دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مساوات

ای علی! برترین کارها سه خصلت است: انصاف داشتن نسبت به دیگران، مواسات و برابری در راه خدا، و ذکر و یاد خداوند در هر حالی.(مستدرک‌الوسائل ، ج5 ، ص285)
مساوات
مساوات

مساوات

قَالَ النَّبِیِّ(ص): «یَا عَلِیُّ سَیِّدُ الأَعْمَالِ ثَلَاثُ خِصَالٍ إِنْصَافُکَ مِنْ نَفْسِکَ وَ مُوَاسَاةُ الأَخِ فِی اللَّهِ وَ ... »

یکی از تعالیم اسلام اصل مساوات و برابری انسانها با یکدیگر است، هیچ انسانی نسبت به دیگری دارای برتری نمی‌باشد مگر در تقوی و پرهیزگاری؛ بنابر این نه موقعیت اجتماعی و نه رنگ و نژاد و نه پول و ثروت و نه ... نمی‌تواند ملاک برتری افراد بر یکدیگر باشد. در روایات وارد شده که روزی پیامبر عظیم الشأن اسلام فرمودند:

«إنّ النّاس من عهد آدم إلى یومنا هذا مثل أسنان المشط، لا فضل للعربیّ على العجمیّ، و لا للأحمر على الأسود، إلّا بالتّقوى»

مردمان، از زمان آدم تا امروز، همچون دانه‌هاى شانه‌اند، نه عرب را بر عجم برتریى است، و نه سرخ را بر سیاه، مگر به پرهیزگارى. [1]

پیامبر اکرم(ص) کسانی را که خود را از برتر از دیگران می‌دانستند و به نژاد و قوم و قبیله و پدران خود تفاخر می‌کردند با تندترین کلمات نکوهش کرده است. در روایتی از پیامبر نقل شده که می‌فرمایند:

«فکلُّکُم بنو آدم و آدم مِن تراب لَینتهینَّ قومٌ بآبائِهم أو لَیکوننّ أهون عند اللهِ مِن الجعلان»

 همه شما از فرزندان آدم می‌باشید و آدم از خاک؛ باید قومی که به پدرانشان فخر فروشی می‌کنند دست از این کار بردارند و یا اینکه [با این عمل خود] نزد خداوند پست‌تر و بی‌ارزش‌تر از سوسک فضله غلطان باشند.[2]

اگر ملاک برتری افراد تنها به تقوی و پرهیزگاری است و انسان در معاشرت با دیگران با این دید به افراد نگاه کند دیگر نباید رفتار تبعیض آمیز انسان با دیگران باشیم و یکی را به خاطر پول و دیگری را به خاطر موقعیت اجتماعیش دوست داشته باشد، بلکه همه افراد را با یک دید نگاه می‌کند در سیره پیامبر (ص) وارد شده که ایشان حتی در نگاه به اصحاب نیز مساوات را رعایت می‌کردند و در این راه ذرّه‌ای تبعیض قائل نمی‌شدند. امام صادق(ع) می‌فرمایند:

«کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) یَقْسِمُ لَحَظَاتِهِ بَیْنَ أَصْحَابِهِ یَنْظُرُ إِلَى ذَا وَ یَنْظُرُ إِلَى ذَا بِالسَّوِیَّه»[3]

پیامبر(ص) لحظات و اوقات خود را در بین اصحابش تقسیم کرده بود و به هر یک از آنها به طور مساوی نگاه می‌کردند و در این باره تفاوتی قائل نبودند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS