دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آیا شفاعت، نوعی شرک است!‌

شبهه هفتم: شفاعت اخروی چگونه با قانون مجازات سازگار است؟
آیا شفاعت، نوعی شرک است!‌
آیا شفاعت، نوعی شرک است!‌
نویسنده: محمد مهدی تبریزی

قیامت، مجازات اخروی و شبهات(9)‌

شبهه هفتم: شفاعت اخروی چگونه با قانون مجازات سازگار است؟ در باب شفاعت اشکالات متعددی شده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: 

1ـ شفاعت نوعی تبعیض ناروا و حاکمیت روابط به جای ضوابط است و با عدل الهی سازگار نیست؛

2ـ در قرآن کریم شفاعت در آخرت مورد نفی و انکار واقع شده است؛ 3ـ شفاعت با قانون «لیس للانسان الاما سعی» منافات دارد؛ 4ـ لازمه شفاعت این است که رحمت شفیع بیشتر از رحمت خدا باشد؛ 5ـ اعتقاد به شفاعت موجب تجرّی نفوس و بلکه تشویق آنها نسبت به ارتکاب گناه است؛ 6ـ اعتقاد به شفاعت شفعا و درخواست شفاعت از آنها نوعی شرک است.

در پاسخ این اشکالات خوب است تعریف درستی از شفاعت در آخرت بیان گردد که بدین امر در شماره قبل مبادرت ورزیدیم. گفتیم که 1- مسئله شفاعت در آخرت یک پدیده استثنایی نیست بلکه طبق یک فرمول کلی در نظام هستی اعم از دنیا و آخرت و تکوین و تشریع است و آن اینکه مغفرت الهی در آخرت مانند هر رحمت دیگر الهی دارای نظام و قانون است. 2- خداوند ابا و امتناع دارد از اینکه کارها را به جز از راه اسبابش به جریان بیندازد. علوّ و شموخ و قدّوسیت ذات حق ابا دارد از اینکه مستقیما و مباشرتا کار خویش را در عوالم پایین انجام دهد. وساطت فرشتگان در نظام تکوین و تشریع بر همین اساس است. ( مرتضی مطهری، مجموعه آثار، پیشین، صص 259ـ258) 3- فرق اساسی میان شفاعت حقیقی اخروی با شفاعتهای باطل دنیوی این است که بر اساس قاعده مزبور شفاعت واقعی از خدا شروع می‌شود و به گناهکار ختم می‌گردد ولی در شفاعت باطل دنیوی جریان بر عکس است. به تعبیر دیگر در شفاعت حقیقی خدا برانگیزاننده شفیع است. بنابراین، شفیع تحت تاثیر خدا است اما در شفاعتهای باطل، این مجرم است که شفیع را تحت تاثیر قرار می‌دهد و شفیع نیز شفاعت کننده را تحت تاثیر قرار می‌دهد.(همان) 4- همان گونه که در بهره‌مندی از جریانهای دیگر رحمت الهی قابلیت و صلاحیت شرط است در بهره‌مندی از رحمت و مغفرت الهی در قیامت نیز، لیاقت و قابلیت شرط است. بنابراین، شفاعت شفیعان بر اساس قابلیتهای افراد صورت می‌گیرد. به همین دلیل در قرآن و روایات عدّه زیادی از انسانها فاقد قابلیت برای شفاعت قلمداد شده‌اند.( در این رابطه می‌توان به سوره مدّثر / 48ـ40، انبیاء / 28، طه / 109 و مریم / 87 مراجعه کرد)‌

