28 بهمن 1395, 4:28
زهرا اجلال
شناخت عوامل تنش زا در جامعه، خانواده، محيط كار و هر جاي ديگري ميتواند براي تنش زدايي كمك كند، ولي به سبب وجود تفاوتها در انسانها نميتوان اميد داشت كه جامعه و خانواده هرگز گرفتار تنش و اختلاف نشوند. از اين رو وظيفه اصلي مؤمنان، ايجاد اصلاح و آشتي ميان كساني است كه با قهر، روابط سالم را قطع كردهاند. ديگر اينكه خود مردم و خانوادهها بايد ريشههاي تنشها، قهرها و دشمنيها را پيدا كرده و از ايجاد زمينههاي آن با برخوردهاي مناسب جلوگيري كنند.
از ريشههاي اصلي قهر ميتوان به دو عنصر مهم اشاره كرد: خشم و غرور.
يكي از عواملي كه ميتواند نتيجه اش قهر كردن و قطع روابط بين افراد باشد خشم و عصبانيت است؛ بطوري كه شخص در يك ماجرايي نميتواند بر خشم و قوه غضبيه خود مسلط باشد و نتيجه اش اين ميشود كه به فرآيند قهر منجر ميشود. فراموش نكنيم كه در اسلام مسأله قهر بهشدت مذموم شمرده شده بطوري كه در آيات قرآن كريم به اين مسأله توجه شده است؛ در آيه 25 از سوره رعد آمده است: ويقطعون ما امراللهُ... از مصاديق اين آيه، قطع رابطه با خويشان است. همين آيه، چنين عملي را، از مفاسد در زمين ميداند. در آيه 128سوره نساء سفارش شده، اگر بين زن و همسرش كدورتي پيش آمد، با يكديگر آشتي كنند، سپس در ادامه ميفرمايد: (نسأ، 128) سازش بهتر است. و [لى] بخل [و بىگذشت بودن]، در نفوس، حضور [و غلبه] دارد و اگر نيكى كنيد و پرهيزکارى پيشه نماييد، قطعاً خدا به آنچه انجام مى دهيد آگاه است. در آيه 35 اين سوره نيز سفارش شده: و اگر از جدايى ميان آن دو [زن و شوهر] بيم داريد پس داورى از خانواده آن [شوهر] و داورى از خانواده آن [زن] تعيين كنيد. اگر سرِ سازگارى دارند، خدا ميانِ آن دو سازگارى خواهد داد. آرى! خدا داناى آگاه است. آيه 9 سوره حجرات كه ميفرمايد: اگر بين عدهاي از مؤمنان نزاع و اختلاف پيش آمد آنان را آشتي دهيد، چرا كه مؤمنان برادر يكديگرند؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتي دهيد (حجرات، 10). و نيز در آيات انفال، 1 و نساء، 114نيز سفارش به صلح و آشتي كرده سپس ميفرمايد: هر كس براي خشنودي پروردگار چنين كند، پاداش بزرگي به او خواهيم داد. (نسأ، 114) در روايات نيز از اين مسأله غفلت نشده است؛ پيامبر خدا(ص) به ابوذر ميفرمايد: از قهر كردن با برادرت بپرهيز، زيرا با وجود قهر بودن، عمل پذيرفته نميشود. (ميزان الحكمه، محمدي ريشهري، ترجمه حميد رضا شيخي، ج 13، ص 6617) و نيز رسول خدا(ص) فرمودند: روا نيست كه مؤمن بيش از سه روز با برادرش قهر باشد؛ بعد از سه روز بايد به ديدارش رود و به او سلام كند. اگر جواب سلامش را داد هر دو در ثواب شريك هستند و اگر جواب سلامش را نداد گنهكار است و سلامكننده از حالت قهر درآمده است. (ميزان الحكمه، همان، ص 6619) امام صادق(ع) ميفرمايند: آشتي بين مردم و نزديك كردن آنها به يكديگر در