه خدا و شهیدان از توفیق الهی برخوردارند و کارشان در نزد خداوند اصلاح می شود. یکی دیگر از عوامل به دست آوردن توفیق الهی کار نیک است. از نظر قرآن، فقط خداوند منشأ توفیق است: «اَلَیسَ اللهُ بکافٍ عَبْدَهُ»؛ و اگر خداوند [(بر اساس علم به شایستگی‌ها و ناشایستگی‌ها)] محرومیت کسی را بخواهد، هرگز کسی نمی تواند به او بهره ای از هدایت برساند؛ و اگر خداوند هدایت و توفیق را بخواهد، هیچ کس قادر نیست آن را برگرداند.» با توجه به آیات سوره لیل، خداوند برای «توفیق الهی» سه عامل را بیان داشته است که عبارتند از: انفاق، پرهیزگاری و تصدیق جزاهای الهی و همچنین عوامل سلب توفیق را بخل، بی نیازی طلبی از خدا و انکار پاداش نیک الهی می داند. یکی دیگر از واژه هایی که به سلب توفیق معنی شده است واژه «لعن» در دنیاست که اهل لغت آن را به معنى سلب توفیق گرفته اند، ولی در واقع باید گفت سلب توفیق، از مصادیق لعن مى‌ باشد. گاه مجازات ها که نتیجه گناهان انسان است، به شکل سلب توفیق نمود پیدا می کند چنانکه خداوند متعال در آیه ۴۹ سوره مبارکه مائده مى‌‌فرماید: و اگر آنها (از حکم و داورى تو)، رویگردانند، بدان که خداوند مى‌ خواهد آنان را به خاطر پاره‌ اى از گناهانشان مجازات کند و بسیارى از مردم فاسقند». از توفیق در روایات به عنوان «لا قائد کالتوفیق: بهترین راهبر» (نهج‌البلاغه، کلمات قصار«۱۱۳» رضی، محمد بن حسین؛ ترجمه شهیدی، سید جعفر) و «اجلٌ ما ینزل من السماء التوفیق: با ارزشترین چیزی که از آسمان فرو می‌آید» (میزان الحکمه، ج۱۴، ص۶۹۵۰ ، ج۲۲۲۲۸) تعبیر شده است. بنابر آیات خداوند انفاق توأم با تقوا و ایمان را عامل توفیق در کارهای بزرگ و سخت و بخل و تنگ نظری را سبب از دست دادن توفیق معرفی کرده است. به روایاتی از امام علی (ع) توجه کنید: «توفیق اساس خوشبختی است؛ بهترین کوشش آن است که با توفیق قرین شود؛ نعمتی چون عافیت نیست و عافیتی چون یاری توفیق؛ اقدام نکردن در هنگام سرگردانی از توفیقات است؛ امکان گناه نیافتن از توفیقات است.» از امام باقر(ع) درباره معنای «لاحَوْلَ وَلاقُوًهَ الا بالله» پرسیدند. حضرت فرمودند: «ما قدرت بر ترک معصیت نداریم، مگر به یاری خداوند و توانایی بر طاعت خدا نداریم، مگر با توفیق خداوند، عزوجل.» در دعاهای فراوانی هم از خداوند، توفیق طلب شده، مثل «ارزقنی فیها التوفیق لما وفقت له محمد و آل محمد» (قمی، عباس؛ مفاتیح الجنان، دعای شب بیست و دوم رمضان) و یا «وفقنی للتی هی أزکی... .» (همان، دعای مکارم الاخلاق) و یا «اللهم ارزقنی توفیق الطاعه و بعد المعصیه...» و ... شاید گفته شود چرا این توفیقات شامل حال گروهى مى‌ شود، در حالى که گروه دیگرى از آن محروم مى‌ گردند؟ باید گفت در حقیقت انجام عمل خیر، سبب توفیق الهى مى‌ گردد و انجام اعمال شر، توفیق را از آدمى سلب مى‌‌کند. (تفسیر نمونه، ج‌۱۹، ص۴۸۵) توفیق و موافق قراردادن همه اسباب و وسایل خارجی تنها از جانب خداوند متعال امکان ‌پذیر است زیرا کسی را چنین نیروی فراگیر و کاملی نیست که بتواند در هر موردی که می ‌خواهد همه اسباب و مسائل مادی و معنوی را موافق سازد. (مصطفوی، تفسیر روشن، ج۱۱, ص۲۸۵) در قرآن از زبان حضرت شعیب (ع) آمده است: «و ما توفیقی الا