دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آیین تعزیه

آیین تعزیه
آیین تعزیه

كلمات كليدي : تعزیه، شبیه خوانی، امام حسین(علیه‌السلام)

آیین تعزیه

>

تعزیه (یا شبیه‌خوانی)، نوعی نمایش مذهبی و سنّتی ایرانی شیعی، عمدتاً دربارۀ شهادت امام حسین و مصائب اهل بیت (علیهم‌السلام) است.
واژۀ تعزیه/تعزیت در اصل به معنای توصیه به صبر کردن، تسلّی دادن و پرسش از بازماندگانِ درگذشتگان و در برخی مناطق ایران مثلاً در خراسان به معنای «مجلس ترحیم» است. در میان شیعیان غیر ایرانی (در عراق و شبه‌قارۀ هند) لفظ تعزیه با وجود ارتباط با مصائب شهدای کربلا، به معنای «شبیه‌خوانی» به کار نمی‌رود(1) ، بلکه آنان تعزیه را به مراسمی نمادین اطلاق می‌کنند که در آن دسته‌های عزاداری در طول مراسم، شبیه ضریح یا تابوت امام حسین (علیه‌السلام) را بر دوش می‌کشند و هم در پایان روز عاشورا و در روز اربعین آن را به خاک می‌سپارند. به نوشتۀ آنه ماری شیمل(2) در قرن سیزدهم/ نوزدهم در قلمرو سلطنت اَوَده در لکهنوی هند، تعزیه به منزلۀ یکی از تماشایی‌ترین نمایش‌ها، در حضور سلاطین برگزار می‌شد.
گفتنی است که در ناحیۀ کارائیب، مثلاً در جزیرۀ ترینیداد(3) نیز تعزیه به مراسمی نمادین مربوط می‌شود که به آن «تَجَه» می‌گویند. این قبیل مراسم نمادین در نواحی دیگر جهان، از جمله در اندونزی با عنوان «تابوت»، برگزار می‌شود.

پیشینه:

