دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سریه زِید بنِ حارِثه به قَرَدَة

No image
سریه زِید بنِ حارِثه به قَرَدَة

كلمات كليدي : تاريخ، سريه، پيامبر(ص)، زِيد بنِ حارِثه، قََرََدَة

نویسنده : هادي اكبري

"سریة" از ماده «سرو» و به قطعه‌ای از سپاه گفته می‌شود که به دستور رسول‌خدا(ص) به سوی مکانی و برای انجام مأموریتی اعزام می‌شدند، بدون آنکه پیامبر(ص) همراه آنان خارج شود.[1]

اولین سریه

این سریه در ماه جمادی‌الآخر سال سوم هجری،[2] به فرماندهی "زید بن حارِثه" روی داد و این نخستین سریه‌اى بود که زید بن حارِثه به فرماندهی آن منصوب شد.[3]

مسیر تجاری

قریش که کار اصلی‌اش تجارت بود، پس از «جنگ بدر»، از ترس حملات رسول‌خدا(ص) و مسلمانان به کاروان‌های تجاری، قصد آن را داشتند که از راه تجاری «شام» به تجارت بپردازند. "صَفوان بن أمَیه" در این باره مى‌گفت: محمد و اصحاب او راه بازرگانى ما را بسته‌اند و ما نمى‌دانیم با مسلمانان چه کنیم؛ چرا که آنان از راه تجاری کناره نمی‌گیرند. علاوه بر آن، اهل مناطق ساحلى هم با آنان هم‌پیمان شده‌اند و ما نمى‌دانیم از کدام مسیر به تجارت بپردازیم. اگر قرار باشد ما در مکه اقامت کرده و سرمایه‌هاى خود را در اینجا مصرف کنیم، در این صورت درآمدی نداریم؛ لذا ما ناچاریم سرمایه خود را در راه بازرگانى به کار بیندازیم و تابستان‌ها راه تجارت شام را و در زمستان‌ها هم مسیر تجاری حبشه را در پیش بگیریم.[4]

پیشنهاد اسود بن مطلب

"أسوََد بن مُطَّلِب" که سخنان صَفوان را شنید، از او خواست تا از راه تجاری عراق به تجارت خود ادامه دهد؛ اما صَفوان به او گفت که به راه تجاری عراق آگاه نیست. أسوََد بن مُطَّلِب گفت: من تو را با بهترین راهنما آشنا مى‌کنم، راهنمایى که چشمش را مى‌بندد و به خواست خدا راه مى‌پیماید. صَفوان گفت: او کیست؟ أسوَد گفت: "فُرات بن حَیان عِجلِى"[5] که راه‌های آن مناطق را پیموده و بر آنها تسلط و آگاهی دارد. صَفوان نیز از أسوَد خواست تا آن راهنما را به نزد او بیاورد. هنگامی که فُرات بن حَیان به نزد صَفوان بن أمیه آمد، صَفوان گفت: می‌خواهم برای تجارت به شام بروم؛ اما محمد راه تجارت ما به شام را بسته است و ما نیز ناچاریم برای رسیدن به شام از منطقه‌ی او عبور کنیم. اکنون تصمیم دارم، از راه عراق به تجارت خود ادامه دهم. فُرات گفت: من تو را از راه عراق به شام مى‌برم. بدان که هیچ ‌یک از یاران محمد تا کنون از آن مسیر عبور نکرده‌اند، چون سرزمینی خشک و بى‌آب است. صفوان خواسته‌ی خود را همین مطلب بیان کرده و گفت چون اکنون زمستان است، نیاز زیادی به آب ندارند.[6]

حرکت کاروان قریش

صَفوان بن أمَیه آماده‌ی حرکت شد. "أبو زََمعَه" نیز به همراه او سیصد مثقال طلا و مقدار زیادى شمش نقره فرستاد و مردانى از قریش را هم با او همراه کرد که تمامی آنان کالاى تجارى داشتند. "عبدالله بن أبى‌رَبیعه" و گحُوَیطِب ابن عبدالعُزّى" هم همراه گروهى از مردان قریش با او همراه شدند. صَفوان بن أمَیه هم با اموال زیادى که شامل شمش‌ها و ظرف‌هاى نقره بود و معادل سى‌هزار درهم مى‌شد، به راه افتاد و به سوی منطقه‌ی «ذات عرق»(مکان میقات مردم عراق و حدِّ فاصل «نجد» و «تهامه» می‌باشد[7]) حرکت کرد. ابوسُفیان بن حَرب نیز به همراه مال زیادی که شامل نقره بود، به همراه آنان به راه افتاد.[8]

اعزام سپاه

در این میان، "نُعَیم بن مَسعود أشجَعى" که تا آن زمان مشرک بود، به مدینه آمد و در قبیله بنى‌نضیر، به خانه "کِنانَة بن أبى‌الحُقَیق" وارد شد و با او مشغول آشامیدن شراب شدند. "سَلیط بن نُعمان بن أسلَم" هم که مسلمان بود، پیش بنى‌نضیر مى‌آمد و از شراب آنان مى‌خورد(در آن زمان شراب تحریم نشده بود) در این اثناء، "نُعَیم بن مَسعود"، موضوع خروج صَفوان را به همراه کاروان و اموال آنان گفت. "سَلیط بن نُعمان" که این سخن را شنید، اندکی بعد از نزد آنان بیرون آمده و خود را به پیامبر(ص) رساند و خبر خروج کاروان تجاری قریش را گزارش داد.[9] پیامبر(ص) نیز پس از شنیدن این خبر، زید بن حارثه را به همراه صد سوار به سوی کاروان اعزام فرمود. علت وقوع این سریه، مقابله با مصادره اموال مسلمانان در مکه و در تنگنا قرار دادن مشرکان مکه از راه اقتصادی بود که تا آن زمان تمامی تلاش خود را در راه نابودی آیین اسلام به کار گرفته بودند.

