دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چرا امام جعفرصادق(ع) قیام نکرد؟

چرا امام صادق(ع) با وجود 4000 شاگرد می‌فرمودند اگر فقط 40 یار می‌داشتم قیام می‌کردم؟
چرا امام جعفرصادق(ع) قیام نکرد؟
چرا امام جعفرصادق(ع) قیام نکرد؟

پرسش:

چرا امام صادق(ع) با وجود 4000 شاگرد می‌فرمودند اگر فقط 40 یار می‌داشتم قیام می‌کردم؟

پاسخ:

تمامی امامان به عنوان پیشوایان راستین جامعه اسلامی در پی این بودند که اگر شرایط و مقدمات فراهم شود، جامعه را از حاکمیت‌های جائر و فاسق و فاسد نجات دهند و خودشان به عنوان شایسته‌ترین افرادی که خدا آنها را هدایت کرده است، رهبری جامعه را به دست بگیرند و سعادت دنیا و آخرت مردم و امت را تامین کنند.

سدیر صیرفی می‌گوید خدمت امام صادق(ع) رسیدم و گفتم: «به خدا سوگند، روا نیست که شما نشسته‌اید و قیام نمی‌کنید.»

امام فرمود: «چرا؟»

گفتم: «چون دوستداران و پیروان و یاوران شما فراوانند، به خدا سوگند اگر امیرالمؤمنین(ع) به اندازه شما یاور داشت، قبیله تیم وعدی (قبائل خلیفه اول و دوم) جرأت نمی‌کردند به طرفش بیایند.»

امام فرمود: «تعداد یاوران و شیعیان من احتمالاً چقدر است؟»

عرض کردم: «صدهزار نفر!»

حضرت فرمود: «صدهزار نفر؟»

عرض کردم: «بله، بلکه دویست هزار نفر!»

حضرت فرمود: «دویست هزار نفر؟»

عرض کردم: «بله، بلکه نصف دنیا از یاوران شما هستند.»

حضرت سکوتی کرد، بعد فرمود:‌«همراه ما تا ینبع بیا.»

امام مرا به منطقه‌ای برد که خاک سرخ رنگی داشت و چوپان نوجوانی، بزغاله‌هایش را برای چرا آورده بود. امام نگاهی به او کرد و به من فرمود: «ای سدیر، به خدا سوگند اگر به تعداد این بزغاله‌ها شیعه و یاور داشتم، روا نبود یک لحظه در مقابل حکومت ظلم و جور بنشینم و برای گرفتن حقم قیام نکنم.»

از مرکب‌ها پیاده شدیم و نماز خواندیم. بعد از نماز رفتم بزغاله‌ها را شمردم. فقط هفده تا بودند.(1)

بدون تردید بنی‌عباس یکی از بهترین شیوه‌های مبارزاتی ضداموی را انتخاب کرده بودند. آنان برخلاف قیام‌های ضداموی دیگر، تا حصول اطمینان کامل به پیروزی، دست به اسلحه نبردند. عباسیان نزدیک به سی سال فقط تبلیغ کردند تا زمینه قیام مسلحانه را فراهم کنند. چنین تبلیغاتی تنها از مبلغان زبردستی برمی‌آید که هم توان تحریک احساسات را داشته و هم آن را کنترل کنند تا به موقع وارد عمل شوند، عباسیان می‌توانستند از وجود این‌گونه افراد بهره‌برداری کنند، چون همکاری ابومسلم، ابوسلمه خلال و سلیمان بن کثیر خزاعی با عباسیان در حقیقت یک نوع معامله بود که مبیع و ثمن آن از قبل مشخص بود.

اما امام صادق(ع) نمی‌توانست از وجود چنین افرادی معامله‌گر بهره‌برداری کند. پیروان حقیقی اهل‌بیت، در سطح کشور بزرگ اسلامی آن روز تعدادشان به عدد آن گله بز نمی‌رسید که امام به آن اشاره و فرمودند؛ ای سدیر! به خدا سوگند اگر به شمار این بزها شیعه داشتم، نشستن بر من روا نبود.

ثانیا: این توقع از امام صادق(ع) بی‌مورد است که درباره گزینش کارگزاران خود شایسته‌سالاری را از حیث شایستگی‌های معنوی افراد و لیاقشان در مدیریت، رعایت نکند و فردی چون ابومسلم خراسانی در حکومت امام صادق(ع) امیر آل‌محمد باشد.

نکته‌ای در انتها ضروری است. اینکه گفته می‌شود امام صادق(ع) چهارهزار شاگرد داشتند، در مقام بیان شخصیت علمی ایشان است، اما آیا آنان نیروی قیام را می‌توانند تشکیل دهند؟

آیا تمامی شاگردان که از حضرت کسب فیض می‌کردند، حضرت را به عنوان امام و پیشوا قبول داشتند؟ در بین شاگردان امام کسانی چون ابوحنیفه دیده می‌شود.

آیا تمامی شاگردان، حاضر به هم رکابی با امام بودند؟

آیا کسانی که حاضر به همراهی امام بودند تا پایان کار با حضرت ایستادگی می‌کردند؟

آیا این افراد توانایی و دانش لازم در امور جنگ و مسائل حکومتی را داشتند؟

و بسیاری از اما و اگرهای دیگر که یاران زبده امام را اندک می‌کند.

برای آگاهی بیشتر رک: زندگی امام صادق جعفر بن محمد، شهیدی، سیدجعفر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی،

* مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی

پی‌نوشت:

1- کلینی، اصول کافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه. چاپ چهارم، 1365، ج 2، س 152.

روزنامه کیهان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

جوان تهیدست

جوان تهیدست

شنیدم که دو جوان مسافر در راهی می رفتند. یکی تهیدست بود و دیگری، پنج دینار همراه داشت. جوان تهیدست، دلیرانه پیش رفت و از چیزی نمی ترسید. اما جوان پولدار، خواب و خوراک نداشت و بسیار نگران بود.
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت دوم - قسمت پایانی)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...
No image

اطلاق یا نسبیت اخلاق از نگاه مفسران

در این پژوهش که به جهت آشنایى با دیدگاههاى برخى از مفسران درباره مسأله نسبیت اخلاق سامان یافته است, تلاش شده است تا آنجا که فضاى این تحقیق اجازه مى دهد, نظریات مفسران در مسأله نسبیت و اطلاق شناسایى شود...
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت اول)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...

پر بازدیدترین ها

No image

نسبیت گرایی در اخلاق

نسبیت‌گرایی در اخلاق به طور کلی عبارت از گرایشی است که معتقد است هیچ امر ثابت و مطلقی در اخلاق وجود ندارد و نسبیت بر تمام عرصه‌های آن حاکم است. از نظر یک نسبیت‌گرا هر کس می‌تواند ارزش‌های اخلاقی شخصی خود را داشته و مطابق آنها عمل نماید و کسی حق ندارد چیزی را بر او تحمیل نماید در مقابل خود این شخص نیز نباید ارزش‌های خود را عمومیت بخشیده و از دیگران انتظار داشته باشد که همانند او، ارزش‌های یکسانی داشته باشند.
No image

ساختار کلی اخلاق اسلامی

اگر دین‌ را مجموعة‌ عقاید و دستورات‌ عملی‌ بدانیم‌ که‌ بنا بر ادعای‌ آورنده‌ و پیروان‌ آن‌ عقاید و دستورات‌، از سوی‌ آفریدگار جهان‌ می‌باشد، و اخلاق‌ را مجموعة‌ آموزه‌هایی‌ که‌ راه‌ و رسم‌ زندگی‌ کردن‌ به‌نحو شایسته‌ و بایسته‌ را ترسیم‌ کرده، بایدها و نبایدهای‌ ارزشی‌ حاکم‌ بر رفتار آدمی‌ را می‌نمایاند، بخوبی‌ به‌ رابطة‌ تنگاتنگ‌ دین‌ و اخلاق‌ پی‌ خواهیم‌ برد و اخلاق‌ را پاره‌ای‌ ناگسستنی‌ از دین‌ به‌ شمار خواهیم‌ آورد...
No image

حقوق بدون اخلاق معنایی ندارد

دکتر کاتوزیان در باب نسبت «اخلاق و حقوق» معتقد است: حکمایی که در کار اجتماع اندیشه می کنند به این نتیجه رسیده اند که اگر اخلاق را از کنار حقوق برداریم زیبایی ، لطافت و حسن را برداشته ایم و تنها از حقوق ، زور را باقی گذاشته ایم. این استاد حقوق دانشگاه تهران در ادامه سلسله نشست های «انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری» که در مرکز پژوهشی توسعه مدیریت برگزار شد، سخنان خود را در دو بخش ارائه کرد و ابتدا به تعریف اخلاق پرداخت و سپس نسبت اخلاق با حقوق را مورد بررسی قرار داد و با بیان اقسام مختلف اخلاق اعم از اخلاق برترین...
No image

دین زندگی، نه دین مرگ

جامعه شناسان، روانشناسان و اندیشمندان تربیت را شکوفا کردن استعدادهای درونی انسان برای توسعه اهداف اجتماعی بشر دانسته‌اند. بی‌تردید این اهداف چیزی جز روابط بین فردی و حقوق مترتب برآن ؛ یعنی احترام به دیگران و رعایت آزادی‌های اساسی نیست. بر این اساس، تربیت اخلاقی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌شود. از این رو، به‌نظر کانت، در این دشوار‌ترین مسئله تعلیم و تربیت ؛ یعنی تربیت اخلاقی ، تهذیب اخلاق باید جزو تربیت...
No image

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌

اخلاق، سیاست، سرمایه اجتماعی‌ دکتر علی ملک‌پور- عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی ‌ ارتباط و آمیختگی میان اخلاق، سیاست و سرمایه اجتماعی چندان است که نمی‌توان این نسبت را نادیده انگاشت،‌ همسویی سیاست و اخلاق موجب توسعه سرمایه اجتماعی است و گسترش و تعمیق سرمایه ....
Powered by TayaCMS