دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خشیت revealed

No image
خشیت revealed

كلمات كليدي : خشيت، هراس، ترسد شديد

نویسنده : روح‌الله رضائی

خشیت در نزد اهل لغت به معنای خوف و ترس است[1] و برخی آن را به معنای ترس شدید گرفته‌اند.[2]

خشیت در اصطلاح قرآنی به معنای ترس همراه با تعظیم است، از همین جهت در بسیاری از آیات قرآن خشیت به عالمان اختصاص داده شده است.[3] مانند آیه:

« إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء »

«حقیقت چنین است، از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او می‌ترسند.»[4]

فرق‌های خشیت با خوف

در بحث معنایی خشیت خوب است از تفاوت آن با خوف نیز یاد شود.

گفته شده است خشیت از سه جهت با خوف فرق دارد:

1. خوف به معنای تأثر عملی انسان به اینکه از ترس در مقام اقدام برآمده و وسائل گریز از شر و محذور را هم فراهم سازد، هر چند که در دل متأثر نگشته، دچار هراس نشده باشد، اما خشیت ترس در دل است.

2. خشیت خوفی است که همراه با تعظیم و بیشتر اوقات از روی دانایی ناشی شود برخلاف خوف.

3. خوف هم از ناحیه مکروه (هر آنچه ناخوشایند انسان است) حاصل می‌شود و هم از ناحیه کسی که ممکن است این مکروه را به آدمی برساند، هم گفته می‌شود: من از مرض خوف دارم، و هم گفته می‌شود من خوف دارم از اینکه فلان چیز مریضم کند، بخلاف خشیت که تنها از آورنده مکروه و شر است، نه از خود مکروه.[5]

بنابر آنچه که گذشت درباره حقیقت خشیت در اصطلاح قرآنی باید بگوئیم خشیت به معنای ترس از مسئولیتهایی است که انسان در برابر خداوند دارد، ترس از اینکه در ادای رسالت و وظیفه خویش کوتاهی کند.[6]

تبیین علمی واژه

ماده «خشی» 48 بار در قرآن کریم به کار رفته است که گاهی در خشیت‌های مذموم مانند:

« فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِیبَنَا دَآئِرَةٌ »[7]

«کسانی را که در دلهایشان بیماری است. می‌گویند: می‌ترسیم حادثه‌ای برای ما اتفاق بیفتد»

و گاهی در خشیت‌های ممدوح مانند:

« إِلَّا تَذْکِرَةً لِّمَن یَخْشَى »[8]

«آن را فقط برای یادآوری کسانی که (خدا) می‌ترسند نازل ساختیم»

استفاده شده است، در برخی از آیات نیز ار هر دو خشیت یاد شده

است، تعداد این آیات به 7 عدد می‌رسد، مانند آیه:

« الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن دِینِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ »[9]؛

امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند. بنابراین، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید!»

در قرآن کریم درباره خشیت بسیار سخن گفته شده است و از آثار، نشانه‌ها، مراتب، عوامل و اهمیت آن سخن به میان آمده است. اکنون از میان این مباحث به اهمیت و عوامل خشیت می‌پردازیم:

اهمیت خشیت ممدوح:

قرآن کریم می‌فرماید:

« سَیَذَّکَّرُ مَن یَخْشَى »[10]

«و بزودی کسی که از خدا می‌ترسد متذکر می‌شود»

خداوند در این آیه به همراه آیات قبل و بعدش معیار پند گرفتن از قرآن و رستگاری و عدم‌ آنها را خشیت قرار می‌دهد و آنچه معیار بین سعادت و شقاوت انسان باشد پر اهمیت‌ترین مسئله زندگی اوست.

بنابراین اهمیت خشیت به این است که در مسیر سعادت قرار گرفته است، به عبارت دیگر خشیت پیامد علم به خداوند است و مقدمه تکان خوردن قلب انسان برای تصمیم‌گیری جدی در جهت زندگی الهی.

عوامل خشیت:

برای خشیت (البته به معنای ممدوحش) عوامل زمینه ساز بسیار ذکر شده است که برای نمونه به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

1. علم:

« إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء »[11]

«حقیقت چنین است، از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او می‌ترسند»

خداوند در این آیه و آیات مشابه عامل اصلی خشیت را علم می‌داند و خشیت را نتیجه علم و شناخت خداوند می‌شمارد.[12]

2. آیات قرآن:

« لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعًا »

«اگر این قرآن را بر کوهی نازل می‌کردیم، می‌دیدی که در برابر آن خاشع می‌شود»

این آیه نشان می‌دهد که رسیدن به حدّ خشیت و پروا داشتن از خدا منوط به تلاوت و فهمیدن آیات قرآن است، پس اگر این آیات بر کوه نازل می‌شد می‌هراسید و می‌شکافت.[13]

3. ایمان و عمل صالح:

« إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ... ذَلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ »[14]

«کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، ... و این (مقام اولا) برای کسی است که از پروردگارش بترسد»!

در این آیات خداوند ایمان و عمل صالح را جزء‌ اسباب خشیت می‌داند و سعادت اخروی را نتیجه آن می‌شمارد.

خشیت در روایات

در روایات نیز درباره خشیت بسیار آمده است که یک نمونه از آن را می‌آوریم:

«...من ذرفت عیناه من خشیة الله عزوجل کان له بکل قطرة قطرت من دموعه قصر فی الجنة...»

«هر کسی از خشیت الهی از دیدگانش اشک فرو ریزد برای او بهر قطره‌ای که از دیده‌اش فرو چکد از اشک، قصری در بهشت باشد»[15]

مقاله

نویسنده روح‌الله رضائی
جایگاه در درختواره تفسیر قرآن
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - اخلاق
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - اخلاق
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

رذایل اخلاقی

No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
Powered by TayaCMS