دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عینیت در تاریخ

No image
عینیت در تاریخ

كلمات كليدي : عينيت، تاريخ عيني، تاريخ نسبي، عينيت گرايان، نسبيت گرايان، بي طرفي در تاريخ، گزينش در تاريخ، ارزش گذاري

نویسنده : مريم قدمي

عینیت در لغت معادل کلمۀ «Abjectivit» به معنی واقعیت یا حقیقت است در مقابل آن ذهنیت که معادل کلمۀ «Subjectivit» به معنی ذهنی و تصوری است، می‌باشد. مسألۀ «حقیقت» یا «واقعیت»، خاص تاریخ و یا رشتۀ دیگری از علوم نیست؛ امّا در اصطلاح مورخان دو معنی از آن برداشت می‌شود. معنای نخست مطابق با واقع یا واقعیت که در حوزۀ کاربردی مفهوم متضاد آن ذهنی است؛ دوم معنایی که توسط هر فرد آگاه و منطقی قابل تصدیق و اثبات‌پذیر باشد و متضاد آن تحکم است. پس گزاره‌های منفرد دربارۀ گذشته از نظر اصولی، گزاره‌هایی عینی در هر دو معنای یاد شدۀ آن به شمار می‌روند.

به این ترتیب پرسش از عینیت، از مهم‌ترین شاخص‌ها در ارزیابی‌هایی است که ما در مورد علوم انجام می‌دهیم. پرسش یاد شده در فلسفۀ تحلیلی تاریخ به عنوان یکی از محورهای اساسی در به چالش ‌کشیدن علم تاریخ مورد توجه بوده است. این مسأله در حقیقت بیانگر آن است که علم به صور حقیقی باید فارغ از هر گونه نگاه شخصی لحاظ گردد. بدین جهت در هر علمی عینیت باید به صورت معناداری ایفای نقش کند تا آن علم فارغ از هرگونه ذهنی‌گری، از کیفیت عمومی تفکر که همان تجربه‌پذیری است، برخوردار گردد.

به عنوان مثال عینیت در علوم اجتماعی با چالش‌های چندانی روبرو نبوده است، به طوری که تنها کافی است در مسیری که یک عالم علوم طبیعی حرکت کرده گام برداریم تا به نتیجه‌ای که او در یک موضوع دست‌یافته، دست یابیم؛ و این به معنی برخوردار بودن علوم طبیعی از کیفیت عمومی است؛ اما در علوم انسانی و علم تاریخ مسأله با تردیدهای جدی روبروست.

نظرات متعدد در یک موضوع واحد تاریخی، خود مؤید این نکته است که هیچ توافقی در ارزیابی‌های تاریخی حاصل نیست و تعدد آراء فهم مقبولانه از یک رویداد را غیرممکن می‌سازد. بر این اساس عده‌ای از دانشمندان، تاریخ را عینی می‌دانند و عده‌ای آن را غیرعینی و نسبی قلمداد می‌کنند.

قائلین به عینی‌بودن تاریخ به «عینیت‌گرا» و قائلین به نسبی بودن تاریخ «نسبیت‌گرا» معروف هستند که هر کدام برای اثبات عقیدۀ خود ادلّه خاصی دارند.

عینیت گرایان و نسبی گرایان

پوزیتیویست‌ها که قائل به تاریخ عینی هستند، معتقدند احساسات نباید در تاریخ دخیل باشد و تاریخ را از تبلیغ جدا می‌دانند و قائل هستند که در تاریخ باید بی‌طرف بود؛ در مقابل ایده – آلیست‌ها که قائل به نسبی‌بودن تاریخ هستند، منکر دست‌یابی به تاریخ عینی و بی‌طرف هستند. این عده می‌گویند در تاریخ نمی‌شود بی‌طرف بود به دلیل اینکه در بین مورخان توافق نیست. مثلاً مارکیست‌‌ها، لیبرالیست‌ها، کاتولیک‌ها و ... به گونه‌ای پای‌بند نظرات خود هستند و این امر سبب شده است که دربارۀ بی‌طرفی در تاریخ شک شود.