برخی محققان، پیشینۀ تغزیه را به آیین‌هایی چون مصائب میترا، سوک سیاوش، و یادگار زریران باز می‌گردانند و برخی پدید آمدن آن را متأثر از عناصر اساطیری بین‌النهرین و آناتولی و مصر، و کسانی نیز مصائب مسیح و دیگر افسانه‌های تاریخی در فرهنگ‌های هند و اروپایی و سامی را در پیدایی آن مؤثر دانسته‌اند، اما به احتمال بسیار، تعزیه ( فارغ از شباهت‌هایش با عزاداری‌های آیینی گذشته ) صورت تکامل یافته‌تر و پیچیده‌ترِ سوگواری‌های سادۀ شیعیان سده‌های نخستین برای شهدای کربلاست. از برپایی مجالس تعزیه به معنای امروزین آن تا پیش از پایان دورۀ صفویه اطمینان نداریم.
ظاهراً مسائلی چون شبیه‌سازی، اجرای موسیقی و احتمال وقوع برخی محرّمات دیگر در تعزیه، مخالفت فقها و روحانیان و متشرعان را با برگزاری آن برانگیختو اما در دورۀ قاجاریه (1210-1344) میرزا ابوالقاسم قمی (متوفی 1231)، از مجتهدان طراز اول، صریحاً برگزاری تعزیه را جایز شمرد. در چند دهۀ اخیر نیز علمایی هم‌چون میرزا محمدحسین نائینی، شیخ محمدکاظم شیرازی، سیدمحمود شاهرودی، سیدمحسن طباطبایی حکیم، سیدعلی یزدی با فتواهای خود برگزاری تعزیه را بدون اشکال شرعی اعلام کردند.
اوج تکامل تعزیه در دورۀ ناصرالدین‌شاه (1264- 1313) بود. چرا که به تعزیه علاقه فراوانی داشت.
تکیه دولت، که به دستور ناصرالدین‌شاه ساخته شد، در ترویج تعزیه بسیار مؤثر بود. تعزیه‌خوانانِ آن‌جا که در حقیقت تعزیه‌خوانِ دولتی بودند زیر نظر "مُعین البُکا" دربار، در برابر شاه و درباریان تعزیه می‌خواندند.
صرف‌نظر از تعزیه‌هایی که موضوع و محتوای آن‌ها به زنان مربوط می‌شد مثل مجلس بی‌بی‌شهربانو، در دورۀ قاجار مجالس تعزیۀ زنانه نیز برپا می‌شد. که همۀ تعزیه‌خوانان و تماشاگران، زن بودند.
تعزیه زنان، به سبب تنگناهای عرفی، گسترش نیافت و به منازل ثروتمندان و شاهزادگان محدود شد.
تعزیه‌های درباری در زمان قاجاریان، به‌ویژه در دورۀ ناصرالدین شاه، از یک‌سو شاه را سرگرم می‌کرد و از سوی دیگر سبب عوام‌فریبی و دین‌دار نمایی او می‌شد.افزودن پیرایه‌هایی توسط معین‌البکاهای درباری برای خشنودی شاه، و بسیاری از مضامین و شیوه‌های اجرای تعزیه سبب گردید؛ علمای مشهوری چون شیخ هادی نجم‌آبادی (متوفی 1320) و شیخ‌جعفر شوشتری (متوفی 1303)، که نزد مردم و حتی نزد شاه و درباریان بسیار محترم بودند، آشکارا به مخالفت با تعزیه به‌پردازند.
قتل ناصرالدین‌شاه در 1313 و پیامدهای سیاسی و اجتماعی آن سبب شد کار معین‌البکاها بی‌رونق شود، ولی تعزیه‌خوانانِ غیر وابسته به حکومت، در مناطق گوناگون ایران به صورت پراکنده به کار خود ادامه دادند.
در دورۀ رضاخان (1304-1320ش)، به‌ویژه در دهۀ دوم سلطنتش، سوگواری‌های ماه محرّم محدود شد و ممنوعیت‌های متعددی به‌وجود آمد و به‌تدریج برگزاری رسمی مجالس تعزیه متوقف شد، اما اجرای آن در روستاها کمابیش ادامه یافت. در دورۀ پهلوی دوم (1320-1357ش)، پرویز صیاد از 1338ش تا 1349ش چند مجلس تعزیه را بر روی صحنۀ نمایش (تئاتر) آورد. در 1355ش، «مجمع بین‌المللی تعزیه»، با شرکت و سخنرانیِ بسیاری از صاحب‌نظران و تعزیه‌شناسان ایرانی و خارجی در شیراز برگزار شد و در آن مجمع، تعزیه‌هایی نیز به اجرا در آمد.
پس از انقلاب اسلامی نیز، تعزیه مورد توجه و علاقۀ مردم و مسئولان فرهنگی و هنری بوده و تلاش شده است با تحقیق در پیشینۀ این هنر مذهبی و پیرایش و پالایش آن، از افول و نابودی این سنّت دیرینه جلوگیری شود.

تعزیه‌نامه (یا «مجلس»، «نسخه»، «شبیه‌نامه»، «نسخۀ تعزیه»):
صرف‌نظر از کتاب‌های تاریخ و مَقتَل، منظومه‌های حماسی – مذهبی دربارۀ شهادت امام حسین و مصائب اهل بیت (علیهم‌السلام)، از مهم‌ترین منابع تعزیه‌نامه‌هاست. برخی از منظومه‌های مهم حماسی – مذهبی این‌هاست:
1. خاوران نامه از ابن‌حسم قهستانی خوسفی که سرودن آن در 830 خاتمه یافت است،
2. حملۀ حیدری سرودۀ میرزا محمد رفیع‌خان باذل مشهدی (متوفی 1124)،
3. سروده‌های مذهبی محتشم کاشانی، وصال شیرازی شمس‌الدین محمدکاتبی.
ظاهراً مهم‌ترین منبع تعزیه‌نامه‌ها کتاب منثور روضة‌الشهداء نوشتۀ کمال واعظ کاشفی سبزواری (متوفی 910) است، زیرا مطالب برخی از تعزیه‌نامه‌ها شباهت‌‌های فراوانی با مطالب این کتاب دارد.
تعزیه‌نویس‌ها در آغازِ کار اشعار تعزیه را در "بیاض " می‌نوشتند. هر دفتر شامل یک یا چند "مجلس" تعزیه بود. تعزیه‌خوانان معمولاً به تناسب ایام،‌ از جمله در دهۀ اول محرّم،‌ برای هر روز موضوع و مجلس ویژه‌ای داشتند. مثلاً در روز اول، تعزیۀ حرکت امام حسین (علیه‌السلام) از مدینه و وداع با اهل بیت، و در روزهای دیگر به ترتیب تعزیۀ مسلم، دو طفلان مسلم، حرّ، حضرت قاسم، طفلان حضرت فاطمه، حضرت ابوالفضل، حضرت علی‌اصغر، عاشورا و در روز یازدهم هم تعزیۀ اسرای کربلا برگزار می‌شد. در بعضی نقاط، برای امامزاده‌های محلی نیز مجالس تعزیه نوشته و اجرا می‌شده است. تعزیه‌گردانان برای اجرای تعزیه، متن هر یک از تعزیه‌خوانان را در نسخه‌‌ای جداگانه می‌نوشتند. این نسخه‌ها را " فرد " نیز گفته‌اند.
در نسخه‌های تعزیه، گاه شیوۀ گفتگو و نحوۀ ورود و خروج تعزیه‌خوانان به میدان تعزیه مشخص شده است.
کاتبان تعزیه‌نامه‌ها معمولاً نسخه‌ها را با التماس دعا و طلب فاتحه از تعزیه‌خوان به پایان می‌رساندند. گاه تعزیه‌نویس نام خود را بعد از عباراتی چون " سگ درگاه سیدالشهدا (علیه‌السلام) "، "کلب آستان علی(علیه‌السلام)"، "کاتب الحروف"، "حَرَّرَهُ..." و "رَقَمَ…" می‌نوشت.
تعزیه‌نامه‌ها منظوم بوده و اشعار آن‌ها در انواع قالب‌های شعری و بیشتر وزن‌های عروضی و به‌ندرت بحر طویل، سروده شده‌اند. در آغاز، زبان این متون گاه عامیانه و محاوره‌ای بود،‌ اما به‌تدریج ارزش‌های ادبی یافت.
خاورشناسان و نمایندگان دولت‌های اروپایی در ایران، بیش‌ترین سهم را در شناسایی و گردآوری تعزیه‌نامه‌ها داشته‌اند.
برخی احتمال داده‌اند که "جُنگ شهادت" قدیمی‌‌ترین تعزیه‌نامۀ تاریخ‌دار است. اگر تاریخ مکتوب برخی از نسخ تعزیه‌نامه‌ها قابل اعتماد باشد،‌ می‌توان گفت که یکی از کهن‌ترین نمونه‌های آن‌ها در 1133 نوشته شده است.

تعزیه و موسیقی:

چون شیوۀ بیان حوادث در تعزیه مبتنی بر آواز بود، معمولاً تعزیه‌خوانان با مقام‌ها و گوشه‌های موسیقی ایرانی آشنایی داشتند.از اینرو تعزیه را یکی از مهم‌ترین عوامل حفظ بخشی از نغمات موسیقی ایرانی دانسته‌اند. در هر تعزیه ممکن بود اشعار در گوشه‌ها و دستگاه‌های متعددی خوانده شود، البته در سؤال و جواب‌ها لازم بود که تناسب مقام‌ها رعایت گردد.
ارتباط میان تعزیه و موسیقی تنها از طریق آواز نبوده است، بلکه سازهای موسیقی نیز در مجالس تعزیه به‌کار می‌رفت، چنان‌که گاه پیش از آغاز تعزیه و به جای " پیش‌خوانی " با نواختن برخی سازها، مانند شیپور، طبل، دُهُل، کَرنا، سُرنا، نی‌لبک، نی، قره‌نی، نقاره و سِنج، تماشاگران را برای شنیدن و دیدن تعزیه آماده می‌کردند.
در صحنه‌های فاقد گفتگو، مثل صحنه‌های مسافرت یا نبرد یا در وقفه‌های میان جریان نمایش (آکسیون‌ها)، نیز از ساز استفاده می‌شد. در تعزیه معمولاً هر یک از سازها کاربرد خاصی داشتند، مثلاً هنگام ورود اشخاص و شروع جنگ‌ها طبل می‌زدند و هنگام وقوع صحنه‌های حزن‌ آلود شیپور و قره‌نی می‌نواختند.
موسیقی تعزیه موجب حفظ و تداوم بسیاری از نغمه‌ها و قطعات موسیقی سازی و آوازی ایران شد و از سوی دیگر، این موسیقی را در مراتب مختلف تحت‌تأثیر عمیق موسیقی تعزیه وجود دارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

جوان تهیدست

جوان تهیدست

شنیدم که دو جوان مسافر در راهی می رفتند. یکی تهیدست بود و دیگری، پنج دینار همراه داشت. جوان تهیدست، دلیرانه پیش رفت و از چیزی نمی ترسید. اما جوان پولدار، خواب و خوراک نداشت و بسیار نگران بود.
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت دوم - قسمت پایانی)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...
No image

اطلاق یا نسبیت اخلاق از نگاه مفسران

در این پژوهش که به جهت آشنایى با دیدگاههاى برخى از مفسران درباره مسأله نسبیت اخلاق سامان یافته است, تلاش شده است تا آنجا که فضاى این تحقیق اجازه مى دهد, نظریات مفسران در مسأله نسبیت و اطلاق شناسایى شود...
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت اول)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...

