دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مکتب رفتارگرایی behaviorism school

No image
مکتب رفتارگرایی behaviorism school

كلمات كليدي : رفتار، محيط، آزمايشگاه، يادگيري، شرطي سازي، مشاهده،تقويت، تنبيه، روان شناسي عمومي

نویسنده : الهام السادات برقعي

رفتارگرایی تلاش جاه‌طلبانه‌ای برای پی‌بردن به قوانین عمومی یادگیری انسان و حیوان در آزمایشگاه و بکار بردن این قوانین در کلاس درس، محیط کار، ندامتگاه و جامعه است. اولین فرض رفتارگرایی، محیط‌گرایی است که می‌گوید: همه ارگانیزم‌ها از جمله انسان‌، توسط محیط شکل می‌گیرد. ما از طریق تداعی‌های گذشته به آینده پی می‌بریم. به همین علت است که رفتار ما در معرض پاداش‌ها و تنبیه‌ها قرار می‌گیرد.

فرض دوم رفتارگرایی، آزمایشگری است که می‌گوید: از طریق آزمایش می‌توانیم دریابیم که کدام جنبه از محیط موجب رفتارها شده و چگونه می‌توانیم آن ‌را تغییر دهیم. با روش آزمایشی می‌توانیم تعیین کنیم چه چیزی باعث می‌شود افراد فراموش کنند، مضطرب شوند، مبارزه کنند و بعد می‌توانیم این قوانین عمومی را در موردهای فردی بکار بریم.

سومین فرض رفتارگرایی، خوش‌بینی نسبت به تغییر است. اگر فرد محصول محیط است و اگر بتوان آن اجزای محیطی که فرد را شکل داده‌اند به ‌وسیله آزمایشگری شناخت، وقتی محیط تغییر کند فرد نیز تغییر خواهد کرد.

فرض چهارم، ذهن‌گرایی است که می‌گوید: رویدادهای ذهنی، احساسات و افکار، موضوعات معتبری برای تحقیق علمی نیستند.[1]

رفتار behavior

رفتار یعنی عملی که از فرد سر می‌زند یا سخنی که بر زبان می‌آورد. در روان‌شناسی رفتار، این واژه دقیق‌تر تعریف می‌شود: هر فعالیتی که موجود زنده انجام دهد و به وسیله موجود زنده دیگر، قابل اندازه‌گیری و مشاهده باشد را رفتار گویند.

هنگامی که کنش‌گرایی به منزله یک مکتب رو به ‌افول گذاشت، مکتب آمریکایی جدیدی به نام رفتارگرایی پدید آمد. جان برودس واتسون، در سال 1913 رفتارگرایی را بنیان‌گذاری کرد. واتسون استاد روان‌شناسی دانشگاه جانز هاپکینز بود. او اعلام داشت که موضوع علم روان‌شناسی، رفتار و هدف آن پیش‌بینی و کنترل رفتار باید باشد.

او ذهن و فرایندهای ذهنی را از مطالعات خود کنار گذاشت، زیرا این رویدادها با روش‌های عینی که رفتار آشکار از طریق آن‌ها مطالعه می‌شد قابل پژوهش نبودند به همین سبب، رفتارگرایی واتسون، رفتارگرایی روش شناختی نام دارد. بی.اف.اسکینر رفتارگرای معاصر، همانند واتسون معتقد بود که تنها موضوع مناسب روان‌شناسی، رفتار است و تنها عامل ایجاد کننده و نگه‌دارنده رفتار محیط است.

اسکینر با تاثیرپذیری از رفتارگرایی واتسون و استفاده از اندیشه‌های ادواردلی ثرندایک، در پژوهش‌های خود در آغاز قرن بیستم نشان داد که پیامدهای محیطی رفتار مهم‌ترین عامل یادگیری و نگه‌داری رفتار جانداران هستند.

اسکینر نظریه شرطی‌سازی کنش‌گر خود را در سال 1938 تدوین کرد. شرطی‌سازی کنش‌گر، که عمدتا از پژوهش‌های حیوانی انجام شده در شرایط آزمایشگاهی بود.

همچنین در ابتدای قرن بیستم، فیزیولوژیست روسی ایوان پاولف(1936-1849) مطالعه‌ای را روی پدیده‌ای آغاز کرد که ماهیت روان‌شناسی را تغییر داد و شرطی‌سازی پاولفی نام گرفت. پاولف دستگاه گوارشی سگ‌ها، بویژه بازتاب ترشح بزاق را مطالعه کرد. پاولف به هنگام پژوهش درباره فیزیولوژی غدد بزاقی کشف کرد که، بجز غذا، محرک‌های دیگری که هنگام غذا دادن در محیط حیوان حاضرند در او همان پاسخ ترشح بزاق را که غذا در حیوان موجب می‌شود به وجود می‌آورند. وقتی که جان واتسون در آمریکا با یافته‌های شرطی‌سازی دانشمند روسی آشنا شد، از این نظریه برای تبیین رفتارهای انسان سود جست.

واتسون بازتاب‌شرطی را واحد عادت می‌دانست و مدعی بود که اکثر فعالیت‌های پیچیده از راه شرطی‌شدن ایجاد می‌شوند.[2]

یکی از نظریه‌های معروف دیگر، نظریه "هال" است که در سال 1943 شرطی‌سازی پاولفی و شرطی‌سازی اسکینری را در هم ادغام کرد و بدون تمایز قائل شدن بین آن‌ها، تعدادی قانون رفتاری تدوین نمود. مهم‌ترین عامل تقویتی در نظریه هال، کاهش سائق یعنی ارضای نیاز زیست شناختی است.

نظریه یادگیری "گاتری" در سال 1952 تنها عامل مهم یادگیری را مجاورت بین محرک و پاسخ دانسته است. طبق این قانون، هر عملی که در حضور محرکی رخ دهد، وقتی که آن محرک دوباره ظاهر گردد، همان عمل را به دنبال خواهد داشت.[3]

مقاله

نویسنده الهام السادات برقعي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
Powered by TayaCMS