با عنایت به توضیحی که در باب شفاعت داده شد پاسخ بسیاری از اشکالات روشن می‌گردد. زیرا بیان شد که شفاعت تبعیض باطل نیست؛ چرا که بدون ضابطه و بدون داشتن قابلیت انجام نمی‌گیرد و هر کس که واجد قابلیت باشد از این جریان رحمت و مغفرت الهی برخوردار خواهد شد و نیز روشن شد که با اصل «لیس للانسان الا ما سعی» منافاتی ندارد زیرا قابلیتی که برای بهره‌مندی از شفاعت لازم است با کار و تلاش خود شخص حاصل می‌شود و نیز روشن شد که لازمه شفاعت این نیست که رحمت شفیع بیشتر از رحمت خدا باشد چنان که لازمه‌اش این نیست که خدا تحت تاثیر شفیع قرار گیرد؛ چون دستگاه شفاعت از جانب خدا و با انگیزه رساندن رحمت و مغفرت به بندگان می‌باشد. این شفیع است که تحت تاثیر خداست نه بالعکس و نیز روشن شد که اعتقاد به شفاعت شرک نیست زیرا وجود نظام واسطه‌ها در تکوین و تشریع و دنیا و آخرت غیر قابل انکار است. معنای شفاعت و یا توسل به انبیا و اولیا این نیست که آنها می‌توانند در خارج از چارچوب نظام الهی نقش و تاثیری داشته باشند، بلکه به این معناست که خداوند مقربان درگاه خویش را واسطه فیض خود قرار داده و از بندگان خواسته است با توسل به آنها و طلب شفاعت از آنها از رحمت و مغفرت الهی، خود را بهره‌مند سازند.

هر چند برخی از آیات(مانند سوره بقره / 48، 123 و 254) شفاعت را در آخرت نفی کرده است اما یک دسته دیگر از آیات، اصل شفاعت را پذیرفته است ولی آن را در انحصار خدا و به اذن او دانسته است(مانند زمر / 44، سبا / 23، طه / 109، بقره / 255، انعام / 51، 70 و یونس / 3) دسته سوم از آیات بر وجود شفاعت در آخرت و یا عده‌ای به نام شفیع دلالت دارد.( مانند مدّثّر / 48، انبیاء / 28 و مریم / 87)

جمع بندی این آیات این است که شفاعت خود سرانه و باطل و بی اذن خدا در قیامت وجود ندارد شفاعتی که از ناحیه مقربان الهی صورت می‌گیرد با اذن و اراده الهی است.

در مورد این اشکال که اعتقاد به شفاعت باعث تجری و تشویق انسانها به گناه است باید گفت اولاً همین اشکال در مورد آیاتی که به صراحت مغفرت خدا را مطرح می‌کند و یا آیاتی که بر آمرزیده شدن همه گناهان با توبه دلالت دارد مطرح است. ثانیا با عنایت به اینکه برای بهره‌مندی از شفاعت قابلیت لازم است و هیچ‌کس هم نمی‌داند که واجد این قابلیت است یا فاقد آن و نیز با عنایت به اینکه نه در مورد هیچ گناه خاصی وعده شفاعت داده شد و نه به هیچ گناهکار خاصی، قهرا این اشکال مطرح نخواهد بود بلکه به عکس همین وعده به همراه شروطی که دارد باعث قرار گرفتن انسان در میان خوف و رجا می‌گردد. به تعبیر مرحوم شهید مطهری: «... هیچ کس نمی‌تواند جمیع شرایط شفاعت را به صورت قطعی بیان کند خدا خودش می‌داند و بس... گویی قرآن نخواسته است که همه شرایط شمول شفاعت را به طور صریح بیان کند، خواسته است قلوب را در میان خوف و رجا نگهدارد. از اینجا می‌توان فهمید که اشکالی که می‌گوید عقیده به شفاعت موجب تجرّی است وارد نیست.»( مرتضی مطهری، پیشین، ص 261)

مقاله

نویسنده محمد مهدی تبریزی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

جوان تهیدست

جوان تهیدست

شنیدم که دو جوان مسافر در راهی می رفتند. یکی تهیدست بود و دیگری، پنج دینار همراه داشت. جوان تهیدست، دلیرانه پیش رفت و از چیزی نمی ترسید. اما جوان پولدار، خواب و خوراک نداشت و بسیار نگران بود.
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت دوم - قسمت پایانی)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...
No image

اطلاق یا نسبیت اخلاق از نگاه مفسران

در این پژوهش که به جهت آشنایى با دیدگاههاى برخى از مفسران درباره مسأله نسبیت اخلاق سامان یافته است, تلاش شده است تا آنجا که فضاى این تحقیق اجازه مى دهد, نظریات مفسران در مسأله نسبیت و اطلاق شناسایى شود...
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت اول)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...

