دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

طمع

بنده ی طمعها، بنده ای است که هرگز رویِ آزادی را نمی بیند.
طمع
طمع

طمع

قال علی(ع): «عَبدُ المَطامِعِ مُستَرَقٌّ لایَجَدُ أبداً العِتقَ»«میزان الحکمه، ج6، حدیث11363، باب طمع»

یکی از صفاتی که در روایات، بسیار مذمّت شده، صفت طمع است. طمع به‌معنای توقّع و چشم داشتن در اموال مردم است؛ که از ریشه‌های محبت به دنیا است. کسانی که دارای چنین صفتی هستند، فرومایگانی‌اند که اسیر و بنده‌ی دیگرانند؛ چراکه طمعشان، آنان را به هر کاری و هر جایی می‌کشاند. امام باقر(ع) می‌فرمایند: بد بنده‌ای است، بنده‌ای که در او طمعی است که به هر خانه‌ای او را می‌کشد و بد بنده‌ای است بنده‌ای که خواهشی دارد که او را خوار و ذلیل می‌گرداند.[1]

برخی از افراد برای به‌دست آوردن لقمه نانی خود را به درِ خانه‌ی این و آن می‌زنند تا شاید به یک نان و نوایی برسند. شاید در زندگی روزمرّه خود، شاهد این‌گونه افرادی باشیم؛ که هرروز در یک حزب و گروهی وارد می‌شوند و به طمع به‌دست آوردن یک موقعیّت و جایگاه، خود را خوار و ذلیل می‌کنند. آن‌ها اگر چه با تملّق از این و آن و با چاپلوسی و طمع‌کاری چیزی را به‌دست می‌آورند و شاید به گمان خویش، این کار را به‌حساب زیرکی و زرنگی خود بگذارند؛ ولی آن‌ها بیچارگانی هستند که شایسته ترحّم و دلسوزی‌اند؛ چراکه از این نکته غافل هستند، که در مقابل آنچه به‌دست آورده‌اند، آبروی خود را از دست داده و خود را خوار و ذلیل کرده‌اند. صائب تبریزی می‌گوید:

دست طمع که پیشِ کسان می‌کنی دراز

پل بسته‌ای که بگذری از آبروی خویش

پیامبر اکرم(ص) در این‌باره می‌فرمایند:

«بِئسَ العَبدُ عَبدٌ لَهُ طَمَعٌ یقُودُه إلی طَبَعٍ»

«چه بد بنده‌ای است، آن بنده‌ای که طمعش او را به ننگ و پستی کشانَد.»[2]

آری شرافت و کرامت انسان، گوهری است که انسان باید قدر آن‌را بداند؛ چراکه خداوند به هیچ کسی چنین اجازه‌ای نداده است؛ که خود را در مقابل دیگران خوار و ذلیل کند.

    پی نوشت:
  • [1]. نراقی، ملا احمد؛ معراج‌السعاده، تهران، یاسر و دهقان، 1366، ص307.
  • [2]. محمدی ری شهری، محمد؛ میزان‌الحکمه، قم، دارالحدیث، 1385، ویرایش دوم ، ج6، حدیث11341.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS