دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تمسخر Ridicule

No image
تمسخر Ridicule

كلمات كليدي : تمسخر، استهزاء،خلقت،مومن

نویسنده : علي اكبريان تبريزي

استهزاء، عبارت است از این که انسان، سخن یا رفتار و کردار یا صفات و خلقت مردم را به زبان یا در عمل یا به ایماء و اشاره، طورى نقل و بازگو کند که سبب خنده دیگران شود، که البته این عمل موجب ایذاء و تحقیر و آگاه کردن بر عیوب و نقائص مردم خواهد شد، و اگر این کار در حضور شخص مورد استهزاء نباشد، موجب غیبت نیز خواهد بود. و باعث این صفت و عمل، یا دشمنی است و ‌یا تکبر و کوچک شمردن شخصى که به او استهزاء مى‌شود. و یا به قصد خندانیدن و دلشاد کردن دیگران.

در گناه کبیره بودن این عمل در نزد فقها و بزرگان علم اخلاق و از نظر پیشوایان اسلام شک و شبهه ای نیست. شاید علت آن این باشد که استهزاء فی نفسه عملی لغو و بیهوده بوده نه تنها هیچ فایده فردی و اجتماعی و روحی و تربیتی وغیر آن بر آن مترتب نیست. بلکه به بازی گرفتن یک مؤمن و ریختن آبروی او، و او را در میان جامعه به صورت ملعبه قرار دادن به مثابه اسقاط او بوده، ارزش او را در میان جامعه پایین می آورد و خداوند نیز هرگز به آن راضی نیست. و در قرآن مجید و روایات فراوانی به شدت از این کار نهی شده و بر آن وعده عذاب داده شده است.

چنانچه خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید:

«الَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقَاتِ وَالَّذِینَ لاَ یَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ »[1]

«آنهایى که از مؤمنان اطاعت کار، در صدقاتشان عیبجویى مى‌کنند، و کسانى را که (براى انفاق در راه خدا) جز به مقدار (ناچیز) توانائى خود دسترسى ندارند، مسخره مى‌نمایند، خدا آنها را مسخره مى‌کند (و کیفر استهزاکنندگان را به آنها مى‌دهد) و براى آنها عذاب دردناکى است.»

یکی از علل حرمت استهزاء این است که اساس فکر استهزاء کنندگان، پست شمردن استهزاء شونده و کم بها دادن به شخصیت او است در حالی که از کجا معلوم است که استهزاء کننده نزد خداوند دارای رفعت و مقام بوده و عیب ها همه متوجه استهزاء شونده است.

خداوند در قرآن کریم می فرماید:

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِّن نِّسَاءٍ عَسَى أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ »[2]

« اى کسانى که ایمان آورده‌اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند. و نه زنانى زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند. و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویى قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسى پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید. و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند.»

در احادیث اسلامی نیز از مسخره کردن و استهزاء مؤمن نهی شده، تا جایی که احترام به مؤمن احترام به خدا و اهانت و تحقیر مؤمن اهانت به ذات اقدس الهى و موجب خشم خداوند سبحان بشمار می رود و حضرت امام صادق علیه السلام در ضمن حدیث قدسى می فرمایند:

« قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِیَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّی مَنْ آذَى عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ وَ لْیَأْمَنْ غَضَبِی مَنْ أَکْرَمَ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ»[3]

« خداوند عزّ و جلّ فرمود: کسى که بنده مؤمن مرا خوار شمارد باید بداند که خداوند با او در جنگ است و کسى که بنده مؤمن مرا تعظیم و تکریم کند بى شک از غضب من در امان است.»

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلم فرمود:

« مَنْ أَذَلَّ مُؤْمِناً أَذَلَّهُ اللَّه‌»[4]

«کسى که مؤمنى را خوار شمارد خدا او را ذلیل خواهد کرد.»

همچنین از آن حضرت نقل شده که می فرمایند:

« مَنْ أَذَلَّ مُؤْمِناً أَوْ حَقَّرَهُ لِفَقْرِهِ وَ قِلَّةِ ذَاتِ یَدِهِ- شَهَرَهُ اللَّهُ عَلَى جِسْرِ جَهَنَّمَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ»[5]

« هر که خوار شمرد مؤمن را یا براى مستمندى و کمى مالش او را حقیر شمارد خدا در روز قیامت او را انگشت‌ نما کند و رسوایش نماید».

