دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آیا همه « حق » دارند؟!

یکی از اساسی‌ترین نقد‌های که غرب به دین مبین اسلام وارد می‌کند موضع تساهل و یا همان پلورالیسم است.
آیا همه « حق » دارند؟!
آیا همه « حق » دارند؟!

نویسنده: محمد اسکندری

یکی از اساسی‌ترین نقد‌های که غرب به دین مبین اسلام وارد می‌کند موضع تساهل و یا همان پلورالیسم است. در واقع مدعیان بر این باورند که اعتقاد به حقانیت دین مبین اسلام به خودی خود موجبات تصلب و پا فشاری بر انگاره‌های دینی می‌شود و از این رو جایی برای تساهل و تسامح بین بشر و پلورالیسم باقی نمی‌گذارد. در واقع فحوای کلام این منتقدان بر آن است که اساسا به دلیل نامحسوس بودن و غیر ملموس بودن انگاره‌های دینی نمی‌توان تصمیم روشنی در خصوص « حقانیت » گرفت و از این رو برای آنکه « صلح کل » در میان ابنای بشر پدید آید بهتر است « حق » را به همه داد و این امور را در حیطه مسائل شخصی محدود و محصور نمود. از این روست که عبارت « حق » که می‌توان گفت اساس دین اسلام است در دنیای امروز و ادبیات کفرآمیز و مادی سکولار کلمه بسیار خطرناکی محسوب می‌شود. به عبارت دقیق‌تر امروز سکولاریسم به دنبال حذف مفهوم «حق» از ادبیات جهانی است. اما آیا تساهل حقیقی که می‌توان آن را مولفه‌ای مهم در زندگی مسالمت‌آمیز بشر دانست به معنای اعاده حق به تمام افراد است؟! آیا معنای پلورالیسم عبور از حقانیت‌هاست و یا اینکه برای دستیابی به یک زندگی مسالمت‌آمیز می‌توان نوع دیگری از تساهل را به اختیار گرفت. بسیاری از صاحب نظران و اندیشه وران بر این باورند که اساسا مسئله پلورالیسم دینی و یا همان قرائت‌های مختلف و همسطح از فحوای دین برگرفته از روح شکاک اندیشه‌های غربی است. مع‌الاسف پس از رنسانس و با آغاز دوران پست مدرنیسم من خود بنیاد‌گر در مورد هر آنچه که هست به شک افتاده است. حتی امروز عقلانیت در غرب عقلانیت را هم مورد شک و تردید قرار داده است که در نوع خود جالب به نظر می‌رسد! در این گفتمان فکری که همه چیز مورد شک و تردید است بی شک موضوع « حق » نیز دستخوش یک شکاکیت مفهومی می‌شود. به عبارت بهتر در این تعبیر به خاطر اینکه حق مربوط به مولفه‌های ماورای حس است پس نمی‌توان درک درستی از موضوع حق داشت و لذا بهتر است که همه چشمانشان را برروی حقایق ببندند و تنها به قراردادهای اجتماعی که ملموسانه برای ادامه زندگی بشر تدوین شده‌اند اکتفا کنند. یعنی برای آنکه صف بندی جدی‌ای در میان حق و باطل پدید نیاید و انسان‌ها بتوانند در میان صلح کل زندگی کنند می‌بایست انسان‌ها از تصلب نسبت به عقاید!!! صرف نظر کنند و نسبت به تمام ایده‌ها علی‌السویه رفتار نمایند. این طرز تفکر که می‌توان آن را اساس لیبرالیسم نیز دانست دچار خلط‌های مفهومی بزرگی است. در ابتدا آنکه همیشه برای ایجاد صلح نیاز به رویکردهای یکسان در خصوص مسائل حق و باطل نیست. معنای حقیقی تساهل ،تسامح در ممشای رفتاری است و نه نادیده انگاشتن مبانی حق. امروز اسلام در جهان منادی صلح و برادری و زندگی مسالمت آمیز ابنای بشر است بی آنکه پیروان آن عقاید خود را به کناری نهاده باشند. از سوی دیگر مگر می‌توان نسبت به موضوعات حق و باطل علی السویه رفتار کرد . در حالی که بسیاری از حقانیت‌ها به علت فطری بودن در میان انسانها شناخته شده است و از همه مهمتر بر اساس کدامین استدلال هرآنچه که در پنجه حس نباشد قابل تصدیق نیست؟! از سوی دیگر همان قراردادهای اجتماعی که با عنوان « جبر » پدید آمده‌اند حقانیت خود را از کجا اختیار می‌کنند؟! از این روست که می‌توان گفت تقسیم حق بین همه یکی از ارکان سکولاریسم است. در واقع اگر حکمرانان بخواهند هر آن گونه که مایلند حکمرانی کنند چاره‌ای ندارند مگر آنکه مرزهای بین حق و باطل را در هم شکنند تا بدین وسیله توجیهی برای اعتراضات و اعاده حق‌ها باقی نماند. با این حال هرچند در دین مبین اسلام دستیابی به ذات «حق » که همان ذات احدیت است غیر قابل تصور است اما راه‌های آشنایی با معرفت بسیار است. گو اینکه تمام حجت‌های بیرونی و درونی که در اختیار انسان قرار دارد برای حرکت وی به سوی شناخت حقیقت است. حضرت آیت الله حسن زاده آملی در ابتدا رساله «انه الحق» می‌فرمایند که بالغ بر 260 نقطه در قرآن پیرامون حق آمده است. جالب است که در معانی و تمهیدات مختلف که پیرامون مسئله حق بیان شده حق در بین صفات قرآن بالاترین صفتی است که قرآن خود را به آن متصف کرده است. لذا در نهایت باید گفت تعبیر همگانی بودن حق یک تعبیر کاملا اشتباه و بر آمده از روح و فرهنگ ماتریالیستی اومانیسم است. از سوی دیگر این تعبیر دست‌مایه خوبی برای اهمال حقوق مستضعفان از سوی مستکبران شده است تا در قفای آن به تضییع حقوق ضعفا بپردازند.

    روزنامه رسالت، شماره 7099، 14/7/89، صفحه 18 (اندیشه)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

خجالت نکش در نگاه اول فیلم تقابل‌هاست در یک زمینه طنز که مدام به مخاطب یادآور می‌شود چه جای خنده؟ فیلم را می‌توان در چند مضمونِ دوگانه بیان و نقد کرد. همان مضامین دوگانه‌ای که ساختار روایی فیلم را هم می‌سازند: دوگانه روستایی – شهری، دوگانه‌ی سپهر سیاسی - زندگی روزمره، دوگانه‌ی برنامه‌ریزی‌های سیاست اجتماعی و در نهایت دوگانه اراده – تقدیر که سکانس‌های انتهایی فیلم را شکل می‌دهد.
ایستاده در غبار نگاهی به «لاتاری» اثر محمدحسین مهدویان

ایستاده در غبار نگاهی به «لاتاری» اثر محمدحسین مهدویان

«لاتاری» فیلم موفقی است در جذب مخاطب عمومی سینمای ایران و البته فتح گیشه. فیلمی که توانسته جمیع جوانب امر را در حوزه جذابیت بخشی اینچنینی به خوبی و با فراست فراهم کند و به مقصود رسد. لاتاری فیلم مخاطب عام است.
عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

راجر ایبرت بزرگترین منتقد آمریکایی معتقد است کار فیلم، برانگیختن تفکر مخاطب است. فیلمی قابل اعتنا و نقد است که خواب آسوده را از مخاطب بستاند. قطعاً هر فیلمی نماینده انعکاس اندیشه در جامعه مقصد است. در حقیقت فیلم ها ارزش ها و حقایق فراموش شده جوامع را آشکار می سازند.
انسان های هم عصر ما ; نگاهی به فیلم خرگیوش

انسان های هم عصر ما ; نگاهی به فیلم خرگیوش

خرگیوش اولین فیلم مانی باغبانی تجربه‌ای قابل قبول است اما کاستی‎های بسیاری در پردازش موضوع‌هایی دارد که سعی کرده است در فیلم به آنها بپردازد؛ مقوله‎هایی مثل بیماری رو به مرگ نزدیکان، تلاش‌های علمی یک نخبه جوان، ازدواج‎های پنهانی و مفهوم شادی.
بازخوانی یک کمدی سیاسی ; نگاهی به فیلم مصادره

بازخوانی یک کمدی سیاسی ; نگاهی به فیلم مصادره

فیلم مصادره اولین ساخته مهران احمدی، بازیگر پر سابقه سینمای ایران، فیلمی کمدی است که تلاش می‎کند با تصویرگری برخی از معضلات فرهنگی جامعه از منظر متفاوتی به مقولاتی بپردازد که به طور جدی جامعه ایرانی معاصر را تهدید می‎کنند.

پر بازدیدترین ها

پيش رو يا پشت سر؟

پيش رو يا پشت سر؟

تا همين يک دهه پيش شبکه‌هاي تلويزيوني مثل امروز گسترده نبود و انواع و اقسام برنامه‌ها و سريال‌ها توليد نمي‌شد، هميشه اين اعتراض و انتقاد وجود داشت که مضمون و داستان فيلم و سريال‌هاي تلويزيون تکراري است و از تنوع و تعدد برخوردار نيست...
آشوبی برای هیچ

آشوبی برای هیچ

آشوب، هفتمین و آخرین فیلم کاظم راست گفتار روایت زندگی جوان شهرستانی‌ای است که رو به تهران می‌آورد تا شاید موفقیت را در تهران در آغوش کشد؛ داستانی که کمابیش در طول تاریخ معاصر بسیار تکرار شده است و همواره یکی از داستان‌های مکرر در بین سینماگران یا داستان‌نویسان ما بوده است.
فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

خجالت نکش در نگاه اول فیلم تقابل‌هاست در یک زمینه طنز که مدام به مخاطب یادآور می‌شود چه جای خنده؟ فیلم را می‌توان در چند مضمونِ دوگانه بیان و نقد کرد. همان مضامین دوگانه‌ای که ساختار روایی فیلم را هم می‌سازند: دوگانه روستایی – شهری، دوگانه‌ی سپهر سیاسی - زندگی روزمره، دوگانه‌ی برنامه‌ریزی‌های سیاست اجتماعی و در نهایت دوگانه اراده – تقدیر که سکانس‌های انتهایی فیلم را شکل می‌دهد.
بازگویی تاریخ ایران زمان جنگ و پس از آن ; مقایسه دو فیلم  آباجان و فراری

بازگویی تاریخ ایران زمان جنگ و پس از آن ; مقایسه دو فیلم آباجان و فراری

هر دو فیلم بر پایه شخصیت بنا شده اند که می کوشند به شکل خلاقانه و درونی وظایفی را که زمان و مکان به عهده انان گذاشته ایفا کنند و در هر دو فیلم شخصیت های اصلی با آنتی تز خود روبرو بودند، یعنی کسانی که می کوشیدند تا از آن موقعیت زمانی و مکانی سوء استفاده کنند.
عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

راجر ایبرت بزرگترین منتقد آمریکایی معتقد است کار فیلم، برانگیختن تفکر مخاطب است. فیلمی قابل اعتنا و نقد است که خواب آسوده را از مخاطب بستاند. قطعاً هر فیلمی نماینده انعکاس اندیشه در جامعه مقصد است. در حقیقت فیلم ها ارزش ها و حقایق فراموش شده جوامع را آشکار می سازند.
Powered by TayaCMS