آن‌ها می‌گویند واقعیات تاریخ هیچ‌گاه خالص به ما نمی‌رسد بلکه این واقعیات همواره از مغز وقایع نگار تراوش می‌کند؛ در نتیجه هر مورخ در روبروشدن با وقایع تاریخی، وقایعی را که در وقایع آیندۀ تأثیر دارد و مهم است، می‌نگارد. در اینجاست که مورخ دست به گزینش می‌زند و هر مورخ از زاویۀ دید خاصی نظر می‌کند و از همان زاویه، حوادث و علل آن را بر‌می‌گزیند. در واقع دو مورخ از یک حادثه یک نوع تفسیر و تاریخ نمی‌نویسند. بلکه به تعداد مورخان، تاریخ وجود دارد. مورخ خوب، زاویه دید خود را آشکار می‌کند که این به معنی نوشتن هر چیزی نیست.

مورخ در برگزیدن حوادث اختیار دارد؛ ولی عرصۀ اعمال اختیارش محدود است.

گزینش کردن به معنای سلب عینیت نیست؛ بلکه هرچه توصیف حوادث گزیده‌تر باشد عینی‌تر و علمی‌تر است؛ اما مهم‌ترین عوامل در گزینش، زاویۀ دید، معیارها و ارزش‌های یک مورخ نیز مسائل خاص هر دوره است. در واقع عینیت فارغ از ارزش‌گذاری، امری محال و غیرعملی است و وظیفۀ اصلی مورخ ضبط وقایع نیست بلکه ارزشیابی است.

در تفکر تاریخی، این عنصر ذهنی است که دست‌یابی به عینیت را محدود می‌کند و اگر مورخان بخواهند خود را از قید اندیشه و ذهنیت خالی کرده و حقایق را کاملاً بی‌طرفانه بنویسند، هیچ نتیجه‌ای ندارد و تاریخ نیست. اینکه چه عواملی در عدم عینیت‌یابی تاریخ دخیل است، کمک مناسبی می‌تواند در فهم مطلب داشته باشد.

عوامل عدم عینیت‌یابی تاریخ

عامل اول؛ ماهیت خود تاریخ است. چون مورخ نمی‌تواند همۀ آن‌چه را که در گذشته اتفاق افتاده بنویسد، حوادث مهم و اثرگذار را انتخاب می‌کند و موجزگویی می‌کند که این موجزگویی و چکیده‌گویی نمی‌تواند تمام جزئیات مربوطه را بیان کند و این عاملی در عدم عینیت‌یابی می‌شود.

عامل دوم؛ عنصر زبان است؛ که در ذات خود بار ارزشی دارد و رهایی از آن ممکن نیست.

عامل سوم؛ مصالح تاریخی است و چون ما مصالح صد در صد درست در اختیار نداریم، نباید توجه صرف به منابع کنیم؛ بلکه واقعیات باید تنقیح شود و توجه صرف به منابع می‌تواند در عدم عینیت‌یابی تأثیر گذارد.

عامل چهارم؛ پدیدۀ حصلت‌یابی است: یعنی ارزش‌گذاری در مورد رویدادها؛ این امر باعث قضاوت ارزشی مورخ می‌شود. این عامل هم در عدم عینیت‌یابی دخیل است.

در واقع اثر مورخان نتیجۀ تأثیر متقابل مورخ و واقعیات در یکدیگر است. نه همه آن‌ها صرفاً ذهنیات مورخ است که بی‌ارتباط با واقعیات باشد؛ و نه همۀ آن‌ها عین واقعیات است

در پایان باید ذکر کرد که دستیابی به تاریخ عینی مطلق، امکان‌پذیر نیست؛ زیرا تاریخ را عین و ذهن با هم می‌سازند. به دنبال عینی مطلق گشتن ممکن و مطلوب نیست و بی‌طرفی در تاریخ امکان‌پذیر نمی‌باشد و دخالت عنصر ذهن و طرح دادن به یافته‌های پراکندۀ خارجی از لوازم جدایی‌ناپذیر هر علم است.

مقاله

نویسنده مريم قدمي
جایگاه در درختواره فلسفه تحلیلی تاریخ

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
Powered by TayaCMS