پر بازدیدترین ها

No image

نسبیت گرایی در اخلاق

نسبیت‌گرایی در اخلاق به طور کلی عبارت از گرایشی است که معتقد است هیچ امر ثابت و مطلقی در اخلاق وجود ندارد و نسبیت بر تمام عرصه‌های آن حاکم است. از نظر یک نسبیت‌گرا هر کس می‌تواند ارزش‌های اخلاقی شخصی خود را داشته و مطابق آنها عمل نماید و کسی حق ندارد چیزی را بر او تحمیل نماید در مقابل خود این شخص نیز نباید ارزش‌های خود را عمومیت بخشیده و از دیگران انتظار داشته باشد که همانند او، ارزش‌های یکسانی داشته باشند.
No image

ساختار کلی اخلاق اسلامی

اگر دین‌ را مجموعة‌ عقاید و دستورات‌ عملی‌ بدانیم‌ که‌ بنا بر ادعای‌ آورنده‌ و پیروان‌ آن‌ عقاید و دستورات‌، از سوی‌ آفریدگار جهان‌ می‌باشد، و اخلاق‌ را مجموعة‌ آموزه‌هایی‌ که‌ راه‌ و رسم‌ زندگی‌ کردن‌ به‌نحو شایسته‌ و بایسته‌ را ترسیم‌ کرده، بایدها و نبایدهای‌ ارزشی‌ حاکم‌ بر رفتار آدمی‌ را می‌نمایاند، بخوبی‌ به‌ رابطة‌ تنگاتنگ‌ دین‌ و اخلاق‌ پی‌ خواهیم‌ برد و اخلاق‌ را پاره‌ای‌ ناگسستنی‌ از دین‌ به‌ شمار خواهیم‌ آورد...
No image

حقوق بدون اخلاق معنایی ندارد

دکتر کاتوزیان در باب نسبت «اخلاق و حقوق» معتقد است: حکمایی که در کار اجتماع اندیشه می کنند به این نتیجه رسیده اند که اگر اخلاق را از کنار حقوق برداریم زیبایی ، لطافت و حسن را برداشته ایم و تنها از حقوق ، زور را باقی گذاشته ایم. این استاد حقوق دانشگاه تهران در ادامه سلسله نشست های «انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری» که در مرکز پژوهشی توسعه مدیریت برگزار شد، سخنان خود را در دو بخش ارائه کرد و ابتدا به تعریف اخلاق پرداخت و سپس نسبت اخلاق با حقوق را مورد بررسی قرار داد و با بیان اقسام مختلف اخلاق اعم از اخلاق برترین...
No image

دین زندگی، نه دین مرگ

جامعه شناسان، روانشناسان و اندیشمندان تربیت را شکوفا کردن استعدادهای درونی انسان برای توسعه اهداف اجتماعی بشر دانسته‌اند. بی‌تردید این اهداف چیزی جز روابط بین فردی و حقوق مترتب برآن ؛ یعنی احترام به دیگران و رعایت آزادی‌های اساسی نیست. بر این اساس، تربیت اخلاقی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌شود. از این رو، به‌نظر کانت، در این دشوار‌ترین مسئله تعلیم و تربیت ؛ یعنی تربیت اخلاقی ، تهذیب اخلاق باید جزو تربیت...
No image

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌ دکتر علی ملک‌پور- عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی ‌ ارتباط و آمیختگی میان اخلاق، سیاست و سرمایه اجتماعی چندان است که نمی‌توان این نسبت را نادیده انگاشت،‌ همسویی سیاست و اخلاق موجب توسعه سرمایه اجتماعی است و گسترش و تعمیق سرمایه ....
Powered by TayaCMS