تصرف کاروان

مسلمانان حرکت کردند و کاروان مشرکان مکه را در «قَرَدَة»(نام مکانی است در سرزمین نجد[10]) گرفتند. بزرگان قریش همگى رو به فرار نهادند و فقط یک یا دو تن از آنان اسیر شدند. زید و یارانش کاروان را به حضور پیامبر(ص) آوردند و رسول‌خدا(ص) خمس اموال را که معادل بیست هزار درهم بود، برداشته و باقی اموال را بین افراد سپاه تقسیم نمودند. فُرات بن حَیان نیز که به اسارت درآمده بود، اسلام آورده و آزاد گردید.[11]

مقاله

نویسنده هادي اكبري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

جوان تهیدست

جوان تهیدست

شنیدم که دو جوان مسافر در راهی می رفتند. یکی تهیدست بود و دیگری، پنج دینار همراه داشت. جوان تهیدست، دلیرانه پیش رفت و از چیزی نمی ترسید. اما جوان پولدار، خواب و خوراک نداشت و بسیار نگران بود.
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت دوم - قسمت پایانی)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...
No image

اطلاق یا نسبیت اخلاق از نگاه مفسران

در این پژوهش که به جهت آشنایى با دیدگاههاى برخى از مفسران درباره مسأله نسبیت اخلاق سامان یافته است, تلاش شده است تا آنجا که فضاى این تحقیق اجازه مى دهد, نظریات مفسران در مسأله نسبیت و اطلاق شناسایى شود...
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت اول)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...

پر بازدیدترین ها

No image

نسبیت گرایی در اخلاق

نسبیت‌گرایی در اخلاق به طور کلی عبارت از گرایشی است که معتقد است هیچ امر ثابت و مطلقی در اخلاق وجود ندارد و نسبیت بر تمام عرصه‌های آن حاکم است. از نظر یک نسبیت‌گرا هر کس می‌تواند ارزش‌های اخلاقی شخصی خود را داشته و مطابق آنها عمل نماید و کسی حق ندارد چیزی را بر او تحمیل نماید در مقابل خود این شخص نیز نباید ارزش‌های خود را عمومیت بخشیده و از دیگران انتظار داشته باشد که همانند او، ارزش‌های یکسانی داشته باشند.
No image

ساختار کلی اخلاق اسلامی

اگر دین‌ را مجموعة‌ عقاید و دستورات‌ عملی‌ بدانیم‌ که‌ بنا بر ادعای‌ آورنده‌ و پیروان‌ آن‌ عقاید و دستورات‌، از سوی‌ آفریدگار جهان‌ می‌باشد، و اخلاق‌ را مجموعة‌ آموزه‌هایی‌ که‌ راه‌ و رسم‌ زندگی‌ کردن‌ به‌نحو شایسته‌ و بایسته‌ را ترسیم‌ کرده، بایدها و نبایدهای‌ ارزشی‌ حاکم‌ بر رفتار آدمی‌ را می‌نمایاند، بخوبی‌ به‌ رابطة‌ تنگاتنگ‌ دین‌ و اخلاق‌ پی‌ خواهیم‌ برد و اخلاق‌ را پاره‌ای‌ ناگسستنی‌ از دین‌ به‌ شمار خواهیم‌ آورد...
No image

حقوق بدون اخلاق معنایی ندارد

دکتر کاتوزیان در باب نسبت «اخلاق و حقوق» معتقد است: حکمایی که در کار اجتماع اندیشه می کنند به این نتیجه رسیده اند که اگر اخلاق را از کنار حقوق برداریم زیبایی ، لطافت و حسن را برداشته ایم و تنها از حقوق ، زور را باقی گذاشته ایم. این استاد حقوق دانشگاه تهران در ادامه سلسله نشست های «انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری» که در مرکز پژوهشی توسعه مدیریت برگزار شد، سخنان خود را در دو بخش ارائه کرد و ابتدا به تعریف اخلاق پرداخت و سپس نسبت اخلاق با حقوق را مورد بررسی قرار داد و با بیان اقسام مختلف اخلاق اعم از اخلاق برترین...
No image

دین زندگی، نه دین مرگ

جامعه شناسان، روانشناسان و اندیشمندان تربیت را شکوفا کردن استعدادهای درونی انسان برای توسعه اهداف اجتماعی بشر دانسته‌اند. بی‌تردید این اهداف چیزی جز روابط بین فردی و حقوق مترتب برآن ؛ یعنی احترام به دیگران و رعایت آزادی‌های اساسی نیست. بر این اساس، تربیت اخلاقی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌شود. از این رو، به‌نظر کانت، در این دشوار‌ترین مسئله تعلیم و تربیت ؛ یعنی تربیت اخلاقی ، تهذیب اخلاق باید جزو تربیت...
No image

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌ دکتر علی ملک‌پور- عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی ‌ ارتباط و آمیختگی میان اخلاق، سیاست و سرمایه اجتماعی چندان است که نمی‌توان این نسبت را نادیده انگاشت،‌ همسویی سیاست و اخلاق موجب توسعه سرمایه اجتماعی است و گسترش و تعمیق سرمایه ....
Powered by TayaCMS