دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فضایل و مکارم اخلاقى

No image
فضایل و مکارم اخلاقى

فضایل و مکارم اخلاقى

آخوند پیشانى باز، سیماى پرجذبه داشت، حتى در سنین پیرى، خمیدگى در اندام نداشت، از لهجه غلیظ روستایى در گفتار بهره مى برد و لباسش شبیه مردم عادى بود، جز اینکه در کسوت علما بود.[42]

جز حصیر و فرشى کهنه و خانه اى عادى چیزى نداشت و بى اعتنایى اش به زرق و برق دنیا چنان آشکار بود که حتى مخالفان نتوانسته اند این خصلت را نادیده انگارند. کسروى اعتراف مى کند:

«ملاّ قربانعلى زنجانى با تهیدستى بسر برد و ازاین رو در میان پیروانش نام نیک و جایگاه بلندى داشت. زندگى ساده اى پیش گرفت و دل ها را بسوى خود گردانید.»[43]

مهدى بامداد هم نوشته است:

«آخوند در مدت حیات خود، زندگى بسیار ساده اى داشت و به اَقَلِّ ما یُقْنَعْ قناعت مى ورزید و خیلى با زهد و تقوا بوده و از هیچ کس توقعى نداشت.»[44]

یکى از مؤسسان مشروطه مى نویسد:

«این عالم بزرگوار حالاتى غریب دارد، ساده و قانع است و خوراک او اکثر اوقات نان و سبزى است که آن را هم یک وقت میل مى نماید. لحاف او منحصر به پوستین و لباس او قدک است.»[45]

مؤلف کتاب اردبیل در گذر تاریخ مى نویسد:

«او روحانى فقیه و زاهد باتقوایى بود و به قول ثقات از مال دنیا به چند تکه زیلو و یک پوستین و یک سماور حلبى قناعت داشت. چهل سال آخر عمر را رختخواب ندید و بدان پوستین و زیلو کفایت نمود.»[46]

او شب ها در منزل مسکونى خود تا حوالى سحر قدم مى زد و به ذکر گفتن مى پرداخت و در این هنگام پس از اندک تکیه بر رختخواب و تجدید وضو، به نماز شب برمى خاست و نماز صبح را نیز در تعقیب نماز شب به جاى مى آورد و این برنامه در کمتر شبى تعطیل مى گردید.[47]وى غالب شبهاى تابستان در پشت بام مشغول عبادت بود و حتى یک بار نصف شبى هنگام پایین آمدن، از نردبان افتاد و پایش شکست. حاج شیخ باقر محسنى ملایرى نقل کرده است:

«مرحوم آخوند قربانعلى مداومت به دعایى داشت که وقتى آن را زیر لب زمزمه مى کرد، در و دیوار با او همنوا مى گشت. دعاى مذبور همان است که محدث قمى در مفاتیح الجنان در اعمال شب جمعه آورده است. استجابت دعا و نفس گرم او نیز مشهور است.»[48]

با توجه به اخلاص، صفاى باطن، راز و نیاز شبانه و پرستش عاشقانه آخوند زنجانى، صدور برخى کرامات و خوارق عادات از این مرد دیندار زاهد و با تقوا امر بعیدى به نظر نمى رسد و دوست و دشمن نمونه هایى از آن را نقل کرده اند.[49] همه بر این واقعیت اعتراف دارند که مخالفان و معاندان وى با ذلت از دنیا رفته اند. آخوند در خصوص اهل بیت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)اراداتى همراه با معرفت از خود بروز مى داد به عقیده او اوج پرواز اهل خرد تا بام فهم، کلمات ائمه است یعنى همین که ارباب دانش بتوانند به ژرفاى سخنان امامان پى ببرند و معارفى از آن چشمه هاى زلال حکمت استخراج کنند، باید از سر فخر سر به کیوان بسایند. در خصوص عزاداران حسینى توجه ویژه اى داشت. سید ابراهیم موسوى زنجانى از قول آیت الله حاج میرزا ابوالفضل، مجتهد زنجانى نقل کرده است:

«کودکى هفت هشت ساله بودم. روزى در ایام عاشورا همراه دستجات سینه زنى به خانه مرحوم قربانعلى زنجانى رفتم و ایشان به عنوان استقبال و همراهى با عزاداران از منزل بیرون آمد.»[50]

آن مرحوم نسبت به رعایت سلسله مراتب علمى و اجتماعى در میان روحانیت شدیداً حساس بود و در جلوگیرى از خلط درجات و مقامات متدوال علما سعى وافر داشت.[51

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
Powered by TayaCMS