دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عوامل شکل گیری اسلام هراسی

No image
عوامل شکل گیری اسلام هراسی

عوامل شكل گيري اسلام هراسي

در تحلیل پدیده اسلام هراسی، مانند تحلیل هر پدیده دیگر نمی‌توان آن را تک سبب و تک علتی دانست. اسلام هراسی اسباب متعددی دارد که از درجه اهمیت و قدرت متفاوتی برخوردارند. اکنون خواهیم کوشید تا برجسته‌ترین اسباب و عوامل آن را بررسی کنیم.

الف. جهل نسبت به اسلام؛ بنا به باور رایج (و حدیث امام علی علیه السلام) انسان عادتا مایل به عداوت به چیزی است که بدان جهل دارد؛ یعنی به گونه ای جاهلانه، آن را خطری پیچیده بر خویش می‌شمارد که اجتناب از آن را اقتضا می‌کند. همین امر است که می‌تواند ترس از اسلام و تمایل به ستیز با آن و نفرت به آن را در میان غربی‌ها تفسیر کند. در غرب، اطلاعاتی سطحی نسبت به اسلام وجود دارد که از منابعی نامطمئن و فاقد احاطه علمی به اسلام اخذ شده است. مواد درسی دانشگاهی در غرب، هنوز هم اطلاعات غلط و گمراه کننده‌ای از اسلام در خود دارد که در مکتب شرق شناسی ریشه دارد؛ مکتبی که بهانه ساز اصلی برای استعمارگران غربی بوده است. ذهنیت شرق شناسی مرجعیتی قرون وسطایی و صبغه ای متاثر از روح صلیبی دارد. پژوهشگری در این زمینه می‌نویسد: حجم اندکی از فرآورده‌های شرق شناسان جدید ـ که در حد خود زیاد هم هست - به دست تصمیم سازان غربی می‌رسد؛ در حالی که حجم بسیار زیادی از تولیداتشان، از راه دستگاه‌های پیشرفته تبلیغاتی و رسانه ای، به سوی افکار عمومی روانه می‌شود تا به تایید یا تخریب الگوهای استاندارد ترسیم شده، بپردازد. شرق شناسی جدید، عملاً و قولاً می‌کوشد تا برخوردی تمدنی با شرق اسلامی پدیدآورد. ناآگاهی نسبت به اسلام و داشتن انگاره‌های نادرست به این دلیل که مانع تشکیل زمینه مناسب برای فهم و ارتباط مثبت با پیروان اسلام است، یکی از نشانه‌های برجسته زندگی در جهان غرب است. شاید همین امر موجب شد تا پل فندلی، عضو سابق کنگره آمریکا که جهان اسلام را از نزدیک تجربه کرده است، وادار ساخت تا در جهت شکست دیواره نا آگاهی غربی‌ها به اسلام و تصحیح مفاهیم و انگاره‌های غلط آن تلاش کند. فندلی معتقد است که نا آگاهی آمریکایی‌ها و عموم غربی‌ها به اسلام و انگاره‌های غلطشان نسبت به اسلام و مسلمانان در عواملی ریشه دارد که مهم ترین آنها عبارت است از:

1. نقش لابی (گروه فشار) یهودی، در ارائه تصویری زشت از مسلمانان و تصویر اسرائیل به عنوان دولتی ضعیف که از سوی عرب‌ها و مسلمانان مورد تهدید واقع شده است. 2. اکتفا به سخن گفتن از اخلاق مسیحی و یهودی، به عنوان اخلاق جهانی مقبول و شایسته پیروی در جامعه آمریکایی و اجتناب از اشاره به اخلاق اسلامی و تصویر آن به شکلی منفی و نفرت آور، به گونه ای که یهودیت و مسیحیت در نگاه آمریکایی‌ها الگوی پیشرفت و تمدن و اخلاق جلوه می‌کند و اسلام به عنوان قدرتی عقب مانده و خطرناک نمایش داده می‌شود.3. متصف کردن اسلام به تروریسم و تعصب و تحقیر زن و عدم تسامح نسبت به غیر مسلمانان و رد دموکراسی و پرستش خدایی غریب و انتقامجو.

4. ترس غربی‌ها از خطر رو به فزونی اسلامگرایی و بیم آنان از جنگ احتمالی اسلام و غرب در آینده و تغذیه این هراس‌ها از سوی گروه‌های صهیونیست، به هدف اینکه پشتیبانی غربی‌ها از رژیم صهیونیستی قطع نشود.

