دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

یقین، راه تقویت قلب

امیرالمومنین علی(ع) در وصیت خویش به امام حسن مجتبی(ع) می‌فرماید:‌ ‌«فاحی قلبک بالموعظه و امته بالزهد و قوه بالیقین و نوره بالحکمه؛ (ای پسرم) دل خود را با پند و اندرز زنده بدار و با زهد و پارسایی بمیران با یقین دل را تقویت و یا حکمت آن را منور ساز»(نهج البلاغه، نامه 31).‌
یقین، راه تقویت قلب
یقین، راه تقویت قلب
نویسنده: رضا جاودان

امیرالمومنین علی(ع) در وصیت خویش به امام حسن مجتبی(ع) می‌فرماید:‌ ‌«فاحی قلبک بالموعظه و امته بالزهد و قوه بالیقین و نوره بالحکمه؛ (ای پسرم) دل خود را با پند و اندرز زنده بدار و با زهد و پارسایی بمیران با یقین دل را تقویت و یا حکمت آن را منور ساز»(نهج البلاغه، نامه 31).‌

در نوشتار قبل درباره عبارت «فاحی قلبک بالموعظه و امته بالزهد» توضیحاتی ارائه شد. در ادامه وصیت مذکور، حضرت علی (ع) دو حالت دیگر از حالات پسندیده قلب را به همراه طریق تحصیل آنها بیان می‌فرمایند: «و قوه بالیقین و نوره بالحکمه».

هر عضو و یا عاملی وقتی کار خودش را به خوبی انجام بدهد و واجد چیزهایی شود که برای او مطلوب است، این عامل و عضو قوی خواهد شد و این حقیقتی است که در موجودات جاندار اعم از گیاه و حیوان و انسان به وضوح حاکمیت دارد. اگر بدن انسان رشد لازم را داشته باشد، قوی است و اگر نداشته باشد، ضعیف است. دل هم همین طور است. اگر دل آدمی توانایی رسیدن به چیزهای مطلوب را داشته باشد و به آنها نیز برسد و با فعالیتهای باطنی خود به آنها نایل آید، این دل، دلی قوی است. اما گاهی هر چه تلاش می‌کند و این طرف و آن طرف می‌زند به جایی نمی رسد، در این صورت این دل، دلی ضعیف است.

نکته مهم در این مقام این است که چه کنیم تا دل قوی گردد؟ روح انسان از دو دیدگاه مورد توجه است، یکی از بعد درک، علم و آگاهی؛ دیگری از بعد گرایش، میل و عواطف. بعد علمی دل به وسیله یقین تقویت می‌گردد. اگر دل توانست آن مطالبی را که لازم است، تحصیل کند و آن مطالبی که برای انسان اولویت دارند؛ مانند اعتقادات سرنوشت ساز و ضروری را بفهمد و در مرتبه عالی آنها را درک کند، این دل، قوی است. اما اگر دل دچار حالتی شد که علم یقینی پیدا نکرد و دچار شک و وسواس و تزلزل شد و به تردید مبتلاگردید، این قلب، قلب ضعیفی است و نمی تواند کار خودش را انجام بدهد مگر اینکه به درجه یقین برسد که در این صورت دل قوی خواهد بود. پس راه تقویت قلب این است که با اکتساب یقین و تحصیل علوم یقینی آن را تقویت کنیم. قلب همانند بدن باید با غذای خاص خود تقویت شود، همچنانکه اگر غذا به بدن نرسد، ضعف پیدا می‌کند، قلب انسان نیز باید به وسیله یک غذای معنوی تقویت بشود، یعنی باید قلب به وسیله غذای متناسب با آن که همان درک و علم و شناخت و یقینی می‌باشد، تقویت گردد.

‌اگر قلب انسان در حال شک به سر ببرد و حقایق را به طور یقینی درک نکند این قلب ضعیف است و چون بید در مقابل باد شکوک و شبهات می‌لرزد و استقرار ندارد. اما یقین، عنصری قوی است که وقتی وارد قلب شد و قلب به آن متصف گردید دیگر هیچ بادی نمی‌تواند آن را تکان دهد و یا بلرزاند. یعنی شک‌ها، شبهه‌ها و مغالطه‌هایی که شیاطین انس و جن القا می‌کنند، نمی توانند این قلب را متزلزل کنند. زیرا قلب، واجد معارف یقینی شده و قوی است. بنابراین اگر قلب قوی می‌خواهیم یعنی قلبی که در مقابل شبهه‌ها استقامت کند و پایدار بماند، باید یقین کسب نماییم.

مقاله

نویسنده رضا جاودان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS