دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شکر نعمت های الهی در ساحت عمل

انسان باید در برابر نعمت‌ها و الطافی که خداوند به وی عنایت می‌کند شکر و سپاسگذاری نموده و با عمل صالح حق شکر را به جا بیاورد.
شکر نعمت های الهی در ساحت عمل
شکر نعمت های الهی در ساحت عمل
نویسنده: رضا علوی

انسان باید در برابر نعمت‌ها و الطافی که خداوند به وی عنایت می‌کند شکر و سپاسگذاری نموده و با عمل صالح حق شکر را به جا بیاورد. بدون شک خداوند در برابر نعمت هایی که به ما می‌بخشد نیازی به شکر ما ندارد و اگر دستور به شکرگزاری می‌دهد آن هم موجب نعمت دیگری بر ما و یک مکتب عالی تربیتی است، مهم این است که ببینیم حقیقت شکر چیست.

حقیقت شکر تنها شکر زبانی نیست بلکه شکر دارای سه مرحله است: نخستین مرحله آن است که به دقت بیندیشیم که بخشنده نعمت کیست، این توجه و ایمان و آگاهی پایه اول شکر است و از آن که بگذریم مرحله زبان فرا می‌رسد، ولی از آن بالاتر مرحله عمل است، شکر عملی آن است که بفهمیم هر نعمتی برای چه هدفی به ما داده شده است و آن را در مورد خودش صرف کنیم، که اگر نکنیم کفران نعمت کرده‌ایم.

حضرت امام صادق(ع) می‌فرماید: کمترین شکر این است که نعمت را از خدا بدانی، بی آنکه قلب تو مشغول به آن نعمت شود و خدا را فراموش مکن و همچنین راضی بودن به نعمت او و اینکه نعمت را وسیله عصیان او قرار ندهی و اوامر و نواهی او را با استفاده از نعمت هایش زیر پا بگذاری و همچنین آن حضرت می‌فرماید: شکر نعمت آن است که از گناهان پرهیز شود. «شکر النّعمه اجتناب المحارم». و هر گاه انسان نعمت‌های خدا را درست در همان هدف‌های واقعی نعمت صرف کرد، عملاً ثابت کرده که شایسته و لایق است و این لیاقت و شایستگی سبب فیض بیشتر و موهبت افزونتر می‌گردد.‌

اصولاً ما دو گونه شکر داریم: شکر تکوینی و تشریعی. شکر تکوینی آن است که یک موجود از مواهبی که در اختیار دارد برای نمو و رشدش استفاده کند و کفران نعمت سبب می‌شود که در طول زمان نعمت از او گرفته شود. در جهان نیز انسان‌ها با استفاده از نیروی اراده و اختیار و تعلیم و تربیت تشریعی می‌توانند آگاهانه از نعمت الهی استفاده کرده و شکر آن را به جا آورند. برای مثال آن کس که نعمت قدرت را وسیله ظلم و طغیان قرار دهد، در واقع می‌گوید که لیاقت این نعمت خدا را ندارد و آن کس که از قدرت در مسیر اجرای حق و عدالت بهره می‌گیرد، در واقع شایستگی این نعمت پروردگار را دارد.‌

زمانی که انسان در مقام شکر الهی چه با فکر و چه با عمل و چه با زبان بر آید خود این توانایی بر شکر، او را مدیون نعمتی تازه می‌نماید و به این ترتیب هرگز قادر نخواهد بود حق شکر الهی را ادا کند. حضرت امام سجاد (ع) در این مورد می‌فرماید: چگونه می‌توانم حق شکر تو را به جای بیاورم در حالی که همین شکر من نیاز به شکری دارد. بنابر این برترین مرحله شکرگزاری که از انسان ساخته است این است که اظهار عجز و ناتوانی از شکر نعمت‌های او کند.‌

باز هم از حضرت امام سجاد (ع) است: اشکرکم لله اشکر للنّاس. انسان علاوه بر خداوند باید از زحمات و تلاش‌ها و کمک‌های مردم در حق او شکر و سپاسگزاری نماید. به خاطر زحمات والدین خویش، تلاش‌های معلمین و استادان علم و کمک‌ها و راهنمایی‌های مردم بعد از شکر خداوند از چنین انسان‌هایی نیز تشکر نماید. حضرت علی(ع) می‌فرماید: هنگامی که مقدمات نعمت‌های خداوند به شما می‌رسد، سعی کنید با شکرگزاری بقیه را به سوی خود جلب کنید، نه آنکه با کمی شکرگزاری از خود برانید. شکر از کسانی که وسیله نعمت شده اند نیز لازم است.

پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: خداوند هنگامی که به بنده‌ای می‌بخشد دوست دارد آثار نعمت را بر او ببیند. یعنی شکر عملی نعمت‌های الهی این است که در راه مردم و خلق نیز صرف شود. شکر علم یادگیری آن به دیگران، شکر ثروت کمک به نیازمندان و شکر قدرت کمک به مظلومان و مبارزه با ظالمان است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

جوان تهیدست

جوان تهیدست

شنیدم که دو جوان مسافر در راهی می رفتند. یکی تهیدست بود و دیگری، پنج دینار همراه داشت. جوان تهیدست، دلیرانه پیش رفت و از چیزی نمی ترسید. اما جوان پولدار، خواب و خوراک نداشت و بسیار نگران بود.
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت دوم - قسمت پایانی)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...
No image

اطلاق یا نسبیت اخلاق از نگاه مفسران

در این پژوهش که به جهت آشنایى با دیدگاههاى برخى از مفسران درباره مسأله نسبیت اخلاق سامان یافته است, تلاش شده است تا آنجا که فضاى این تحقیق اجازه مى دهد, نظریات مفسران در مسأله نسبیت و اطلاق شناسایى شود...
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت اول)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...

پر بازدیدترین ها

No image

اخلاق هنجاری و اخلاق کاربردی

آنجا که اصول اولیه التزام و عمل بر حق مورد توجه باشند ، رویکرد مبتنی بر حقوق را باید در راستای رویکردهای منفعت باورانه ، پیمان گرایانه و کانتی مدنظر قرار داد.در حالی که همه رویکردها حقوق (اکتسابی) گوناگونی را به رسمیت می شناسند، این رویکرد جایگاهی اساسی به حقوق می بخشد، خواه حقوق بشر پیشااجتماعی (مبتنی بر انسانیت فرد، نظیر حقوق طبیعی که خدایا طبیعت آنها را ارزانی داشته) و خواه حقوق بدیهی (که در نتیجه ناخشنودی گسترده همگان از هر گونه افراط در راه ارضای نیازها یا منافع فردی پدید می آیند.)...
No image

اخلاق و دانشهای مرتبط با آن

گفتگو با دکتر عباس منوچهری،استاد دانشگاه اخلاق و دانش‌هاى مرتبط با آن دکتر منوچهری، به نظر شما چه تعریفى مى‌توان از اخلاق ارائه داد و چه تمایزاتى میان اخلاق و دین، اخلاق و حقوق،‌ اخلاق و فرهنگ و دانش‌هایى از این دست که با....
No image

حقوق بدون اخلاق معنایی ندارد

دکتر کاتوزیان در باب نسبت «اخلاق و حقوق» معتقد است: حکمایی که در کار اجتماع اندیشه می کنند به این نتیجه رسیده اند که اگر اخلاق را از کنار حقوق برداریم زیبایی ، لطافت و حسن را برداشته ایم و تنها از حقوق ، زور را باقی گذاشته ایم. این استاد حقوق دانشگاه تهران در ادامه سلسله نشست های «انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری» که در مرکز پژوهشی توسعه مدیریت برگزار شد، سخنان خود را در دو بخش ارائه کرد و ابتدا به تعریف اخلاق پرداخت و سپس نسبت اخلاق با حقوق را مورد بررسی قرار داد و با بیان اقسام مختلف اخلاق اعم از اخلاق برترین...
No image

اطلاق یا نسبیت اخلاق از نگاه مفسران

در این پژوهش که به جهت آشنایى با دیدگاههاى برخى از مفسران درباره مسأله نسبیت اخلاق سامان یافته است, تلاش شده است تا آنجا که فضاى این تحقیق اجازه مى دهد, نظریات مفسران در مسأله نسبیت و اطلاق شناسایى شود...
No image

نسبیت گرایی در اخلاق

نسبیت‌گرایی در اخلاق به طور کلی عبارت از گرایشی است که معتقد است هیچ امر ثابت و مطلقی در اخلاق وجود ندارد و نسبیت بر تمام عرصه‌های آن حاکم است. از نظر یک نسبیت‌گرا هر کس می‌تواند ارزش‌های اخلاقی شخصی خود را داشته و مطابق آنها عمل نماید و کسی حق ندارد چیزی را بر او تحمیل نماید در مقابل خود این شخص نیز نباید ارزش‌های خود را عمومیت بخشیده و از دیگران انتظار داشته باشد که همانند او، ارزش‌های یکسانی داشته باشند.
Powered by TayaCMS