دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نام ها و نامگذاری

نام و نامگذاری از مهم ترین فرآیندهایی هستند که در نظام زبان به مثابه نظامی شناختی وجود دارد،
No image
نام ها و نامگذاری

نویسنده: ناصر فکوهی

پرسش از فرهنگ

نام و نامگذاری از مهم ترین فرآیندهایی هستند که در نظام زبان به مثابه نظامی شناختی وجود دارد، زیرا به انسان امکان می‌دهند که از طریق طبقه بندی اشیا و مفاهیم آنها وارد نظام‌های رده بندی شده و نه تنها «تشخیص» صوتی و تصویری آنها (از طریق صدای ملفوظ و نوشتار قابل رویت) در کنار تصویر واقعی یا نماد آن شیء و مفهوم، تسهیل شود، بلکه همچنین امکان می‌دهند که از طریق نام زبان شناختی بتوان آن شیء یا مفهوم را «ثبت»، «نگهداری» و پردازش فکری کرده یا در ساختارهای تحلیلی و زنجیره‌های زبانی به کار برد. از این رو هر چند نام‌ها، بنا بر نظریه‌هایی که بیشترین اجماع درباره آنها وجود دارد، صرفاً ابزارهای قراردادی در زبان ها هستند تا بتوان دستگاه نمادساز زبان را کارا کرد، اما در عمل به دلیل درونی شدن در نظام ذهنی، بسیار فراتر از این قرارداد رفته و به گونه‌ای رابطه‌ای تقریباً تفکیک ناپذیر میان آن شیء با نامش ایجاد می‌کنند که به شدت دیالکتیک است و هر تغییری در یکی را بر دیگری موثر می‌کند. هم از این رو، در نظام‌های اجتماعی نام و نامگذاری جزء سیاست‌هایی است که جامعه برای ایجاد انسجام و تداوم خود به کار می‌برد و طبعاً ابزاری است کنترل شده، ساختارمند و ساختاردهنده و باز به همین دلیل است که هیچ نظام هژمونیک قدرت از ساده‌ترین و غیرکاراترین آنها تا پیچیده‌ترین و کاراترین آنها را نمی‌توان یافت که به شدت متمایل به کنترل فرآیند نام‌ها و نامگذاری‌ها نباشد. در جوامع باستانی و در جوامع موسوم به «ابتدایی»، نظام اجتماعی به شیوه‌های گوناگونی بر نظام نامگذاری تاثیر می‌گذارد. برای مثال، در جوامع گروه دوم، عموماً ما با نظام‌های توتمی سر و کار داریم. به این معنا که انسان ها و تجمع‌های انسانی، خود را «متعلق» به یک گروه غیرانسانی (یک جانور، یک گیاه، یک شیء و...) می‌دانند و نامگذاری‌ها را بر اساس این تعلق سامان می‌دهند. در جوامع باستانی، نظام‌های خویشاوندی، که می‌توانند توتمی باشند یا نه، باز هم از طریق نامگذاری تلاش می‌کنند انسجام خود را حفظ کرده و تحول خود را سازماندهی کنند.

در این جوامع گاه ما با نامگذاری بر اساس نظام‌های کاستی روبه رو بوده‌ایم که تقریباً همان نظام‌های حرفه‌ای اما بسته بوده اند. این نامگذاری با محدودیت‌های اجتماعی بسیار زیاد دیگری نیز از جمله در نظام همسرگزینی همراه بود، به صورتی که فردی که به یک کاست تعلق داشت درون همان کاست می‌توانست زوج خود را بیابد؛ نظامی که هنوز در هند باقی است. در بسیاری از جوامع انسانی که نظام‌های پدرسالار حاکم بوده و هستند، نامگذاری ها بر اساس تبار پدری انجام می‌شد و این امر تا امروز هنوز بقایای خود را نشان می‌دهد، به صورتی که «زاده»، «داد»، «داده»، «پور» در فارسی، «بن» و «ابن» در عربی، «اوغلی» و «وردی» در آذری و ترکی، «یان» در ارمنی، «سون» و «سان» در زبان‌های اروپایی و... برخی از پیشوندها یا پسوندها و اجزایی هستند که تبار پدری (و گاه تباری مقدس) را برای فرزند ایجاد می‌کنند و به این ترتیب فردی را از فرد دیگر جدا می‌کنند. نظام‌های نامگذاری، در جوامع انسانی درباره انسان ها و سایر پدیده ها، در بسیاری موارد با مناسک زیادی نیز همراه هستند که به این امر جنبه عمومی تری می‌دهد.

اعلام عمومی نام، فرد را رسماً در قالب آن نام جای می‌دهد و تغییر نام دیگر جز با هزینه‌های اجتماعی گوناگون امکان پذیر نیست. دولت‌های ملی از 200 سال پیش در فرآیند عمومی به دست گرفتن کل جامعه و کنترل عمومی تمام سازوکارهای آن، تلاش کردند نظام نام‌ها را نیز به طور کامل به تصاحب خود در بیاورند. به گونه‌ای که نهادهای «ثبت اسناد» و «صدور شناسنامه» و «کارت شناسایی»، موجودیت طبیعی و حتی اجتماعی فرد را به موجودیت «اسنادی» او وابسته کردند و فرد یا هر پدیده دیگر و حتی گاه بسیاری از مفاهیم دیگر نیز تا زمانی قادر بودند به صورت واقعی موجودیت خود را نشان دهند که این موجودیت، دارای قابلیت «استنادی» می‌بود، یا به عبارت دیگر به صورت نهادینه و در چارچوب نظام قدرت «تثبیت» و «تایید» شده بود. حتی نظام‌های دانشگاهی برای مثال نظام‌های «علمی استناد» از این قاعده مستثنی نبودند. «انحراف»کنندگان از این نام ها نیز به صورت‌های مختلف تنبیه می‌شدند، چنانچه مفهوم «جعل عنوان» یا «نام» دارای معنایی کاملاً روشن در این زمینه است و به معنی استفاده از «هویت دیگری» به جای هویت خود است. جامعه مدرن به خصوص این امر را تحمل نمی‌کند، زیرا چنین فرآیندی تمام نظام‌های کنترل و دسته بندی و انسجام و برنامه ریزی و ساختارمندی و ساختاردهندگی آن را زیر سوال می‌برد. آزادترین جوامع انسانی نیز در این زمینه نمی‌توانند از حدی فراتر روند، و این حد، حد شفافیت نظام است، یعنی آنکه هر فردی بتواند مرزهای «خود» و «دیگری» را کم و بیش به صورت روشنی تشخیص داده و همچنین مفاهیم و اشیا را با نام‌های تقریباً یکسانی درک کند. تغییر نام اگر هم ممکن باشد، باید قابل «توجیه» بوده و از فرآیندهای هژمونیک و نهادینه عبور کند .

    روزنامه شرق ، شماره 1066، 29/6/89، صفحه 20

مقاله

نویسنده ناصر فکوهی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
Powered by TayaCMS