دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مفهوم مردمسالاری دینی

No image
مفهوم مردمسالاری دینی

مفهوم مردمسالاري ديني

مسعود فولادفر

رابطه دین و سیاست در اسلام یک رابطه منطقی و ماهوی است، و در قلمرو سیاست و دین مشترکاتی وجود دارد. بخش عظیمی از مسائل دینی را قلمرو و عملکرد سیاسی تشکیل می‌دهد و همواره دین عرصه‌‌های سیاست را فرا می‌گیرد.

در راستای پاسخ دادن به پرسش آیا دین و دموکراسی با هم سازگارند؟ بهتر است در آغاز منظور خود را از دین بیان کنیم و پس از آن به سراغ برداشتمان از دموکراسی برویم تا ببینیم که آیا در هر صورت، این دو کاملا با همدیگر جمع می‌شوند، یا تنها در بعضی موارد؟ و آن موارد کدام هستند؟

همچنین اگر ریشه دموکراسی‌‌های امروزین را در لیبرالیسم بدانیم و چنانچه تورن عقیده دارد، بگوییم « دموکراسی در اصل زاییده نمی شود مگر به عنوان محصول فرعی سیاسی غیر عمدی لیبرالیسم اقتصادی »، آن گاه به قول بعضی، تعارض‌‌های کلی میان دین و لیبرالیسم، در قالب کنار زدن دین از صحنه جامعه به وسیله لیبرالیسم، و صرفا جنبه فردی و سلیقه شخصی یافتنش، انکار ناپذیر است.

گی ارمه نیز در کتاب فرهنگ و دموکراسی، همخوانی یا تعارض میان دین و دموکراسی را بر حسب فضاهای مذهبی، متفاوت می‌داند.

وی چنین اظهار نظر می‌کند:

به هر حال تمام ادیان وحی شامل یک هسته عقیدتی اصیل هستند که ریشه در گذشته‌ای دور دارد و این فاصله زمانی باعث ایجاد ناهماهنگی میان ارزش‌‌های مقدس و ارزش‌‌های دموکراسی می‌شود. ارزش‌‌های دموکراسی که به نوبه خود به بستر فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی یا اقتصادی از زمان رنسانس به بعد مربوط می‌شوند، به دوره محیط دیگری غیر از دوره محیط ارزش‌‌های دینی تعلق دارند.

برای دین تعریف‌‌های متعددی ذکر شده است؛ همان گونه که برای دموکراسی نیز تعاریف زیادی ارائه گشته است. اکنون با این پیش فرض‌ها ببینیم در خصوص اسلام چه می‌توان گفت.

در ابتدا مهم آن است که بدانیم مقصود از دین، شریعت‌ها و آیین‌‌های الهی است که منشایی واقعی دارند؛ بدین معنا که آنها را خداوند بر پیامبران وحی نموده است.

گفته می‌شود که در غرب، چون با دین تحریف شده سر و کار داشتند، دموکراسی، با هر معنایی، می‌توانست با چنین دینی جمع شود؛ ولی روشن است که دین مبین اسلام، با اراده هر معنایی از دموکراسی سازگاری ندارد. رابطه منطقی اسلام و دموکراسی، عموم و خصوص من وجه است؛ یعنی اسلام دارای عقاید و احکام و اخلاقیات است، و دموکراسی نیز اطلاقات و معانی مختلفی دارد. نقطه تلاقی و محل تقاطع اسلام و دموکراسی را «مردمسالاری دینی» می‌گویند.دین مبین اسلام بر این عقیده است که حاکمیت را باید تفکیک و تجزیه نمود؛ و اگر چنین شد، حاکمیت مردم در بخش‌هایی، نه تنها پسندیده و پذیرفته شده، بلکه امری انکار ناپذیر است؛ نظیر مشارکت و حضور جدی در عرصه سیاسی- اجتماعی جامعه. از طرفی، اسلام، حاکمیت مردم در بعضی موارد (نظیر قانون گذاری در محدوده‌ای که وحی پیش از این برایش قانون ارائه نموده است) را هرگز نمی‌پذیرد.

بنابراین مردمسالاری دینی به این معناست که حاکمیت مردم در حوزه خاص خود ،که مشارکت و رقابت سالم و مثبت از آن قبیل هستند، به بالاترین حد اعمال شود؛ در عین حال، چون انسان، خدا نیست، نباید حاکمیت خداوند متعال را نادیده بگیرد و خود به جای او عرض وجود نماید. در اینجا بی‌پرده می‌توان اظهار داشت که اگر دموکراسی نیز به همین معنا باشد و منظور کسانی که بر آن پای می‌فشارند، چیزی جز این نباشد، به طور یقین مورد پذیرش اسلام است؛ اما اگر مقصود از دموکراسی حاکمیت بی قید و شرط اکثریت مردم، در همه زمینه‌‌های قانون گذاری، قضاوت و اجرا باشد، این همان چیزی است که دین، بویژه دین مقدس اسلام دست رد بر سینه‌اش گذاشته است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

جوان تهیدست

جوان تهیدست

شنیدم که دو جوان مسافر در راهی می رفتند. یکی تهیدست بود و دیگری، پنج دینار همراه داشت. جوان تهیدست، دلیرانه پیش رفت و از چیزی نمی ترسید. اما جوان پولدار، خواب و خوراک نداشت و بسیار نگران بود.
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت دوم - قسمت پایانی)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...
No image

اطلاق یا نسبیت اخلاق از نگاه مفسران

در این پژوهش که به جهت آشنایى با دیدگاههاى برخى از مفسران درباره مسأله نسبیت اخلاق سامان یافته است, تلاش شده است تا آنجا که فضاى این تحقیق اجازه مى دهد, نظریات مفسران در مسأله نسبیت و اطلاق شناسایى شود...
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت اول)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...

پر بازدیدترین ها

No image

نسبیت گرایی در اخلاق

نسبیت‌گرایی در اخلاق به طور کلی عبارت از گرایشی است که معتقد است هیچ امر ثابت و مطلقی در اخلاق وجود ندارد و نسبیت بر تمام عرصه‌های آن حاکم است. از نظر یک نسبیت‌گرا هر کس می‌تواند ارزش‌های اخلاقی شخصی خود را داشته و مطابق آنها عمل نماید و کسی حق ندارد چیزی را بر او تحمیل نماید در مقابل خود این شخص نیز نباید ارزش‌های خود را عمومیت بخشیده و از دیگران انتظار داشته باشد که همانند او، ارزش‌های یکسانی داشته باشند.
No image

حقوق بدون اخلاق معنایی ندارد

دکتر کاتوزیان در باب نسبت «اخلاق و حقوق» معتقد است: حکمایی که در کار اجتماع اندیشه می کنند به این نتیجه رسیده اند که اگر اخلاق را از کنار حقوق برداریم زیبایی ، لطافت و حسن را برداشته ایم و تنها از حقوق ، زور را باقی گذاشته ایم. این استاد حقوق دانشگاه تهران در ادامه سلسله نشست های «انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری» که در مرکز پژوهشی توسعه مدیریت برگزار شد، سخنان خود را در دو بخش ارائه کرد و ابتدا به تعریف اخلاق پرداخت و سپس نسبت اخلاق با حقوق را مورد بررسی قرار داد و با بیان اقسام مختلف اخلاق اعم از اخلاق برترین...
No image

اخلاق هنجاری و اخلاق کاربردی

آنجا که اصول اولیه التزام و عمل بر حق مورد توجه باشند ، رویکرد مبتنی بر حقوق را باید در راستای رویکردهای منفعت باورانه ، پیمان گرایانه و کانتی مدنظر قرار داد.در حالی که همه رویکردها حقوق (اکتسابی) گوناگونی را به رسمیت می شناسند، این رویکرد جایگاهی اساسی به حقوق می بخشد، خواه حقوق بشر پیشااجتماعی (مبتنی بر انسانیت فرد، نظیر حقوق طبیعی که خدایا طبیعت آنها را ارزانی داشته) و خواه حقوق بدیهی (که در نتیجه ناخشنودی گسترده همگان از هر گونه افراط در راه ارضای نیازها یا منافع فردی پدید می آیند.)...
No image

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌ دکتر علی ملک‌پور- عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی ‌ ارتباط و آمیختگی میان اخلاق، سیاست و سرمایه اجتماعی چندان است که نمی‌توان این نسبت را نادیده انگاشت،‌ همسویی سیاست و اخلاق موجب توسعه سرمایه اجتماعی است و گسترش و تعمیق سرمایه ....
No image

ساختار کلی اخلاق اسلامی

اگر دین‌ را مجموعة‌ عقاید و دستورات‌ عملی‌ بدانیم‌ که‌ بنا بر ادعای‌ آورنده‌ و پیروان‌ آن‌ عقاید و دستورات‌، از سوی‌ آفریدگار جهان‌ می‌باشد، و اخلاق‌ را مجموعة‌ آموزه‌هایی‌ که‌ راه‌ و رسم‌ زندگی‌ کردن‌ به‌نحو شایسته‌ و بایسته‌ را ترسیم‌ کرده، بایدها و نبایدهای‌ ارزشی‌ حاکم‌ بر رفتار آدمی‌ را می‌نمایاند، بخوبی‌ به‌ رابطة‌ تنگاتنگ‌ دین‌ و اخلاق‌ پی‌ خواهیم‌ برد و اخلاق‌ را پاره‌ای‌ ناگسستنی‌ از دین‌ به‌ شمار خواهیم‌ آورد...
Powered by TayaCMS