امام صادق علیه السلام فرمود:

« مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً لِقِلَّةِ مَالِهِ حَقَّرَهُ اللَّهُ فَلَمْ یَزَلْ عِنْدَ اللَّهِ مَحْقُوراً حَتَّى یَتُوبَ مِمَّا صَنَعَ »[6]

« هر که مؤمنى را براى کمى مالش حقیر شمارد خدایش حقیر شمارد، و پیوسته نزد خدا حقیر است تا از کار خود توبه کند».

حرمت مؤمن از حرمت کعبه بیشتر است، در روایتى از طریق ابن عباس، چنین نقل مى‌کنند که:

« أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلّى اللّه علیه و آله و سلم نَظَرَ إِلَى الْکَعْبَةِ فَقَالَ مَرْحَباً بِالْبَیْتِ مَا أَعْظَمَکَ وَ أَعْظَمَ حُرْمَتَکَ عَلَى اللَّهِ وَ اللَّهِ لَلْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنْکَ لِأَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ مِنْکَ وَاحِدَةً وَ مِنَ الْمُؤْمِنِ ثَلَاثَةً مَالَهُ وَ دَمَهُ وَ أَنْ یُظَنَّ بِهِ ظَنَّ السَّوْء»[7]

« رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به کعبه نگاهى کرد و فرمود: «مرحبا به تو اى خانه! چه قدر با عظمتى و چه قدر احترام دارى! به خدا سوگند که حرمت مؤمن نزد خدا از حرمت تو بیشتر است، زیرا خداوند نسبت به تو یک چیز را حرام کرده است (که خونریزى در تو حرام است‌)، ولى مؤمن از سه جهت احترام دارد:

1. خون وى محترم است.

2. مال او حرمت دارد.

3. بدگمانى نسبت به او حرام است.

آنچه بیش از هر چیز در پیشگاه خداى متعال اهمیت و ارزش دارد تقوا است و سایر امور از قبیل پول و جاه و مقام و منصب و... دلیل بر عظمت و محبوبیت انسان نیست. از این رو نباید در هیچ مؤمنى به دیده حقارت و پستى نگریست، چرا که ما نمى‌دانیم اولیاى خدا چه کسانى هستند، چون از باطن افراد جز پروردگار هیچ کس آگاه نیست، چنانکه حضرت رسول گرامى اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلم نیز در ضمن یکى از سخنان خود فرمود:

« إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ کَتَمَ ثَلَاثَةً فِی ثَلَاثَةٍ، ... وَ کَتَمَ وَلِیَّهُ فِی خَلْقِهِ، ... وَ لَا یَزْرَأَنَّ أَحَدُکُمْ بِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ، فَإِنَّهُ لَا یَدْرِی أَیُّهُمْ وَلِیُّ اللَّه.»[8]

« خداى عزّ و جلّ سه چیز را در سه چیز مخفى کرده است:... ولىّ خود را درمیان خلق خویش مخفى داشته است... بنابر این مبادا هیچ یک از شماها احدى از بندگان خدا را کوچک شمرد، زیرا نمى‌داند کدامیک از آنها ولىّ خدا است.»

حضرت رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلم می فرمایند: کسانی که مردم را مسخره می کنند در مقابلشان دری از درهای بهشت گشوده می شود و به آنها گفته می شود بشتابید، بشتابید. وقتی آنها با تمام غم و غصه خود را به در می رسانند، در بسته می شود، سپس در دیگری گشوده می شود و صدا می زنند بشتابید،بشتابید. و هنگامی که با تمام غم و ناراحتی خود را به در می رسانند، در بسته می شود، و پیوسته این عمل تکرار می شود تا جایی که وقتی دری به روی آنها گشوده می شود و می گویند بشتابید، آنها دیگر از جای خود تکان نمی خورند.[9]

راه درمان:

1- در نظر آوردن ذلت و خوارى دنیوى،

2- تامل در بدى عاقبت و وخامت‌ سرانجام آن،

3- از بین بردن عداوت و تکبر که در بعضی مواقع باعث تمسخر و استهزاء دیگران می شود،

4- یادآوری حسرت و شرم و خجالت و خوارى خود در روزى که بار گناهان کسانى را که استهزاء کرده بر دوش دارد و به دوزخ رانده مى‌شود.

مقاله

نویسنده علي اكبريان تبريزي
جایگاه در درختواره رذائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

جوان تهیدست

جوان تهیدست

شنیدم که دو جوان مسافر در راهی می رفتند. یکی تهیدست بود و دیگری، پنج دینار همراه داشت. جوان تهیدست، دلیرانه پیش رفت و از چیزی نمی ترسید. اما جوان پولدار، خواب و خوراک نداشت و بسیار نگران بود.
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت دوم - قسمت پایانی)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...
No image

اطلاق یا نسبیت اخلاق از نگاه مفسران

در این پژوهش که به جهت آشنایى با دیدگاههاى برخى از مفسران درباره مسأله نسبیت اخلاق سامان یافته است, تلاش شده است تا آنجا که فضاى این تحقیق اجازه مى دهد, نظریات مفسران در مسأله نسبیت و اطلاق شناسایى شود...
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت اول)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...

پر بازدیدترین ها

No image

نسبیت گرایی در اخلاق

نسبیت‌گرایی در اخلاق به طور کلی عبارت از گرایشی است که معتقد است هیچ امر ثابت و مطلقی در اخلاق وجود ندارد و نسبیت بر تمام عرصه‌های آن حاکم است. از نظر یک نسبیت‌گرا هر کس می‌تواند ارزش‌های اخلاقی شخصی خود را داشته و مطابق آنها عمل نماید و کسی حق ندارد چیزی را بر او تحمیل نماید در مقابل خود این شخص نیز نباید ارزش‌های خود را عمومیت بخشیده و از دیگران انتظار داشته باشد که همانند او، ارزش‌های یکسانی داشته باشند.
No image

ساختار کلی اخلاق اسلامی

اگر دین‌ را مجموعة‌ عقاید و دستورات‌ عملی‌ بدانیم‌ که‌ بنا بر ادعای‌ آورنده‌ و پیروان‌ آن‌ عقاید و دستورات‌، از سوی‌ آفریدگار جهان‌ می‌باشد، و اخلاق‌ را مجموعة‌ آموزه‌هایی‌ که‌ راه‌ و رسم‌ زندگی‌ کردن‌ به‌نحو شایسته‌ و بایسته‌ را ترسیم‌ کرده، بایدها و نبایدهای‌ ارزشی‌ حاکم‌ بر رفتار آدمی‌ را می‌نمایاند، بخوبی‌ به‌ رابطة‌ تنگاتنگ‌ دین‌ و اخلاق‌ پی‌ خواهیم‌ برد و اخلاق‌ را پاره‌ای‌ ناگسستنی‌ از دین‌ به‌ شمار خواهیم‌ آورد...
No image

حقوق بدون اخلاق معنایی ندارد

دکتر کاتوزیان در باب نسبت «اخلاق و حقوق» معتقد است: حکمایی که در کار اجتماع اندیشه می کنند به این نتیجه رسیده اند که اگر اخلاق را از کنار حقوق برداریم زیبایی ، لطافت و حسن را برداشته ایم و تنها از حقوق ، زور را باقی گذاشته ایم. این استاد حقوق دانشگاه تهران در ادامه سلسله نشست های «انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری» که در مرکز پژوهشی توسعه مدیریت برگزار شد، سخنان خود را در دو بخش ارائه کرد و ابتدا به تعریف اخلاق پرداخت و سپس نسبت اخلاق با حقوق را مورد بررسی قرار داد و با بیان اقسام مختلف اخلاق اعم از اخلاق برترین...
No image

دین زندگی، نه دین مرگ

جامعه شناسان، روانشناسان و اندیشمندان تربیت را شکوفا کردن استعدادهای درونی انسان برای توسعه اهداف اجتماعی بشر دانسته‌اند. بی‌تردید این اهداف چیزی جز روابط بین فردی و حقوق مترتب برآن ؛ یعنی احترام به دیگران و رعایت آزادی‌های اساسی نیست. بر این اساس، تربیت اخلاقی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌شود. از این رو، به‌نظر کانت، در این دشوار‌ترین مسئله تعلیم و تربیت ؛ یعنی تربیت اخلاقی ، تهذیب اخلاق باید جزو تربیت...
No image

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌ دکتر علی ملک‌پور- عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی ‌ ارتباط و آمیختگی میان اخلاق، سیاست و سرمایه اجتماعی چندان است که نمی‌توان این نسبت را نادیده انگاشت،‌ همسویی سیاست و اخلاق موجب توسعه سرمایه اجتماعی است و گسترش و تعمیق سرمایه ....
Powered by TayaCMS