صورتي كه اختلاف و قهري پيش آمده باشد، صدقهاي است كه خداوند آن را دوست دارد. (الكافي، كليني، ج 2، ص 209) اين بدان معناست كه اسلام دايره صدقات را فراتر را صدقه مالي دانسته و انجام كارهايي كه با زبان انجام و موجب آشتي ميان مردم ميشود را از مصاديق صدقه مالي بلكه برتر دانسته است؛ چنانكه رسول اكرم(ص) در سخني به ارزشگذاري صدقه مالي با صدقه زباني يعني آشتي و اصلاح ميان مردم ميپردازد و ميفرمايد: آيا شما را به چيزي با فضیلتتر از نماز و روزه و صدقه (زكات) آگاه نكنم؟ آن چيز اصلاح ميان مردم است، زيرا تيره شدن رابطه ميان مردم ريشه كنكننده دين است. (نهج الفصاحه، ح ۴۵۸) و نيز امام صادق ميفرمايند: ملعون است، ملعون است كسي كه برادر ديني اش به وي پيشنهاد آشتي دهد و او نپذيرد. (بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 71، ص 236). غرور نيز يكي از ريشههايي است كه باعث ميشود آن قهري كه به وجود آمده تمام نشود. بهطوري كه هر يك از طرفين قهر شايد و اكثر قريب به اتفاق دوست دارند با هم آشتي كنند، با هم صحبت كنند، درد و دل كنند اما اين غرور و منيت نميگذارد.
تا دير نشده عجله كنيد! از نظر قرآن آشتي دادن مهمترين عامل آرامش جامعه و فرد است. (انعام، آيه ۴۸، اعراف، آيه ۳۵) همچنين از آيه ۱۰ سوره حجرات به دست ميآيد كه يكي از عوامل و اسباب برخورداري انسان از رحمت الهي، اصلاحات ميان مردم و آشتي دادن است. خداوند به صراحت در آيه ۱ سوريه انفال و آیه ۱۰ سوره حجرات، آشتي دادن ميان مؤمنان را امري ارزشمند معرفي ميكند و يكي از مسئوليتهاي مؤمنان را آشتي بين خود با از بين بردن زمينههاي درگيري و اختلاف بيان ميكند (بقره، آيه ۲۲۴). از نظر قرآن قهر و آشتي نكردن به معناي همراه شدن با شيطان و گام برداشتن در مدار اوست و كسي كه مانع آشتي ميان مؤمنان ميشود پيرو گامهاي شيطان است. (بقره، آيه ۲۰۸) بنابراين براي رهايي از شيطان و حركت در مسير او ميبايست به جاي اختلاف افكني يا مانع تراشي در برابر آشتي و اصلاح، خودمان گامهاي اساسي را براي آشتي برداريم و ديگران را بدان ترغيب كنيم. بنابر اين اگر ميخواهيم واسطه آشتي دادن دو نفر باشيم؛ گام نخست اين است كه خودسازي كرده و خود را بهگونهاي تربيت كنيم كه ديگران به ما گرايش داشته و جذب خوشرويي ما شوند تا بتوانيم در صورت نياز، به اصلاح و آشتي دادن ميان افراد بپردازيم و ميان مردم صلح و آشتي برقرار كنيم و قهر آنان را به مهر تبديل نماييم. امير مؤمنان علي(ع) آغاز اصلاحات و آشتي را از خود شخص ميداند و ميفرمايد: اگر همت والاي اصلاح مردم را در سر داري، از خودت آغاز كن، زيرا پرداختن تو به اصلاح ديگران، در حالي كه خود فاسد باشي بزرگترين عيب است. (غررالحكم، ج۳، ص ۲۳، ح۳۷۴۹) آيات قرآني كساني را اهل اصلاح ميشمارد كه خود گام درست اصلاحي را در ميان خود و خدا برداشته و اهل كتاب و ايمان (اعراف، آيه ۱۷۰) و