دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آقا بزرگ محمّد تقی شهیدی

No image
تدریس آقا بزرگ محمّد تقی شهیدی

شاگردان

در دوران پربرکت بیست و سه ساله ی تدریس آقا بزرگ در مشهد، کسان بسیاری از محضرش استفاده کردند که ذیلاً به نام شان اشاره می گردد.

1ـ حکیم میرزا مهدی الهی قمشه ای (1319 ـ 1393قمری)

وی با آقا بزرگ حکیم، انس و الفتی ویژه داشت و در غزل آفتاب عشق او را ستود و یادآور شد: انفاس قدسی مرحوم آقا بزرگ چنان در او اثر گذاشته بود که وقتی غنچه ی گلی را مشاهده می کردیم، تجلیات حضرت حقّ را در آن مشاهده می کردیم.[48]

2 ـ شیخ محمد تقی ادیب نیشابوری (معروف به ادیب دوم) (1315 ـ 1396 قمری)

او منطق و حکمت و ریاضی و عرفان را نزد آقا بزرگ خواند و خود به تدریس پرداخت.[49]

3 ـ شیخ سیف الله ایسی میانجی (1317 ـ 1381قمری)

از علما و حکما و مدرسان مشهد که فراگیری اسفار ملاصدرا را نزد آقا بزرگ به انجام رسانید. مقام معظّم رهبری نزد مرحوم ایسی، حکمت و علوم عقلی را خوانده است.[50]

4 ـ میرزا حسن بجنوردی (1316 ـ 1395 قمری)

از تربیت یافتگان مکتب آقا بزرگ که خود در نجف اشرف به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت. شهید آیت الله سید مصطفی خمینی و سید جلال الدین آشتیانی و مقام معظم رهبری از شاگردان او هستند.[51]

5 ـ استاد محمود شهابی (1321 ـ 1406قمری)

در حکمت نظری و علوم عقلی به محضر آقا بزرگ در مشهد رفت و از شاگردان نکته دان و شاخص و مورد احترام و علاقه ی وی و هم دوره های تحصیلی بود. در سال 1305 ش به اصفهان رفت که از علمای آن جا خوشه چینی کند، ولی پس از برخورد با آنان، آقا بزرگ شهیدی رادر تدریس فلسفه و کلام اسلامی پرمایه تر از آنان دانست و به همین دلیل خود را از حضور در جلسات شان بی نیاز دید.[52]

6 ـ حاج شیخ مجتبی قزوینی (1318 ـ 1386قمری)

وی که از ارکان مکتب تفکیک به شمار می رود، در مشهد نخست به درس آقا بزرگ رفت تا به فراگیری حکمت و عرفان بپردازد. او که در ضمن به درس میرزا مهدی اصفهانی می رفت، در محضر آقا بزرگ به نقد و ارزیابی نکته مطرح شده می پرداخت و در این باره تشویق های استاد را برمی انگیخت، برخی از این بحث ها در کتاب معرفة النفس انتقادی او درج گردیده است.[53]

7 ـ شیخ غلام حسین محامی بادکوبه ای (متوفای به سال 1333قمری)

وی پس از فراگیری مقدّمات در بادکوبه به مشهد رفت و با به پایان رسانیدن سطح حوزه در درس های فلسفه و عرفان و معارف قرآنی آقا بزرگ و میرزا مهدی اصفهانی شرکت کرد. در بحث های استادان از پذیرش مقلدانه ی اندیشه ی حکمای سلف رویگردان بود و بر تفحص تتبع و ژرف کاوی در این باره اصرار می ورزید. استادان از این شاگردان منتقد استقبال می کردند و روش وی رادر ارزیابی دیدگاه های دانشوران سلف می ستودند.[54]

8 ـ میرزا جواد تهرانی (1283 ـ 1368 قمری)

از شاگردان مرتضی طالقانی و شیخ محمد تقی آملی در نجف اشرف که در سی سالگی به مشهد رفت و در درس آقا بزرگ و میرزا مهدی اصفهانی حضور یافت، آن گاه خود به تدریس روی آورد.[55]

9 ـ سید محمد مشکوة (1319 ـ 1401قمری)

سید محمد مشکوة بیرجندی در محضر آقا بزرگ شهیدی ودیگر مدرسان سطح عالی حوزه مشهد به فراگیری معقول و منقول پرداخت. بعد به تهران رفت و در مراکز حوزوی و دانشگاهی به تدریس پرداخت.[56]

10 ـ آیت الله میرزا محمد آقازاده خراسانی فرزند آخوند خراسانی (1294 ـ 1356قمری)

پس از دانش اندوزی نزد پدر در حوزه ی نجف، در سال 1325 به امر پدر به خراسان هجرت نمود.

در اولین قدم از حوزه ی درسی آقا بزرگ استفاده کرد و خود در مسجد گوهرشاد در فقه واصول، محفل درسی تشکیل داد.[57]

11 ـ آقا سید محمّد تقی مدرس رضوی (1274 ـ 1365شمسی)

وی که فرزند میرزا محمّدباقر مدرس رضوی است، نزد آقا بزرگ شرح هدایۀ ملّاصدرا و بخشی از شرح اشارات خواجه نصیر طوسی را آموخت.[58]

12 ـ آیت الله آقا سید حسن طباطبایی، فرزند آیت الله حاج آقا حسین قمی (متولد 1329 قمری)

مقدمات را در عتبات گذرانید و در سنین نوجوانی به همراه والدش به مشهد مقدس آمد و علوم زیربنایی را از مدرسین وقت فرا گرفت. استادش در متون فلسفی و عرفانی از جمله آثار ابوعلی سینا و ملّاصدرا، آقا بزرگ شهیدی بود.[59]

13 ـ شیخ حسینعلی راشد (1323 ـ 1400قمری)

ایشان که خود مدرّسی عالی رتبه و خطیبی خردمند و وارسته بود، شرح اشارات خواجه نصیر و اسفار ملّاصدرا را از محضر آقا بزرگ بهره برد.[60]

14ـ غلام رضا کیوان سمیعی کرمانشاهی (1292 ـ 1372شمسی)

تحصیلات رسمی را تا دبیرستان در زادگاهش کرمانشاه آموخت. مبدأ و معاد ملّاصدرا را نزد آیت الله شاه آبادی در قم خواند. بعد از اقامتی کوتاه در قم به مشهد رفت و پس از فراگیری ادبیات و منطق از محضر ادیب نیشابوری، به درس آقا بزرگ رفت تا با راهنمایی وی با اندیشه های حکمای مشّاء و فلسفه ی صدرایی آشنا شود. شرح منظومه سبزواری را نیز از فرزند آقا بزرگ و میرزا مهدی شهید آموخت. مورد محبت این دو پسر و پدر بزرگوار بود. آن گاه به تهران آمد و تحصیلات را تکمیل کرد و خود به تدریس و تالیف روی آورد.[61]

15 ـ آیت الله حاج سید ابوالقاسم ملایری (1314 ـ 1366 قمری) فرزند آیت الله حاج سید عبدالله ملایری.[62]

16 ـ حاج شیخ محمد باقر محسنی ملایری (1322 ـ 1416 قمری)[63]

فرزند شیخ محمدحسین و متولد نوغان مشهد که ادبیات را از ادیب نیشابوری و حکمت و فلسفه را از آقا بزرگ حکیم آموخت. او محقق و شاعری توانا بود و در دانشکده ی ادبیات تبریز، تدریس می کرد. آثاری در قلمرو زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ مردم از خود به یادگار نهاد.[64]

17 ـ آقا شیخ قاسم اشراقی قوچانی استاد آقای شیخ محمد تقی عندلیب سبزواری بنا به گفته سید احمد معین شهیدی برای منوچهر صدوقی سُها.[65]

18 ـ آقا سید ابوالقاسم الهی از مدرسان شرح منظومه.[66]

19 ـ آقا میرزا اسحاق آستارایی که از شاگردان میرزا ابوالقاسم حکمی و ادیب نیشابوری هم بوده است.[67]

20 ـ سید محمد حسین ادیب بجنوردی (1300 ـ 1382قمری)

از فضلای استادان دانشگاه تهران بود. به گفته مهندس علی قلی بیانی او گفته بود: من شاگرد آن سید حکیم یعنی آقا بزرگ هستم، ولی از فاضل خراسانی و شیخ ابوالقاسم نیشابوری هم بهره برده است.[68]

22 ـ آقا سید محمد امامی رضوی امام جمعه ی اسبق خلخال. بنا به گفته ی فرزندش آقای سید محمود امامی رضوی از قضات سابق عدلیه، ایشان شاگرد آن حکیم بوده است.[69]

23 ـ آقا سید ذبیح الله امیر شهیدی برادرزاده ی آقا بزرگ حکیم و نیز از اصحاب عارف زاهد و فقیه وارسته حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی.[70]

24 ـ آقا شیخ صدرا بادکوبه ای، حکیم مشهور نجف اشرف.[71]

25 ـ سید آقا میرزا آقا ترابی دامغانی (متوفای 1380قمری):

وی علاوه بر حضور در درس آقا بزرگ از درس حاجی فاضل خراسانی در مشهد و میرزا محمّد طاهر تنکابنی و میرزا علی اکبر یزدی در تهران و قم استفاده کرده است.[72]

26 ـ آقا سید رضا بجنوردی بنا به نقل سید احمد معین مشهدی.[73]

27 ـ آقا سید میرزا آقای جندقی که از شاگردان آقا بزرگ و ادیب نیشابوری بوده است.[74]

28 ـ حاج شیخ محمود حلبی، بنا به اظهارات مرحوم استاد دکتر سید جواد مصطفوی.[75]

29 ـ شیخ محمدحسین بن حسن خراسانی (متوفای 1406قمری)

از شاگردان آقا بزرگ در فلسفه ی مشاء و حکمت متعالیه ونیز شاگرد ادیب اول نیشابوری در ادبیات و از اصحاب شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی و از خواص سید سالکین حاج میرزا علی آقای قاضی.[76]

30 ـ آقا سید مهدی شهیدی رضوی، فرزند استاد

31 ـ آیت الله سید عبدالاعلی سبزواری غروی صاحب حاشیه بر منظومه سبزواری

32 ـ دکتر محسن شفایی قزوینی از قضات سابق دیوان کشور

33 ـ شیخ ابوالحسن شیرازی (1326 ـ 1421قمری) شاگرد آقا بزرگ در شواهد الربوبیه و نیز فرزند سید مهدی رضوی شهیدی در اسفار.[77]

34 ـ سید مصطفی طباطبایی، فرزند سید جواد (متوفای به سال 1363)[78]

35 ـ مرحوم آقا شیخ فاضل بخشی خراسانی

36 ـ آقا شیخ علی بن قاسم (کشمیری مدرس مدرسه سپهسالار قدیم. متوفای 1338 شمسی).[79]

37 ـ شیخ هادی کدکنی (1268 ـ 1353شمسی) علوم عقلی را از آقا بزرگ فرا گرفت و پس از تکمیل علوم نقلی نزد حاج آقا حسین قمی و حاج میرزا آقازاده در سال 1350 خود به تدریس منطق و فلسفه مشغول شد.[80]

38 ـ آقا سید موسی موسوی قطب کشمیری (معروف به قطب المحدثین)[81]

39 ـ شیخ عباسعلی محقق خراسانی (1310 ـ 1383شمسی) [پدر دکتر مهدی محقق.][82]

40 ـ آقا شیخ محمود مفید بیدآبادی اصفهانی (1297 ـ 1382قمری)[83]

41 ـ آقا شیخ علی بن محمد ناسوتی یزدی مولف شرح علی اصول العقائد شیخ بهایی.[84]

42 ـ آقا شیخ عباس هاتف قوچانی (متوفای 1368قمری) [وصی سید العرفاء آقا سید علی قاضی.]

43 ـ سید جلال الدین مشرف رضوی، استاد دانشکده الهیات مشهد که به حق به زیور علم و تقوا آراسته بود. سرگذشت های حیرت انگیز و عبرت انگیزی از آقا بزرگ شهیدی نقل می کرد.[85]

44 ـ عبدالرحیم فیض گنابادی (1276 ـ 1364شمسی)

وی پس از فراگیری مقدّمات به مشهد رفت و در حجره ی برادر بزرگش شیخ محسن گنابادی اقامت گزید و در حلقه درس آقا بزرگ حکیم و میرزا عبدالجواد نیشابوری و میرزا محمد آقازاده و حاج آقا حسین قمی با حکمت و عرفان و ادبیات و کلام و فقه و اصول آشنا شد و پس از توانایی های لازم در علوم عقلی و نقلی، خود به تدریس در مشهد روی آورد.[86]

45 ـ شیخ علی اکبر مدقّق خراسانی. او متولد روستای سعیدآباد از توابع مشهد است که در دوازده سالگی به مشهد رفت و در مدرسه فاضل خان اقامت گزید. به دلیل نبوغ فوق العاده اش در مدت کوتاهی ادبیات را از ادیب نیشابوری خواند و در حکمت و فلسفه به محضر آقا بزرگ و فرزندش میرزا مهدی رفت و دروس متداول را با فراست آموخت. او در ماجرای گوهرشاد که توسط عمال رضاخان صورت گرفت، به شدت زخمی شد. مدقّق، از خطبای معروف مشهد بود.[87]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
Powered by TayaCMS