28 بهمن 1395, 5:10
صيغه مبالغه براي بيان تکرار و تأکيد و زياده روی در عملي است. صيغه مبالغه مانند عَلاّم به معناي پردانش بر وزن فعال و علامه بر وزن فعاله و مانند آن است.
گاه از صيغه مبالغه به قصدي ديگر استفاده مي شود؛ مثلاً گفته مي شود: جعفر کذّاب؛ اين «کذّاب» بودن و يا «افّاک» بودن بر کسي اطلاق مي شود که هيچ سابقهٴ سوء نداشته ولي اولين بار است که دارد يک حرف مهم مي زند و مردم اين حرف را باور ندارند، اين پردروغ نيست؛ ولي يک حرف سنگين زد و چون مورد باور مردم نيست مي گويند «افّاک» و «کذّاب» است؛ در جريان جعفر «کذّاب» هم همين طور بود!
خداوند بيان مي کند:فَقَالواْ سَاحرٌ كَذَّاب، تکذيب کنندگان گفتند حضرت موسي(ع) ساحر کذاب است. (غافر، آيه 24) با آنکه آن حضرت تازه به ميدان رسالت گام گذاشته بود و نخستين سخنش رسالت خود و دعوت به ايمان توحيدي بود گفتند تو کذابي! اين کذاب دانستن به همان اعتبار سنگين بودن سخن يعني رسول الله بودن و دعوت به توحيد است.
پس انساني که هيچ دروغ نگفته بود و الآن دارد يک حرف مهمي مي زند، چون اين حرف خيلي مهم است و بر ذائقه اينها تحميل مي شود و تلخ است و آن را نمي پذيرند، مردم اين صادق و صدوق و امين را «کذّاب» مي گويند، البته نه به اعتبار اينکه او پردروغ بوده و سابقه دروغگويي و مانند آن دارد؛ بلکه تنها به خاطر آنکه سخني مي گويد که خيلي سنگين و غير قابل باور براي مردم است.
روزنامه كيهان، شماره 21077 به تاريخ 19/3/94، صفحه 8 (معارف)
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان