26 دی 1396, 13:35
قال السجادُ(ع): «مَن قَنَعَ بمَا قَسَمَ اللهُ لَهُ فَهُوَ مِن أغنَی النّاسِ» (بحار الانوار، ج75، ص158، باب21)
یکی از چیزهایی که مورد تأکید فراوان روایات قرار گرفته، این است که انسان در زندگی، همواره به آنچه خداوند روزیش کرده، قانع باشد. انسانی که قانع است، به اندازه نیاز و ضرورت اکتفا میکند و در بهدست آوردن مال بیشتر، خود را بهزحمت نمیاندازد؛ این صفت، از جمله فضائلی است که همه فضائل انسانی به آن بستگی دارد؛[1] بهطوریکه قناعت، یکی از ویژگیهای افراد باایمان و بافضیلت شمرده شده است. افراد خودساخته، دارای روحیه قناعت و عزّت هستند و در سایه این روحیه عالی، هیچگاه چشمِ طمع به مال و ثروت دیگران ندوخته و برای کسب مال، ثروت و مقام، شخصیّت والای انسانی خویش را خرد و ذلیل نمیکنند.[2]
انسان قانع، بهخاطر قناعتش، نه تنها به همان مقداری که خداوند به او روزی داده، راضی، بلکه بالاتر از آن خوشحال بوده و لب به ناله و کفران باز نمیکند، او بهطور طبیعی از بسیاری از رذائل اخلاقی، مانند حرص، طمع، حسد، دنیاطلبی، و ... بهدور است؛ ضمن اینکه بهواسطه همین قناعتش، اجمالاً از بسیاری از گرفتاریهای دنیا آسوده است و با فراغ بال بیشتری میتواند در راه سعادت آخرت گام بردارد.[3]
حضرت علی(ع) روزی از جلوی مغازه قصابی عبور میکردند، قصاب رو به امیرالمؤمنین کرد و گفت: گوشت فربهی است آن را بخرید. امام در جواب فرمودند: پولش حاضر نیست. مرد قصاب گفت: یا امیرالمؤمنین صبر میکنم. امام پاسخ دادند: من از خوردن گوشت صبر میکنم. خداوند پنج چیز را در پنج چیز قرار داده است: عزّت را در طاعت و بندگی، ذلت و خواری را در نافرمانی، حکمت را در شکم خالی، هیبت را در نماز شب، و بینیازی را در قناعت.[4]
آری کسی که در زندگی خود قناعت را سرمشق و الگوی خود قرار بدهد، در سایه قناعتش، از دیگران بینیاز خواهد بود؛ چنین شخصی فقط باید رنج ناداری و مشکلات زندگی خود را تحمّل کند و نه بیشتر. حضرت علی(ع) میفرمایند: بینیازترین بینیازیها، قناعت، تحمّل و صبر در ناداری است.[5]
روزى سلمان ابوذر را به مهمانى دعوت کرد؛ پارههاى نان خشکى که در منزل داشت، نزد او آورد و از آب کوزهاش آنها را تر کرد؛ پس ابوذر گفت: این نان بسیار نیکو است، اگر با آن نمکى بود، پس سلمان برخاست و از خانه بیرون رفت و کوزه خود را در مقابل نمکى که خریدارى نمود، گرو گذارد و نمک را نزد ابوذر آورد؛ پس ابوذر از آن نان میخورد و از آن نمک بر نانها میپاشید و میگفت: حمد و سپاس مختص آن خدایی است که این درجه از قناعت را روزى ما گردانید و بما عطا فرمود، پس سلمان گفت: اگر قناعتى بود کوزه من به گرو نمیرفت.[6]
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان