دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جایگاه علماء

نزد ابلیس، مرگ هیچ کس محبوب‌تر از مرگ عالم نیست. (کلینی، محمد، الکافی (اصول)، اسلامیه، تهران، 62، ج 1 ص 30)
جایگاه علماء
جایگاه علماء

جایگاه علماء

قَالَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: «مَا مِنْ أَحَدٍ یَمُوتُ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَحَبَّ إِلَی إِبْلِیسَ مِنْ مَوْتِ فَقِیه»

بی شک کسی منکر مقام و مرتبه عالم و ارزش آن نیست. فارغ از ارزش اجتماعی علماء و دانشمندان، این جایگاه رفیع اخروی و معنوی آنهاست که هر کسی را مشتاق تحصیل علم و دانش می‌کند. امام مُوسَى کاظم علیه السلام می فرماید:

«إِذَا مَاتَ الْمُؤْمِنُ بَکَتْ عَلَیْهِ الْمَلَائِکَةُ وَ بِقَاعُ الْأَرْضِ الَّتِی کَانَ یَعْبُدُ اللَّهَ عَلَیْهَا وَ أَبْوَابُ السَّمَاءِ الَّتِی کَانَ یُصْعَدُ فِیهَا بِأَعْمَالِهِ وَ ثُلِمَ فِی الْإِسْلَامِ ثُلْمَةٌ لَا یَسُدُّهَا شَیْ‌ءٌ لِأَنَّ الْمُؤْمِنِینَ الْفُقَهَاءَ حُصُونُ الْإِسْلَامِ کَحِصْنِ سُورِ الْمَدِینَةِ لَهَا»[1]

زمانی که [عالمِ] مؤمن بمیرد فرشته‌هاى آسمان و بقاع زمین که [آن عالم] خدا را در آنها عبادت کرده و درهاى آسمان که عبادتش از آنها بالا رفته بر او بگریند و در اسلام رخنه‌اى افتد که چیزى آن را نبندد زیرا مؤمنین فقیه دژهاى اسلامند مانند باروى شهر که بر گرد آن است‌[2]

کمیل بن زیاد از اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام می گوید : روزی امام علیه السلام دست مرا گرفته به سوی قبرستان کوفه برد، آنگاه آه پردردی کشید و فرمود:

«یَا کُمَیْلَ بْنَ زِیَادٍ! إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِیَةٌ فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا فَاحْفَظْ عَنِّی مَا أَقُولُ لَکَ‌:

النَّاسُ ثَلَاثَةٌ: فَعَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِیلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَى رُکْنٍ وَثِیق.

یَا کُمَیْلُ! الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالِ. الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ وَ الْعِلْمُ یَزْکُوا عَلَى الْإِنْفَاقِ وَ صَنِیعُ الْمَالِ یَزُولُ بِزَوَالِهِ.

یَا کُمَیْلَ بْنَ زِیَادٍ مَعْرِفَةُ الْعِلْمِ دِینٌ یُدَانُ بِهِ بِهِ یَکْسِبُ الْإِنْسَانُ الطَّاعَةَ فِی حَیَاتِهِ وَ جَمِیلَ الْأُحْدُوثَةِ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ الْعِلْمُ حَاکِمٌ وَ الْمَالُ مَحْکُومٌ عَلَیْهِ.

یَا کُمَیْلُ! هَلَکَ خُزَّانُ الْأَمْوَالِ وَ هُمْ أَحْیَاءٌ وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِیَ الدَّهْرُ أَعْیَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ وَ أَمْثَالُهُمْ فِی الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ.‌»‌

اى کمیل بن زیاد! این قلب‌ها بسان ظرفهایى هستند، که بهترین آنها، فراگیرترین آنهاست، پس آنچه را مى‌گویم به یاد بسپار:

مردم سه دسته‌اند: دانشمند الهى، و آموزنده‌اى که در راه رستگارى است، و پشّه‌هاى دست خوش باد و طوفان که همیشه سرگردانند، بلکه به دنبال هر سر و صدایى مى‌روند، و با وزش هر بادى حرکت مى‌کنند، نه از روشنایى دانش نور گرفتند، و نه به پناهگاه استوارى پناه گرفتند.

اى کمیل: دانش بهتر از مال است، زیرا علم، نگهبان تو است، و مال را تو باید نگهبان باشى؛ مال با بخشش کاستى پذیرد امّا علم با بخشش فزونى گیرد، و مقام و شخصیّتى که با مال به دست آمده با نابودى مال، نابود مى‌گردد.

اى کمیل بن زیاد! شناخت علم راستین (علم الهى) آیینى است که با آن پاداش داده مى‌شود، و انسان در دوران زندگى با آن خدا را اطاعت مى‌کند، و پس از مرگ، نام نیکو به یادگار گذارد. دانش فرمانروا، و مال فرمانبر است.

اى کمیل! ثروت اندوزان بى تقوا مرده‌اند گرچه به ظاهر زنده‌ باشند، امّا دانشمندان، تا دنیا برقرار است باقی می مانند، بدن‌هایشان گرچه از بین برود امّا یاد آنان همیشه در دلهاست.[3]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نامه 69 نهج البلاغه : نامه به حارث هَمْدانى در پند و اندرز

نامه 69 نهج البلاغه اشاره دارد به "نامه به حارث هَمْدانى در پند و اندرز " .
No image

نامه 70 نهج البلاغه : روش برخورد با پديده فرار

موضوع نامه 70 نهج البلاغه درباره "روش برخورد با پديده فرار" است.
No image

نامه 71 نهج البلاغه : سرزنش از خيانت اقتصادى

نامه 71 نهج البلاغه به موضوع "سرزنش از خيانت اقتصادى" می پردازد.
No image

نامه 72 نهج البلاغه : انسان و مقدّرات الهى

نامه 72 نهج البلاغه موضوع "انسان و مقدّرات الهى" را بررسی می کند.
No image

نامه 73 نهج البلاغه : افشاى سيماى دروغين معاويه

نامه 73 نهج البلاغه موضوع "افشاى سيماى دروغين معاويه" را بررسی می کند.

پر بازدیدترین ها

No image

نامه 28 نهج البلاغه : پاسخ به نامه معاویه

نامه 28 نهج البلاغه به موضوع " پاسخ به نامه معاویه" می پردازد.
No image

نامه 45 نهج البلاغه : نامه به عثمان ابن حنيف انصارىّ حاکم بصره

نامه 45 نهج البلاغه "به عثمان ابن حنيف انصارىّ حاکم بصره" می باشد.
No image

نامه 47 نهج البلاغه : وصیت به امام حسن و امام حسین علیهم السلام

نامه 47 نهج البلاغه به "وصیت به امام حسن و امام حسین علیهم السلام" اشاره می کند.
Powered by TayaCMS