دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نام گذاری شب قدر

ما این کتاب مبین را در شبی پر برکت نازل کردیم، و ما همواره انذار کننده بوده‌ایم* در آن شب که هر امری بر طبق حکمت خداوند تنظیم و تعیین می‌گردد (برگرفته از تفسیر نمونه)
نام گذاری شب قدر
نام گذاری شب قدر

نام گذاری شب قدر

شب قدر به این جهت «قدر» نامیده شده، که جمیع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعیین مى‌شود، شاهد این معنى در آیات 3 و 4 سوره «دخان» است که مى‌فرماید: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‌ لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ إِنَّا کُنَّا مُنْذِرینَ* فیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکیم:[1]

«ما این کتاب مبین را در شبى پر برکت نازل کردیم، و ما همواره انذار کننده بوده‌ایم* در آن شب که هر امرى بر طبق حکمت خداوند تنظیم و تعیین مى‌گردد».

این بیان، هماهنگ با روایات متعددى است که مى‌گوید: در آن شب، مقدرات یک سال انسان‌ها تعیین مى‌گردد، و ارزاق و سرآمد عمرها، و امور دیگر، در آن لیله مبارکه، تفریق و تبیین مى‌شود.

البته، این امر هیچگونه تضادى با آزادى اراده انسان و مسأله اختیار ندارد، چرا که تقدیر الهى به وسیله فرشتگان بر طبق شایستگى‌ها و لیاقت‌هاى افراد، و میزان ایمان، تقوا، پاکى نیت و اعمال آنها است.

یعنى: براى هر کس آن مقدر مى‌کنند که لایق آن است، یا به تعبیر دیگر:

زمینه‌هایش از ناحیه خود او فراهم شده، و این نه تنها منافاتى با اختیار ندارد، که تأکیدى بر آن است.

بعضى نیز گفته‌اند: آن شب را از این جهت شب قدر نامیده‌اند که: داراى قدر و شرافت عظیمى است (نظیر آنچه در آیه 74 سوره «حج» آمده است: ما

قَدَرُوا اللَّه حَقَّ قَدْرِهِ[2]: «آنها قدر خداوند را نشناختند»).

گاه نیز گفته‌اند: به خاطر آن است که، قرآن با تمام قدر و منزلتش بر رسول والا قدر، و به وسیله فرشته صاحب قدر نازل گردید.

یا این که: شبى است که مقدر شده قرآن در آن نازل گردد.

یا این که: کسى که آن شب را احیا بدارد، صاحب قدر و مقام و منزلت مى‌شود.

یا این که: در آن شب، آن قدر فرشتگان نازل مى‌شوند، که عرصه زمین بر آنها تنگ مى‌شود- چون تقدیر به معنى تنگ گرفتن نیز آمده است- مانند: «وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُه».[3]

جمع میان تمام این تفسیرها در مفهوم گسترده «لیلة القدر» کاملًا ممکن است، هر چند تفسیر اول از همه مناسب‌تر و معروف‌تر است.[4]

منبع:تفسیر نمونه تالیف حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

    پی نوشت:
  • [1] . سوره «دخان» آیات 3 و 4
  • [2] . سوره «حج» آیه74
  • [3] . سوره طلاق ، آیه 7
  • [4]. تفسیر نمونه، ج‌27، ص: 211

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS