دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خوارزمشاهیان

No image
خوارزمشاهیان

كلمات كليدي : خوارزمشاهيان، قطب الدين محمد

نویسنده : علي ابراهيمي

خوارزمشاهیان

چگونگی به قدرت رسیدن خوارزمشاهیان

خوارزمشاهیان در منطقه خوارزم به مرکزیت گرگانج ساکن بودند که در دورۀ سلجوقیان به مرور از دست‌نشاندگی خارج شدند و علاوه بر خوارزم بر ماوراء النهر و ایران هم دست یافتند. خوارزمشاهیان فرزندان غلامی به نام انوشتکین غرچه هستند که غلام بلکاتکین از غلامان ملک‌شاه سلجوقی بود. انوشتکین منصب طشت‌داری داشت، ولی بر اثر درایت و کفایت ملک‌شاه، شحنگی ولایت خوارزم را به او داد و بعد از او پسرش قطب‌الدین محمد به جای او منصوب شد که نطقه آغازین سلسله خوارزمشاهیان بود.

قطب‌الدین محمد انوشتکین (490 تا 522 ه‍.ق)

قطب‌الدین محمد در دورۀ برکیارق از طرف حاکم خراسان التونتاش در سال 490 به خوارزم فرستاده شد و لقب خوارزمشاه یافت و جانشین برکیارق، سلطان سنجر هم او را تثبیت کرد. او در مدت سی‌سال حکومت در خوارزم، تابع سلجوقیان بود.

اَتْسِزبن قطب‌الدین محمد (522 تا 551 ه‍.ق)

اتسز پس از مرگ پدر به امارت نشست و تا سال 530 مطیع سنجر سلجوقی بود و بعضی ممالک ترکستان و دشت قپچاق را تصرف کرد و به واسطۀ خدماتش به سلجوقیان ارتقاء درجه یافت و مورد حسد امرا و ارکان دولت واقع شد. چون متوجه این امر شد، در حملۀ سنجر به غزنین برای دوری از کید آنها و خوف از سلطان اجازه رفتن به خوارزم گرفت و چون به آن‌جا رسید سرکشی و تمرد نمود و چندین بار با سنجر درگیر شد، ولی در همه جا شکست خورد و در زمان اسیری سنجر توسط غزها قصد حمله به خراسان داشت که در گذشت.

ایل ارسلان بن اتسز (551 تا 567 ه‍.ق)

او از طرف پدر حاکم جَنْد بود. بعد از فوت پدر به خوارزم آمد. وی به ماوراء النهر لشکر کشید و سمرقند و بخارا را گرفت اما در سال 567 از گورخان قراختایی شکست خورد و در همین سال درگذشت.

سلطان شاه‌بن ایل ارسلان(567 تا 568 ه‍.ق)

وی ولیعهد پدر بود اما برادر بزرگ‌تر او تکش که حاکم جند بود به کمک قراختائیان در برابر پرداخت خراج سالیانه، سلطان‌شاه و مادرش ترکان خاتون را از خوارزم بیرون کرد و به تخت سلطنت نشست و آن دو به مؤید آی‌آبه حاکم نیشابور پناه بردند و عزم نبرد با تکش کردند. اما مؤید آی‌آبه و ترکان خاتون کشته شدند و سلیمان شاه به نیشابور و سپس غور گریخت و تا 589 که در گذشت با تکش درگیر بود.

علاء‌الدین تکش بن ایل ارسلان (568 تا 598)

تکش بعد از مرگ سلیمان‌شاه مستقل شد و خراسان را از سلجوقیان گرفت. در سال 590 عازم عراق شد و طغرل سوم سلجوقی را به خاطر پیمان‌شکنی کشت و سپس همدان و ری را تسخیر کرد.

وی در لشکرکشی به قلاع اسماعیلیه بعد از فتح قلعۀ ارسلان کشای و محاصرۀ قلعه ترشیز درگذشت.

قطب‌الدین محمدبن علاءالدین تکش (569 تا 618 ه‍.ق)

به وصیت پدر جانشین او شد و دولت او به اعلی درجه رسید. وی غوریان را در 612 شکست داد و ماوراء‌النهر را تصرف کرد. عازم فتح کرمان و مازندران شد و در سال 607 قراختائیان را شکست داد و اسکندر ثانی لقب یافت. از اقدامات مهم او قصد براندازی خلافت عباسی بود که به دلیل اقدامات ناصرلدین الله عباسی که نام او را در خطبه وارد نکرد و عَلَم جلال‌الدین حسن نو مسلمان را بر علم او در سفر حج مقدم کرد، بهانۀ جمله به بغداد پیدا شد و از ائمه ممالک بر عزل خلیفه عباسی فتوی گرفت و با سید‌علاءالدین ترمذی که از سادات حسینی بود، برای خلافت بیعت کرد و در سال 614 عازم بغداد شد که در اسدآباد همدان دچار برف و سرمای شدیدی شد و با تلفات بسیار برگشت.

جلال‌الدین منکبرنی (618 تا 628 ه‍.ق)

پس از مرگ پدر به خوارزم آمد، ولی با مخالفت برادرش اوزلاغ شاه روبرو شد و به خراسان و سپس غزنین گریخت. سپاهیان پراکنده به او پیوسته چند مرحله با مغول‌ها جنگید و در نبرد پروان بر آن‌ها غالب شد و پس از نبرد غزنین به سمت هند گریخت. پس از مدت کوتاهی دوباره به ایران برگشت و به قصد کمک از خلیفه عباسی برای دفع مغولان کافر عازم بغداد شد که علاوه بر امتناع، ناصر قُشْتُمور را به جنگ او فرستاد. او از آن‌جا به تبریز رفت و بر تخت سلطنت جلوس کرد. در سال 428 در راه گریز از مغولان به دیاربکر رفت و در اطراف شهر میافارقین توسط کردها کشته شد و سلسله خوارزم‌شاهیان پایان پذیرفت.

مقاله

نویسنده علي ابراهيمي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

جوان تهیدست

جوان تهیدست

شنیدم که دو جوان مسافر در راهی می رفتند. یکی تهیدست بود و دیگری، پنج دینار همراه داشت. جوان تهیدست، دلیرانه پیش رفت و از چیزی نمی ترسید. اما جوان پولدار، خواب و خوراک نداشت و بسیار نگران بود.
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت دوم - قسمت پایانی)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...
No image

اطلاق یا نسبیت اخلاق از نگاه مفسران

در این پژوهش که به جهت آشنایى با دیدگاههاى برخى از مفسران درباره مسأله نسبیت اخلاق سامان یافته است, تلاش شده است تا آنجا که فضاى این تحقیق اجازه مى دهد, نظریات مفسران در مسأله نسبیت و اطلاق شناسایى شود...
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت اول)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...

پر بازدیدترین ها

No image

حقوق بدون اخلاق معنایی ندارد

دکتر کاتوزیان در باب نسبت «اخلاق و حقوق» معتقد است: حکمایی که در کار اجتماع اندیشه می کنند به این نتیجه رسیده اند که اگر اخلاق را از کنار حقوق برداریم زیبایی ، لطافت و حسن را برداشته ایم و تنها از حقوق ، زور را باقی گذاشته ایم. این استاد حقوق دانشگاه تهران در ادامه سلسله نشست های «انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری» که در مرکز پژوهشی توسعه مدیریت برگزار شد، سخنان خود را در دو بخش ارائه کرد و ابتدا به تعریف اخلاق پرداخت و سپس نسبت اخلاق با حقوق را مورد بررسی قرار داد و با بیان اقسام مختلف اخلاق اعم از اخلاق برترین...
No image

نسبیت گرایی در اخلاق

نسبیت‌گرایی در اخلاق به طور کلی عبارت از گرایشی است که معتقد است هیچ امر ثابت و مطلقی در اخلاق وجود ندارد و نسبیت بر تمام عرصه‌های آن حاکم است. از نظر یک نسبیت‌گرا هر کس می‌تواند ارزش‌های اخلاقی شخصی خود را داشته و مطابق آنها عمل نماید و کسی حق ندارد چیزی را بر او تحمیل نماید در مقابل خود این شخص نیز نباید ارزش‌های خود را عمومیت بخشیده و از دیگران انتظار داشته باشد که همانند او، ارزش‌های یکسانی داشته باشند.
No image

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌ دکتر علی ملک‌پور- عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی ‌ ارتباط و آمیختگی میان اخلاق، سیاست و سرمایه اجتماعی چندان است که نمی‌توان این نسبت را نادیده انگاشت،‌ همسویی سیاست و اخلاق موجب توسعه سرمایه اجتماعی است و گسترش و تعمیق سرمایه ....
No image

مباحث جارى در اخلاق کاربردی

امروزه فلاسفه اخلاق، درصدد برآمده‌اند تا بیشتر به مسائل و امورى بپردازند که کانون بحران‌ها و معضلات عملى اخلاق را نشانه رفته باشد. اصول و قواعدى نظیر عدالت ورزیدن، دروغ نگفتن، به‌حق حیات دیگران احترام گذاشتن، آسیب‌نرساندن به دیگران و... که موردقبول عموم نظریه‌هاى هنجارى‌اند و در اصل اخلاقى بودن آنها اختلاف چندانى مشاهده نمى‌شود و فاعل اخلاقى در کاربرد آنها نیز در بسیارى موارد با پیچیدگى و دشوارى خاصى مواجه نمى‌شود؛ اما شناسایى و تشخیص رفتار درست از نادرست، در بسیارى حوزه‌هاى عملی- خصوصا با پیشرفتى که فناورى داشته تصمیم‌گیرى‌هاى اخلاقى دشوارى را در حوزه‌هایى...
No image

اخلاق هنجاری و اخلاق کاربردی

آنجا که اصول اولیه التزام و عمل بر حق مورد توجه باشند ، رویکرد مبتنی بر حقوق را باید در راستای رویکردهای منفعت باورانه ، پیمان گرایانه و کانتی مدنظر قرار داد.در حالی که همه رویکردها حقوق (اکتسابی) گوناگونی را به رسمیت می شناسند، این رویکرد جایگاهی اساسی به حقوق می بخشد، خواه حقوق بشر پیشااجتماعی (مبتنی بر انسانیت فرد، نظیر حقوق طبیعی که خدایا طبیعت آنها را ارزانی داشته) و خواه حقوق بدیهی (که در نتیجه ناخشنودی گسترده همگان از هر گونه افراط در راه ارضای نیازها یا منافع فردی پدید می آیند.)...
Powered by TayaCMS