ج. تعارض منافع و اختلاف خاستگاه‌های ارزشی؛ به رغم آنکه ناآگاهی نسبت به اسلام، عاملی اساسی برای ترس از اسلام و ستیز با آن است؛ اما قطعا تنها عامل نیست. امروزه غرب رفتارها و هنجارهایی را پذیرفته که بسیاری آنها در تعارض با اسلام است. برخی این هنجارها، به نظام سرمایه داری و اصول عمل گرایانه آن در پیشینه سوء و لذت و منفعت ویژه باز می‌گردد که در عین حال، در محدوده آزادی‌های اجتماعی و اقتصادی به رسمیت شناخته شده نیز جای می‌گیرد؛ مانند آزادی قمار، شرط بندی، خوردن مشروبات الکلی، قانونی شدن فحشا و همجنس بازی و... . طبیعی است که این هنجارهای غربی، خوشایند اسلام نیست و اسلام این رفتارها را حرام و مستوجب مجازات می‌داند؛ از این رو طبیعی است که غربی ها، اسلام و آموزه‌های اسلامی را تهدیدی جدی برای آنچه آزادی‌های اساسی و غیرقابل مناقشه ! می‌خوانند بدانند.از سویی می‌توان گفت که ریشه قسمتی از چالش کنونی حاکم بر روابط اسلام و غرب، اختلافات تمدنی عمیقی است که در تاریخ جریان داشته است، چنان که ساموئل هانتینگتون، در نظریه برخورد تمدن‌ها می‌گوید و از سوی دیگر نیز می‌توان گفت، بخش مهمی از این چالش، بر تعارض منافع میان اسلام و غرب استوار است؛ به گونه ای که غرب تا حدی آمادگی پذیرش اسلام معتدل را دارد؛ اسلامی که منافع سیاسی و اقتصادی اش را تضمین کند و تهدیدی برای آن نباشد.

د. خلط میان دین اسلام و وضع کنونی مسلمانان؛ پنهان نیست که امت اسلام از قرن‌ها پیش، با بحران‌های متعددی در سطوح متفاوت رویا رو بوده اند و این بحران‌ها موجب شده تا مسلمانان به لحاظ مشارکت در تمدن بشری و ارتقای سطح بشری در رتبه ای پایین تر از دیگر ملل قرار گیرند. در سطح سیاسی، جنگ‌ها و نزاع‌های مسلحانه، هنوز هم شمار زیادی از نفوس انسانی را در جوامع اسلامی درو می‌کند؛ مانند فلسطین، عراق، افغانستان، سودان و الجزایر. کشورهای اسلامی از متوقف کردن این چالش‌ها یا پیروز شدن بر آنها ناتوانند و هنوز هم بسیاری از دولت‌های اسلامی دنباله رو قدرت‌های بیگانه ای هستند که آزادی عمل این دولت‌ها را مصادره و استقلال عملی شان را محدود می‌کنند. در سطح اقتصادی، آمارها نشان می‌دهد که بیش از نیم میلیارد مسلمان زیر خط فقر زندگی می‌کنند؛ این بدان معنا است که بیش از یک سوم ساکنان زمین که زیر خط فقر به سر می‌برند، از مسلمانان هستند؛ این در حالی است که کشورهای اسلامی از ثروت‌های طبیعی و انسانی فراوانی برخوردارند. در سطح اجتماعی می‌توان از رنج کشورهای اسلامی از تضادهای طبقاتی شدید و فزاینده، انحطاط جایگاه زنان، کنار نهاده شدن جوانان، کم توجهی به کودکان و لرزان بودن نظام‌های ارزشی و لگدمال شدن آنها در زیر گام ارزش‌های مهاجم غربی سخن گفت.در سطح فرهنگی به نظر می‌رسد که جهان اسلام، تقریبا به طور کامل از انقلاب‌های معرفتی، اطلاعاتی و علمی ای که جهان شاهد آن بوده، منقطع است و تقریبا کمترین سهم را در این انقلاب‌ها داشته است و در بهترین حالات، مصرف کننده سیری ناپذیری دستاوردهای تکنولوژیک آن بوده است. در پی این اوضاع ناگوار و با تلاش‌های جنبش‌های صهیونیسم و استعمار، در تعمیق این وضع نمایش و بزرگنمایی حجم آن، طبیعی است که نوعی همذات پنداری خودکار، میان اسلام و فقر و عقب ماندگی ایجاد شود و ریشه ضعف و پس ماندگی مسلمانان، به اسلام نسبت داده شود. بنابراین، بسیار دشوار است که انسان غربی که تنها سیمایی مشوه و تحریف یافته از اسلام را شناخته، با این دین تعامل عاطفی برقرار کند و حتی آن را عامل پس ماندگی بخش‌های عظیمی از جهان نداند و موضعی منفی نسبت به آن نگیرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

جوان تهیدست

جوان تهیدست

شنیدم که دو جوان مسافر در راهی می رفتند. یکی تهیدست بود و دیگری، پنج دینار همراه داشت. جوان تهیدست، دلیرانه پیش رفت و از چیزی نمی ترسید. اما جوان پولدار، خواب و خوراک نداشت و بسیار نگران بود.
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت دوم - قسمت پایانی)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...
No image

اطلاق یا نسبیت اخلاق از نگاه مفسران

در این پژوهش که به جهت آشنایى با دیدگاههاى برخى از مفسران درباره مسأله نسبیت اخلاق سامان یافته است, تلاش شده است تا آنجا که فضاى این تحقیق اجازه مى دهد, نظریات مفسران در مسأله نسبیت و اطلاق شناسایى شود...
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت اول)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...

پر بازدیدترین ها

No image

حقوق بدون اخلاق معنایی ندارد

دکتر کاتوزیان در باب نسبت «اخلاق و حقوق» معتقد است: حکمایی که در کار اجتماع اندیشه می کنند به این نتیجه رسیده اند که اگر اخلاق را از کنار حقوق برداریم زیبایی ، لطافت و حسن را برداشته ایم و تنها از حقوق ، زور را باقی گذاشته ایم. این استاد حقوق دانشگاه تهران در ادامه سلسله نشست های «انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری» که در مرکز پژوهشی توسعه مدیریت برگزار شد، سخنان خود را در دو بخش ارائه کرد و ابتدا به تعریف اخلاق پرداخت و سپس نسبت اخلاق با حقوق را مورد بررسی قرار داد و با بیان اقسام مختلف اخلاق اعم از اخلاق برترین...
No image

نسبیت گرایی در اخلاق

نسبیت‌گرایی در اخلاق به طور کلی عبارت از گرایشی است که معتقد است هیچ امر ثابت و مطلقی در اخلاق وجود ندارد و نسبیت بر تمام عرصه‌های آن حاکم است. از نظر یک نسبیت‌گرا هر کس می‌تواند ارزش‌های اخلاقی شخصی خود را داشته و مطابق آنها عمل نماید و کسی حق ندارد چیزی را بر او تحمیل نماید در مقابل خود این شخص نیز نباید ارزش‌های خود را عمومیت بخشیده و از دیگران انتظار داشته باشد که همانند او، ارزش‌های یکسانی داشته باشند.
No image

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌ دکتر علی ملک‌پور- عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی ‌ ارتباط و آمیختگی میان اخلاق، سیاست و سرمایه اجتماعی چندان است که نمی‌توان این نسبت را نادیده انگاشت،‌ همسویی سیاست و اخلاق موجب توسعه سرمایه اجتماعی است و گسترش و تعمیق سرمایه ....
No image

مباحث جارى در اخلاق کاربردی

امروزه فلاسفه اخلاق، درصدد برآمده‌اند تا بیشتر به مسائل و امورى بپردازند که کانون بحران‌ها و معضلات عملى اخلاق را نشانه رفته باشد. اصول و قواعدى نظیر عدالت ورزیدن، دروغ نگفتن، به‌حق حیات دیگران احترام گذاشتن، آسیب‌نرساندن به دیگران و... که موردقبول عموم نظریه‌هاى هنجارى‌اند و در اصل اخلاقى بودن آنها اختلاف چندانى مشاهده نمى‌شود و فاعل اخلاقى در کاربرد آنها نیز در بسیارى موارد با پیچیدگى و دشوارى خاصى مواجه نمى‌شود؛ اما شناسایى و تشخیص رفتار درست از نادرست، در بسیارى حوزه‌هاى عملی- خصوصا با پیشرفتى که فناورى داشته تصمیم‌گیرى‌هاى اخلاقى دشوارى را در حوزه‌هایى...
No image

اخلاق هنجاری و اخلاق کاربردی

آنجا که اصول اولیه التزام و عمل بر حق مورد توجه باشند ، رویکرد مبتنی بر حقوق را باید در راستای رویکردهای منفعت باورانه ، پیمان گرایانه و کانتی مدنظر قرار داد.در حالی که همه رویکردها حقوق (اکتسابی) گوناگونی را به رسمیت می شناسند، این رویکرد جایگاهی اساسی به حقوق می بخشد، خواه حقوق بشر پیشااجتماعی (مبتنی بر انسانیت فرد، نظیر حقوق طبیعی که خدایا طبیعت آنها را ارزانی داشته) و خواه حقوق بدیهی (که در نتیجه ناخشنودی گسترده همگان از هر گونه افراط در راه ارضای نیازها یا منافع فردی پدید می آیند.)...
Powered by TayaCMS