پر بازدیدترین ها

No image

نسبیت گرایی در اخلاق

نسبیت‌گرایی در اخلاق به طور کلی عبارت از گرایشی است که معتقد است هیچ امر ثابت و مطلقی در اخلاق وجود ندارد و نسبیت بر تمام عرصه‌های آن حاکم است. از نظر یک نسبیت‌گرا هر کس می‌تواند ارزش‌های اخلاقی شخصی خود را داشته و مطابق آنها عمل نماید و کسی حق ندارد چیزی را بر او تحمیل نماید در مقابل خود این شخص نیز نباید ارزش‌های خود را عمومیت بخشیده و از دیگران انتظار داشته باشد که همانند او، ارزش‌های یکسانی داشته باشند.
No image

حقوق بدون اخلاق معنایی ندارد

دکتر کاتوزیان در باب نسبت «اخلاق و حقوق» معتقد است: حکمایی که در کار اجتماع اندیشه می کنند به این نتیجه رسیده اند که اگر اخلاق را از کنار حقوق برداریم زیبایی ، لطافت و حسن را برداشته ایم و تنها از حقوق ، زور را باقی گذاشته ایم. این استاد حقوق دانشگاه تهران در ادامه سلسله نشست های «انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری» که در مرکز پژوهشی توسعه مدیریت برگزار شد، سخنان خود را در دو بخش ارائه کرد و ابتدا به تعریف اخلاق پرداخت و سپس نسبت اخلاق با حقوق را مورد بررسی قرار داد و با بیان اقسام مختلف اخلاق اعم از اخلاق برترین...
No image

اخلاق هنجاری و اخلاق کاربردی

آنجا که اصول اولیه التزام و عمل بر حق مورد توجه باشند ، رویکرد مبتنی بر حقوق را باید در راستای رویکردهای منفعت باورانه ، پیمان گرایانه و کانتی مدنظر قرار داد.در حالی که همه رویکردها حقوق (اکتسابی) گوناگونی را به رسمیت می شناسند، این رویکرد جایگاهی اساسی به حقوق می بخشد، خواه حقوق بشر پیشااجتماعی (مبتنی بر انسانیت فرد، نظیر حقوق طبیعی که خدایا طبیعت آنها را ارزانی داشته) و خواه حقوق بدیهی (که در نتیجه ناخشنودی گسترده همگان از هر گونه افراط در راه ارضای نیازها یا منافع فردی پدید می آیند.)...
No image

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌ دکتر علی ملک‌پور- عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی ‌ ارتباط و آمیختگی میان اخلاق، سیاست و سرمایه اجتماعی چندان است که نمی‌توان این نسبت را نادیده انگاشت،‌ همسویی سیاست و اخلاق موجب توسعه سرمایه اجتماعی است و گسترش و تعمیق سرمایه ....
No image

ساختار کلی اخلاق اسلامی

اگر دین‌ را مجموعة‌ عقاید و دستورات‌ عملی‌ بدانیم‌ که‌ بنا بر ادعای‌ آورنده‌ و پیروان‌ آن‌ عقاید و دستورات‌، از سوی‌ آفریدگار جهان‌ می‌باشد، و اخلاق‌ را مجموعة‌ آموزه‌هایی‌ که‌ راه‌ و رسم‌ زندگی‌ کردن‌ به‌نحو شایسته‌ و بایسته‌ را ترسیم‌ کرده، بایدها و نبایدهای‌ ارزشی‌ حاکم‌ بر رفتار آدمی‌ را می‌نمایاند، بخوبی‌ به‌ رابطة‌ تنگاتنگ‌ دین‌ و اخلاق‌ پی‌ خواهیم‌ برد و اخلاق‌ را پاره‌ای‌ ناگسستنی‌ از دین‌ به‌ شمار خواهیم‌ آورد...
Powered by TayaCMS