دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شادی

شادی باعث انبساط نفس می شود و نشاط را بر می انگیزاند.
شادی
شادی

شادی

قال امیرالمؤمنین(ع):«السّرور یبسط النّفس و یثیر النّشاط»(غررالحکم ص 320)

از چه چیز شاد شویم؟

مسأله‌ای که در وهله اول جلب نظر می‌کند این است که واقعا به چه چیزی شاد و از چه چیزی اندوهگین شویم؟ باید دید چه نوع شادی یا اندوهی ما را به خوشبختی در دنیا و سعادت در آخرت می‌رساند و چه نوع شادی و اندوهی آدمی را از مسیر سعادت دور می‌کند.

حضرت امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند:

«أکثِر سُرُورَکَ على ما قَدَّمتَ مِنَ الخَیرِ ، و حُزنَکَ على ما فاتَ مِنهُ»[1]

شادیت را به خاطر کار خیرى که انجام داده‌اى  و اندوهت را بخاطر کار خیرى که از دست داده‌اى بیشتر کن!

پس شادیمان زمانی باید پررنگ شود که کار نیکی را انجام داده باشیم و زمانی که خیری را از دست بدهیم باید محزون شویم. به طور طبیعی بسیاری از عوامل دنیایی باعث سرور نفس و جسم می‌شود که گریزی از آنها نیست بنایر‌این حضرت نفرموده‌اند که تمام و کمال شادیت بخاطر کار خیر باشد که برای نفس انسانی مردم عادی امر سخت و دشواری است اما حضرت فرموده‌اند: «بیشتر کن!» و این نشان می‌دهد که در هر مرحله ای (از حرکت به سوی کمال) متناسب با آن مرحله، باید سعی نمود تا شادیها در مسیر خیر و نیکی؛ و غم و اندوه در پی از دست دادن و دور شدن از آنها باشد.

چه نکاتی را در ایجاد نشاط روحی رعایت کنیم؟

باید در ایجاد نشاط از افراط و تفریط دوری گزینیم تا دچار لودگی یاتنش با دیگران نشویم در عین حال باید مواظب بود تا دچار اخلاق خشک و خشن نیز نشویم. حضرت امیرالمؤمنین(ع) سرور و نشاط را ثمره عقل می‌دانند پس مجرای خیزش نشاط از لودگی و خشونت مغایر است نشاط از مجرای عقل بدست می‌آید و ثمره عقل است ولی لودگی وخشونت (خشکه مقدس بودن) از مجرای نفسانی و شیطانی هستند. حضرت امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند:

«أصلُ العَقلِ القُدرَةُ ، و ثَمَرَتُها السُّرورُ »[2]

ریشه خرد، توانمندى و میوه آن شادى است.

پس باید رفتار خود را با عقل تطبیق داد. اگر فعل و انفعالات و گفتار بر اساس عقل باشد بی شک موجب نشاط خواهد شد و برعکس، آنچه خلاف عقل انجام شود روزی اندوهی به بار خواهد آورد.

دومین نکته مهمی که حضرت امیر المؤمنین(ع) باین می‌کنند این است که نشاط باید توأم با نرم خویی و لینت باشد:

«لا یُستَعانُ على السُّرورِ إلاّ باللِّینِ»[3]

براى شادى جز از نرمخویى یارى نتوان گرفت

نتیجه:

آنچه که از بیان امیر المؤمنین بدست آمد این است که اسلام علاوه بر این که با نشاط مخاف نیست بلکه خود به آن سفارش و برای مصون ماندن از آسیب‌های آن راهکار نشان  می‌دهد. نشاط ثمره حرکت عقلانی است و باید بدور از افراط و تفریط بوده و با نرم خویی همراه باشد.

پی نوشت:
[1] تمیمی آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، دفتر تبلیغات قم 1366  ص: 146
[2] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار ج 75 ص 7
[3] محمدی نیک ری شهری، محمد، میزان الحکمه حدیث 8638 به نقل از مطالب السؤول ص 50

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

جوان تهیدست

جوان تهیدست

شنیدم که دو جوان مسافر در راهی می رفتند. یکی تهیدست بود و دیگری، پنج دینار همراه داشت. جوان تهیدست، دلیرانه پیش رفت و از چیزی نمی ترسید. اما جوان پولدار، خواب و خوراک نداشت و بسیار نگران بود.
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت دوم - قسمت پایانی)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...
No image

اطلاق یا نسبیت اخلاق از نگاه مفسران

در این پژوهش که به جهت آشنایى با دیدگاههاى برخى از مفسران درباره مسأله نسبیت اخلاق سامان یافته است, تلاش شده است تا آنجا که فضاى این تحقیق اجازه مى دهد, نظریات مفسران در مسأله نسبیت و اطلاق شناسایى شود...
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت اول)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...