تقوا باشند (احزاب، آيات ۷۰ و ۷۱). انسان ميبايست خود اهل توبه باشد و به سوي خداوند بازگشت كرده و اصلاحاتي را ميان خود و خدا انجام داده باشد (بقره، آيه ۱۶۰؛ نساء آيه ۱۴۶) آنگاه ميتواند ميان مردم آشتي دهد. انسان مصلح كسي است كه خودش اهل حق و حق گويي است (احزاب، آيات ۷۰ و ۷۱) و با توكل و استمداد از خداوند (احقاف، آيات ۱۵ و ۱۶) و نماز (اعراف، آيه ۱۷۰) و مانند آن ميكوشد تا رابطه خود با خدا را اصلاح كرده سپس با توفيق الهي ميان ديگران اصلاحات انجام دهد. (سايت حوزه)
از نظر قرآن آشتي دادن مهمترين عامل آرامش جامعه و فرد است. (انعام، آيه ۴۸، اعراف، آيه ۳۵) همچنين از آيه ۱۰ سوره حجرات به دست ميآيد كه يكي از عوامل و اسباب برخورداري انسان از رحمت الهي، اصلاحات ميان مردم و آشتي دادن است. خداوند به صراحت در آيه ۱ سوريه انفال و آیه ۱۰ سوره حجرات، آشتي دادن ميان مؤمنان را امري ارزشمند معرفي ميكند و يكي از مسئوليتهاي مؤمنان را آشتي بين خود با از بين بردن زمينههاي درگيري و اختلاف بيان ميكند (بقره، آيه ۲۲۴). از نظر قرآن قهر و آشتي نكردن به معناي همراه شدن با شيطان و گام برداشتن در مدار اوست و كسي كه مانع آشتي ميان مؤمنان ميشود پيرو گامهاي شيطان است. (بقره، آيه ۲۰۸) بنابراين براي رهايي از شيطان و حركت در مسير او ميبايست به جاي اختلاف افكني يا مانع تراشي در برابر آشتي و اصلاح، خودمان گامهاي اساسي را براي آشتي برداريم و ديگران را بدان ترغيب كنيم. بنابر اين اگر ميخواهيم واسطه آشتي دادن دو نفر باشيم؛ گام نخست اين است كه خودسازي كرده و خود را بهگونهاي تربيت كنيم كه ديگران به ما گرايش داشته و جذب خوشرويي ما شوند تا بتوانيم در صورت نياز، به اصلاح و آشتي دادن ميان افراد بپردازيم و ميان مردم صلح و آشتي برقرار كنيم و قهر آنان را به مهر تبديل نماييم. امير مؤمنان علي(ع) آغاز اصلاحات و آشتي را از خود شخص ميداند و ميفرمايد: اگر همت والاي اصلاح مردم را در سر داري، از خودت آغاز كن، زيرا پرداختن تو به اصلاح ديگران، در حالي كه خود فاسد باشي بزرگترين عيب است. (غررالحكم، ج۳، ص ۲۳، ح۳۷۴۹) آيات قرآني كساني را اهل اصلاح ميشمارد كه خود گام درست اصلاحي را در ميان خود و خدا برداشته و اهل كتاب و ايمان (اعراف، آيه ۱۷۰) و تقوا باشند (احزاب، آيات ۷۰ و ۷۱). انسان ميبايست خود اهل توبه باشد و به سوي خداوند بازگشت كرده و اصلاحاتي را ميان خود و خدا انجام داده باشد (بقره، آيه ۱۶۰؛ نساء آيه ۱۴۶) آنگاه ميتواند ميان مردم آشتي دهد. انسان مصلح كسي است كه خودش اهل حق و حق گويي است (احزاب، آيات ۷۰ و ۷۱) و با توكل و استمداد از خداوند (احقاف، آيات ۱۵ و ۱۶) و نماز (اعراف، آيه ۱۷۰) و مانند آن ميكوشد تا رابطه خود با خدا را اصلاح كرده سپس با توفيق الهي ميان ديگران اصلاحات انجام دهد. (سايت حوزه)
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان