دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

محاسبه اعمال و افعال

«النّوم اُخ المَوت»
محاسبه اعمال و افعال
محاسبه اعمال و افعال
نویسنده: آیت الله سید احمد کربلائی

بسم الله الرحمن الرحیم

طالب حضرت حق – جلّ و علا- را شایسته آن است که چون عزم بر خوابیدن نماید، محاسبه اعمال و افعال و حرکات و سکنات صادره از خود را از بیدار شدن شب سابق، تا آن زمان تمام و کمال نموده، و از معاصی و اعمال ناشایست واقعه از خود پشیمان شده، و توبه حقیقی نموده، و عزم بر آنکه ان شاء‌الله در مابعد بنماید، و متذکر شود که «النّوم اُخ المَوت»[1] [خواب برادر مرگ است] و «الله یتوفّی الأنفس حین موتها والّتی لم تمت فی منامها»[2] [خداوند جانها را به هنگام مرگ می‌گیرد، جان زندگان را نیز به هنگام خواب می‌گیرد....]

تجدید عهد به ایمان و شهادتین و عقاید حقّه نموده، با طهارت رو به قبله «کما یجعل المیّت فی قبره» [بدان سانی که میت را در قبر می‌نهند] به نام خدا استراحت نموده و به مقتضای آیه شریفه در مقام تسلیم روح خود به حضرت دوست – جل و علا- برآمده، بگوید:

این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست

روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم

مشغول توجه به حضرت حق – جلّ و علا- و تسلیم خود به او شده تا او را خواب برباید و ملتفت آن باشد، که چون خواب رود به سراسر وجودش،‌از روح و بدن، در قبضه قدرت حضرت حق – جلّ‌و علا- خواهد بود، به حدی که حتی از خود غافل و بی شعور می‌شود و اگر اعاده روح به بدن نفرماید، موت حقیقی خواهد بود. چنانکه در آیه شریفه می‌فرماید: «....فیمسک الّتی قضی علیها الموت و یرسل الأخری الی أجلٍ مسمّی»[3] [ آن را که اجل او فرا رسیده است نگه می‌دارد، و روح آن را که باید زنده بماند، تا وقت معین به دنیا می‌فرستد].

چه بسیار کسانی که خوابیدند و بیدار نشده تا روز قیامت سر برنداشتند. پس امید برگشتن به دنیا، دوباره نداشته باشد، مگر به تفضّل جدیدی از حضرت حق – جل و علا- به برگردانیدن روح او را به بدن به لسان حال و قال بگوید: «ربّ ارجِعونِ لَعلّی اعمل صالحاً فیما تَرَکتُ»[4] [پروردگارا! بازگردانم شاید در این فرصت باقی مانده، کار شایسته‌ای کنم]. لهذا چون از خواب برخیزد، اولاً: متذکّر نعمت اعاده روح که به منزله حیات تازه‌ای است از حضرت حق – جل و علا- شده حمد و شکر الهی بر این نعمت چنانکه فرموده سجده شکری بر این نعمت، چنانکه حضرت پیغمبر (ص) فرمود، ادا نموده، ملتفت آن شود که چندین هزارها، این خواهش را از او درخواست نموده و بغیر از «کلّا إنها کلمه هو قائلها...»[5] [نه چنین است این فقط حرف است] جوابی نشنیده‌اند، کمال مرحمت از حضرت حق – جل و علا- درباره او شده که خواهش او را اجابت نموده، و او را دوباره به دنیا ارجاع فرموده، این حیات تازه را غنیمت شمرده و کمال همّت بر آن گمارد که ان شاء الله تعالی تجارت رابحه نموده که برای دفعه دیگر که به این سفر رود، او را مدد حیات ابدی بوده باشد.

پوشیده نباد بر طالب حضرت حق – جلّ‌ و علا- که علاوه بر اینکه، سایر اشیاء و موجودات، غیر از حضرت حق – جل و علا- در معرض فنا و زوال است، و لهذا شایسته مطلوبیت ندارد، ممکن بما هو ممکن را هیچ موجودی نافع و مفید نیست، جز حضرت حق – جلّ و علا- چه هر آنچه فرض کنی غیر او، چون ممکن است، محتاج است من جمیع الجَهات به حضرت او – جل و علا- و در قبضه قدرت اوست – جل و علا- و لهذا هیچ موجودی غیر از او نه در زمین و نه در آسمان و نه در دنیا و نه در آخرت، شایسته مطلوبیت برای شخص عاقل و دانا ندارد جز حضرت او – جل و علا- و اگر فرض شود که شخص عاقل، چیزی از غیر از او طلب نماید، پس بالضرورة و الیقین مطلوب بالذّات نخواهد بود، بلکه مطلوب بالغیر خواهد بود مانند مطلوبیّت دین و ایمان و آخرت و محبت و معرفت او – جل و علا- و دوست او چون پیغمبر (ص) و ائمه هدی (ع) و رضا و تسلیم سایر اخلاق محموده و ملکات پسندیده، کهخ محبوبیت و ملوبیت و مفید بودن آنها به اعتبار اضافه به حضرت اوست – جل و علا- نه بالذّات و فی نفسه.

لهذا، شایسته برای عاقل چنان است که صرف نظر و همت طلب از جمیع اشیاء غیر از او نموده و به مقتضای «قل الله ثمّ ذرهم»،[6] همت طلب را، منحصر در او نموده و او را بذاته و بنفسه قرار داده، بگوید:

ما از تو نداریم به غیر از تو تمنا حلوا به کسی ده که محبت نچشیده‌

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را. پس غنیمتی را در این حیات تازه جز از طلب – جلّ و علا- منظور نداشته باشد و در تمام آنات و لحظات و حرکات و سکنات نظر به او – جل و علا- داشته و او را حاضر و ناظر در جمیع اوقات بداند، تا وقت خوابیدن در شب آینده، و هکذا از این بیان معلوم شد که قبیح‌ترین قبایح برای چنین کسی، صرف همت نمودن است به «مشتهیات» و «مستلذّات» و امور معاش خود مانند بطن و فرج و غیرذلک. و لذا شایسته است بالمره غفلت از امور مزبور نموده و به هیچ وجه التفات به امورات مذکور ننماید و اگر من باب شعف نفس، قهراً التفات به امورات مزبور بشود، چون نه از او نه از غیر او جز ازحضرت حق جل و علا کاری برنمی‌آید، پس امورات خود را تسلیم و تفویض به حضرت او جل و علا بنماید.

به جدّ و جهد چو کاری نمی‌رود از پیش

به کردگار رها کرده به مصالح خویش

بر بنده بندگیست و روزی و سایر مصالح او بر عهده آقای اوست و اقبح قبایح دست برداشتن از بندگی و اهتمام او را در امور خویش می‌باشد.

پس لازم و واجب بر طالب حق کمال اهتمام است در اطاعت و بندگی و رفتن به حضور و دربار او – جل و علا- به کمال شوق و تضرّع و تذلّل و ابتهال و چون توجه به حضرت او به قلب است. و حضور و ظهور و جلوه‌گاه او – جلّ جلاله- قلب است، بلکه در تمام موجودات مظهری و مجلائی اتمّ و اکمل از قلب مؤمن برای او – جل و علا- نیست که: «لایَسَعنی اَرضی ولا سمائی بَل یَسَعنی قلبُ عَبدی المُؤمن» [زمین و آسمان قدرت پذیرش مرا ندارند،‌ولی قلب بنده با ایمان گنجایش پذیرش مرا دارد.]

آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه فال به نام من دیوانه زدند

«إنا عَرَضنا الأمانة علَی السَّموات والأرض و الجبال فأبین ان یحملنها و اسفقن منها حملها الانسان....»[7] [ما امانت (ولایت) را بر آسمانها و زمین عرضه کردیم،‌توان پذیرش نداشتند، انسان این امانت را پذیرفت]. کمال اهتمام طالب بعد از توجه به حضرت حق – جل و علا- که تعبیر از آن به ذکر می‌شودة معرفت قلب و نفس است که تعبیر می‌شود، به تفکر در نفس که: «من عَرَفَ نَفسَه فَقد عَرَف رَبّه»[8] [هر که خود را شناخت رب خود را شناخته است].

«وفی انفسکم افلا تبصرون»[9] و «سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتّی یتبیّن لهم انّه الحق»[10] [و در خود شما (نشانه‌هایی است) مگر نمی‌بینید. ما نشانه‌های خود را در هر سوئی از جهان و در جانهای ایشان می‌نماییم تا حق بر آنها روشن گردد].

لهذا، طالب حق را به غیر از دل و دلبر، کاری نیست. بلی من باب المقدمه بر او لازم است تطهیر و تنظیف قلب از «ارجاس» و «انجاس»، که مقصود اخلاق رذیله بوده باشد، بلکه از ما سوی حق – جلّ و علا- که تعبیر از آن می‌شود به تخلیه و آرایش قلب و صیقل دادن آن است به اطاعات و عبادات و صفات حسنه و اخلاق کریمه تا قابلیت ظهور و حضرت حق – جل و علا- را بیابد که تعبیر از آن می‌شود «تجلیه» و «تحلیه».

«انّما یرید الله لیذهب عنکُمُ الرجسَ اَهلَ البیت و یُطّهرکم تطهیرا»[11] [اراده خدا بر این قرار گرفت که پلیدی را از شما اهل بیت بدور دارد و شما را پاک گرداند].

فدایت! اگر عمل کنی، همین قدر بس است، و اگر عاملی نباشد، درد و غصه در دل باشد، بهتر از آن است که «عبث» اظهار کند، و کسی گوش به درد دل او نکند. امید چنان است که در خلوات با حبیب، این روسیاه درگاه اله را فراموش نکرده و اظهار شوق مندی این روسیاه را به دربار منیع او – جلّ و علا- بنماید.

مقاله

نویسنده آیت الله سید احمد کربلائی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مدیریت انتخاب کارگزار

مدیریت انتخاب کارگزار

بی‌گمان، ما همه چیز را مدیریت می‌کنیم، چون که خودمان نیز مدیریت می‌شویم، زیرا جهان به گونه ای نظام یافته که هیچ کس جز خداوند از دایره پاسخ گویی بیرون نیست.
مدیریت از منظر اسلام و قرآن

مدیریت از منظر اسلام و قرآن

تمام عرصه‌های حیات بشری جهت سیر تکاملی خویش، نیازمند مدیر و مدبری کاردان و عالم می‌باشد تا امورات و جوانب زندگی انسان به نحو احسن و عالی تنظیم گشته و با برنامه ریزی صحیح و سنجیده حل و فصل شود.
مدیریت بحران – چالشی برای رهبری

مدیریت بحران – چالشی برای رهبری

اخیرا مدیریت بحران به عنصری مهم در مدیریت تجارت تبدیل گشته است. در شرایط حاضر، هیچ تجارتی از وجود بحران در امان نیست.
پژوهشی موردی در مدیریت پیامبر اکرم‌(ص) در غزوه احزاب

پژوهشی موردی در مدیریت پیامبر اکرم‌(ص) در غزوه احزاب

در مقاله حاضر کوشش شده‌است، در حد امکان یکى از اقدامات مدیریتى پیامبراکرم‌(ص)در جریان "حفرخندق " بحث و بررسى شود، البته این مقاله به مدیریتى که رسول اللَّه ‌در واقعه حفر خندق اعمال کردند محدود نمى‌شود، بلکه موضوع اداره و بهره‌گیرى کامل از این اقدام دفاعى هم مورد بحث قرار مى‌گیرد.
ویژگی های عمومی مدیریت از دیدگاه اسلام

ویژگی های عمومی مدیریت از دیدگاه اسلام

مدیریت به صورت کلی از دشوارترین و در عین حال از ظریف ترین کارهای انسانی است که برای خود ویژگی هایی دارد. چه بسا فقدان یکی از این خصوصیات ، مایه رکود کار و نابسامانی اوضاع قلمرو مدیریت می شود.

پر بازدیدترین ها

No image

مدیریت مساجد

No image

اخلاق مدیر در قرآن

این تحقیق بصورت مطالعه کتابخانه ای وبا رویکرد توصیفی- تفسیری بوده که ابتدا معنای اخلاق از دیدگاه قرآن سپس خصوصیات اخلاقی مدیر و موارد مرتبط با آن درمتون دینی ورهاورد آن مورد بررسی قرار گرفته است . لذا در این راستا به نظر میرسد مدیریت با اخلاق نیکو رابطه ای تنگاتنگ داشته و به بهینه سازی عملکرد، تعهد، روابط، منابع انسانی و...تاثیر مثبت ومستقیم دارد.
No image

خندق

No image

حریم حرمت ربا

Powered by TayaCMS