پر بازدیدترین ها

No image

نسبیت گرایی در اخلاق

نسبیت‌گرایی در اخلاق به طور کلی عبارت از گرایشی است که معتقد است هیچ امر ثابت و مطلقی در اخلاق وجود ندارد و نسبیت بر تمام عرصه‌های آن حاکم است. از نظر یک نسبیت‌گرا هر کس می‌تواند ارزش‌های اخلاقی شخصی خود را داشته و مطابق آنها عمل نماید و کسی حق ندارد چیزی را بر او تحمیل نماید در مقابل خود این شخص نیز نباید ارزش‌های خود را عمومیت بخشیده و از دیگران انتظار داشته باشد که همانند او، ارزش‌های یکسانی داشته باشند.
No image

حقوق بدون اخلاق معنایی ندارد

دکتر کاتوزیان در باب نسبت «اخلاق و حقوق» معتقد است: حکمایی که در کار اجتماع اندیشه می کنند به این نتیجه رسیده اند که اگر اخلاق را از کنار حقوق برداریم زیبایی ، لطافت و حسن را برداشته ایم و تنها از حقوق ، زور را باقی گذاشته ایم. این استاد حقوق دانشگاه تهران در ادامه سلسله نشست های «انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری» که در مرکز پژوهشی توسعه مدیریت برگزار شد، سخنان خود را در دو بخش ارائه کرد و ابتدا به تعریف اخلاق پرداخت و سپس نسبت اخلاق با حقوق را مورد بررسی قرار داد و با بیان اقسام مختلف اخلاق اعم از اخلاق برترین...
No image

اخلاق هنجاری و اخلاق کاربردی

آنجا که اصول اولیه التزام و عمل بر حق مورد توجه باشند ، رویکرد مبتنی بر حقوق را باید در راستای رویکردهای منفعت باورانه ، پیمان گرایانه و کانتی مدنظر قرار داد.در حالی که همه رویکردها حقوق (اکتسابی) گوناگونی را به رسمیت می شناسند، این رویکرد جایگاهی اساسی به حقوق می بخشد، خواه حقوق بشر پیشااجتماعی (مبتنی بر انسانیت فرد، نظیر حقوق طبیعی که خدایا طبیعت آنها را ارزانی داشته) و خواه حقوق بدیهی (که در نتیجه ناخشنودی گسترده همگان از هر گونه افراط در راه ارضای نیازها یا منافع فردی پدید می آیند.)...
No image

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌ دکتر علی ملک‌پور- عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی ‌ ارتباط و آمیختگی میان اخلاق، سیاست و سرمایه اجتماعی چندان است که نمی‌توان این نسبت را نادیده انگاشت،‌ همسویی سیاست و اخلاق موجب توسعه سرمایه اجتماعی است و گسترش و تعمیق سرمایه ....
No image

ساختار کلی اخلاق اسلامی

اگر دین‌ را مجموعة‌ عقاید و دستورات‌ عملی‌ بدانیم‌ که‌ بنا بر ادعای‌ آورنده‌ و پیروان‌ آن‌ عقاید و دستورات‌، از سوی‌ آفریدگار جهان‌ می‌باشد، و اخلاق‌ را مجموعة‌ آموزه‌هایی‌ که‌ راه‌ و رسم‌ زندگی‌ کردن‌ به‌نحو شایسته‌ و بایسته‌ را ترسیم‌ کرده، بایدها و نبایدهای‌ ارزشی‌ حاکم‌ بر رفتار آدمی‌ را می‌نمایاند، بخوبی‌ به‌ رابطة‌ تنگاتنگ‌ دین‌ و اخلاق‌ پی‌ خواهیم‌ برد و اخلاق‌ را پاره‌ای‌ ناگسستنی‌ از دین‌ به‌ شمار خواهیم‌ آورد...
Powered by TayaCMS