بالله؛ توفیق من تنها از جانب خداوند است.» (سوره هود؛ آیه ۸۸) به هر حال توفیق و نهادینه کردن روح عبودیت، مانند دیگر فضائل نیاز به تمرین و تلاش دارد، زیرا همانطور که عواملی مثل فطرت و عقل، انسان را به سوی عبادت و تکامل سوق می‌ دهند، عوامل متعددی از شهوت و هوای نفس و ... انسان را از عبادت و عبودیت باز می ‌دارند. امام رضا (ع) می ‌فرمایند، «هر کس از خدا توفیق مسألت کند، در حالی که کوشا و تلاشگر نیست، خود را به استهزاء گرفته است.» (میزان الحکمه، ج ۲، ص۸۶۲، ح۲۷۹۰) برخی از عوامل توفیق غیر از آنچه در شرح آیات سوره لیل گذشت (انفاق، پرهیزکاری و تصدیق جزاهای الهی) عبارتند از: نیت خوب داشتن، چنان که امام علی(ع) می فرماید: «هر که نیتش خوب باشد، توفیق یار او شود.» (میزان الحکمه، ج۱۳، ص۶۵۷۴، ح۲۰۹۸۳ ) یکی از عوامل دیگر توفیق، دعاست؛ حضرت علی(ع) می‌‌فرماید: «یعنی بر توست که از خدایت کمک بگیری و توفیق را از او طلب کنی.» (غرر الحکم، ۲۰۳) عامل دیگر، نصیحت‌پذیری و موعظه است زیرا ممکن است حتی کسانی که اهل عبادتند گاهی دچار کم رغبتی شوند، که در این حالت، نیاز به عواملی دارند که نشاط عبادت را به آنها باز گرداند و موعظه می‌تواند بسیار کارساز باشد. حضرت علی(ع) می فرماید: «بزرگ ‌ترین توفیق برای انسان پذیرش نصیحت است.» (میزان الحکمه، ج ۱۳، ص ۶۳۰۲، ح ۲۰۱۸۳). عوامل دیگری نیز برای توفیق بیان شده است، مانند: علم، مطالعه زندگی علما و خوبان، مال حلال، توبه و استغفار، تلاش و پشتکار، حسن خلق، همنشین خوب، اخلاص، نظم و برنامه‌‌ریزی، توسل و ... .

سخنان اميدبخش ‌

من أعطي أربعا لم يحرم أربعا:من أعطي الدعاء لم يحرم الإجابه. و من أعطي التوبه لم يحرم القبول.و من أعطي الإستغفار لم يحرم المغفره و من أعطي الشکر لم يحرم الزياده؛ کسي که چهار چيز به او عطا شده از چهار چيز محروم نيست: به آن کس که دعا عطا شد، از اجابت محروم نيست؛ و به آن کس که به او توبه عطا شد، از قبولش محروم نيست؛ و به آن کس که استغفار داده شد، از آمرزش محروم نيست؛ و آن کس که شکر نعمت دارد، از زيادتي آن محروم نيست. عالم تحرير و اديب کم نظير جهان اسلام مرحوم سيد رضي (گردآورنده نهج البلاغه) پس از نقل اين حديث مي گويد: تصديق اين فرمايش امام(ع)، در قرآن مجيد است چنان که در مورد دعا فرموده است: أدعوني أستجب لکم؛ مرا بخوانيد،اجابت مي‌کنم شما را. (سوره غافر،آيه ۶۰) ‌و در زمينه استغفار فرموده: و من يعمل سوءا او يظلم نفسه ثم يستغفر الله يجدالله غفورا رحيما؛ کسي که عمل بدي انجام دهد يا به خود ظلم کند، سپس از خدا طلب آمرزش نمايد خدا را آمرزنده و مهربان خواهد يافت.(سوره نساء،آيه ۱۱۰) و درباره شکر فرمود: لئن شکرتم لأزيدنکم؛ اگر شکر کرديد نعمت را بر شما افزون مي گردانم.(سوره ابراهيم،آيه ۷) و در مورد توبه فرمود:انما التوبه علي الله للذين يعملون السوء بجهاله ثم يتوبون من قريب فاولئک يتوب الله عليهم و کان الله عليما حکيما؛ خداوند توبه کساني را مي پذيرد که از روي جهالت و ناداني عمل ناشايستي انجام مي دهند و به زودي توبه مي کنند پس خدا توبه ايشان را مي پذيرد و خداوند دانا و حکيم است(سوره نساء،آيه ۱۷).‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS