دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شبیبیه

No image
شبیبیه

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : خوارج، شبيبيه، ابوالحصاري، شبيب بن يزيد، صالح بن مسرح

فرق­ خوارج در طول دوران حضور و استمرارشان در جامعه­ اسلامی بزرگترین خسارتهای عملی و اعتقادی را بر مسلمانان تحمیل کردند که از جمله این فرق، فرقه شبیبیه است که به معرفی آن می­پردازیم. گرچه این فرق به دلیل عملکرد افراطی خود از جامعه اسلامی محو شدند؛ اما فرقی که امروزه چون وهابیت همان اعمال ننگین را انجام می­دهند نیز در معرض محو شدن هستند و این مهمترین عبرت و سرنوشتی است که از فرق منقرض شده برای فرق افراطی امروزی بجا مانده­است.

رهبرفرقه

رهبر عده­ای از خوارج که در دوران بنی­امیه زندگی می­کردند، فردی به نام شبیب بن یزید شیبانی است. کنیه وی ابوضحاک است[1]و در ابتدا از همپیمانان صالح بن مسرح یکی از رهبران فرقه خوارج بوده و با او در موصل به جنگ برعلیه بنی­امیه برخواست. [2] وی به همراه همسرش غزاله شیبانیه و مادرش جهیزه[3] فرماندهی عده­ای از خوارج را به عهده داشت و آسیبهای فراوانی را به جامعه اسلامی وارد نمود و در سال 77هـ ق، غرق شد.[4] در کتابهای تاریخ از او به عنوان یکی از خروج کنندگان برحکومت بنی­امیه یاد شده­است.

جانشین صالح بن مسرح

صالح بن مسرح از جمله رهبران خوارج بود که بر علیه حکومت بنی­امیه شمشیر کشید. شبیب به همراه او و دیگر همفکرانش در حج سال 75 هـ­ق نقشه ترور عبدالملک بن مروان را کشیدند؛[5] اما عبدالملک متوجه شد و نامه­ای از او به حجاج بن یوسف ثقفی رسید تا این افراد را کنترل کند. حجاج نیز توانست ایشان را متفرق کند و صالح از کوفه به موصل گریخت و به جمع آوری یارانش پرداخت و در سال 76هـ­ق در طی نامه­هائی از یارانش چون شبیب بن یزید و محلل بن وائل یشکری و....می­خواهد که برای جنگ آماده شوند.[6] شبیب بن یزید در این جنگ از فرماندهان اصلی سپاه صالح بود. در ابتدا لشکری که محمد بن مروان به فرماندهی عدی بن عدی حارثی برای سرکوب آنها فرستاده بود را شکست داد. سپس دو لشگر دیگر برای سرکوب آنان فرستاده شد که شبیب بن یزید با یکی از آنها جنگید و صالح بن مسرح با لشگر دیگر به جنگ پرداخت. اما با آمدن لشگرهای دیگر از سوی حجاج، صالح بن مسرح در محلی به نام مبدج از نواحی موصل کشته می­شود و شبیب جانشین او شده و فرماندهی خوارج را به عهده می­گیرد.[7]

رهبری شبیب بن یزید

شبیب لشگر شکست خورده صالح را سامان داد و ایشان با او بیعت کردند و به لشگر حارث بن عمیره حمله کردند و ایشان را شکست دادند.[8] پس از این پیروزی وی به موصل می­رود و برای فراهم آوردن لشگر تلاش می­کند و با جنگ و گریز به شهرهای مختلف تجاوز کرد و سپاهیان اموی را شکست می­داد. تا اینکه به او خبر رسید که سپاه سورة بن ابجر به مقابله تو مى‌آید. او نیز با یاران خویش به نهروان رفت و در آنجا وضو گرفته و نماز خواندند. آنگاه به قتلگاه خوارج نهروان که امیرالمومنین على(ع) آنها را کشته بود رفتند و براى یاران خویش آمرزش خواستند! و گریستند و از امیرالمومنین على(ع) و یاران آن حضرت بیزارى جستند![9] در این جنگ نیز لشگر شبیب پیروز شد و بعد به تکریت رفت. حجاج بن یوسف، عثمان بن سعید معروف به جزل را برای سرکوبی شبیب فرستاد[10] اما او نیز نتوانست ایشان را سرکوب کند. پس از آن سعید بن مجالد و سوید بن عبدالرحمن سعدی از شبیب شکست خورند. رفته ­رفته وجود شبیب و یارانش برای حکومت اموی و جامعه اسلامی به یک فتنه تبدیل شد، بطوریکه حتی حکومت قادر به نابودی او نبود و از جانب او هزینه­ زیادی متحمل شدند؛ زیرا شبیب با گروه خود بیش از بیست لشگر از حکومت را شکست داده بود[11] و توانسته بود برای خود حکومتی محلی تشکیل دهد و خود را به نام امیرالمومنین صاحب خلافت و حکومت اسلامی می­پنداشت.

لقب امیرالمومنین برای شبیب

شبیب از جمله کسانی است که لقب امیرالمومنین را برای خود نهاد و پیروانش او را به این لقب می­خواندند. در حالی که در فرهنگ دینی شیعه این لقب مخصوص امام علی(ع) است و کسی حق ندارد خود را به این نام بخواند و تمام کسانی که چنین لقبی را بر خود گذاشتند چون یزید و معاویه و...تماما حاکمان ظالم و ناحق بودند. وقتی شبیب برای حمله به کوفه به منطقه عقرقوفا قرار گرفت، سوید بن سلیم به او می­گوید: اى امیر مؤمنان! بهتر بود ما را از این دهکده که نامى شوم دارد مى‌بردى. گفت: «من نیز فال زده‌ام، به خدا از آن نمى‌روم تا وقتى که به سوى دشمن حرکت کنم، إن شاء­الله شومی آن به دشمن شما مى‌رسد که در آنجا به آنها حمله مى‌کنید و عقر (هلاکت) از آن دشمن خواهد بود.[12]

در قتل عام کوفه وی و سپاهش به نضر بن قعقاع ذهلى برخورد کرد و چون وی شبیب را دید، از ترس گفت: «اى امیر سلام و رحمت خدا بر تو». سوید میان سخن وى گفت: «واى بر تو بگو اى امیرمؤمنان» و او گفت: اى امیر مؤمنان!.

وقتى شبیب، زائدة بن قدامه را کشت برخی از سپاهیان شکست خورده به فرماندهی ابوالضریس به قصرى بزرگ عقب نشینی کردند. شبیب به یاران خود گفت: «شمشیر را کنار بگذارید و آنها را به بیعت بخوانید. هنگام سپیده دم بود که آنها را به بیعت خواندند. عبدالرحمان بن جندب گوید: من جزو کسانى بودم که پیش وى رفتیم و بیعت کردیم در حالی که شبیب بر اسبى سوار بود و سوارانش در اطراف او توقف کرده بود. هر کس مى‌آمد با او بیعت کند شمشیرش را از دوشش بر مى‌داشتند و سلاحش‌ را مى‌گرفتند، آنگاه به شبیب نزدیک مى‌شد و به عنوان امیرالمومنین به او سلام مى‌گفت آنگاه رها مى‌شد. همچنین یاران او وی را امیرالمومنین می­خواندند.[13]

عاقبت شبیب

بعد از شکستهای متوالی لشگریان حجاج از شبیب، حجاج با هزار نفر وارد کوفه شد و لشگریان شبیب را متواری نمود که با این شکست به شهر انبار گریختند. سپس حجاج، سفیان بن ابرد کلبی را با لشگری به تعقیب شبیب فرستاد. در کنار رود جیل دو لشگر با هم برخورد نمود و در حالی که شبیب از پل عبور می­کرد، به دستور سفیان، ریسمانهای پل بریده شد تا شبیب در آب غرق شود. بعد از مرگ شبیب گفته شده که یارانش با مادر او بیعت کردند، اما سفیان به آنان نیز حمله کرد و عده­ای چون مادر و زن شبیب را کشت[14] و اسیران را به همراه سر شبیب به نزد حجاج فرستاد و به این ترتیب شبیبیه نیز نابود شد.[15] البته در نقل دیگر کشته شدن او به دست یارانش بیان شده که به دلیل انتقام از خون قبیله خود چنین کردند. عده­ای دیگر غرق شدن او را یک حادثه دانسته­اند که از رم کردن اسب او پدید آمده­است. به هر حال او در حال غرق شدن گفته بود : ذلک تقدیر العزیز العلیم.[16]

اعتقاد شبیب

اعتقاد او در راستای تفکر خوارج بوده و عقاید اصلی خوارج را قبول داشته، اعتقاد به امامت ابوبکر و عمر و بیزاری جستن از امیرالمومنین علی(ع) و شیعیان و نیز از عثمان از جمله عقاید مشترک خوارج است که او نیز بر آن باور بوده­است. اما در مسأله امامت به یک نظر جدید معتقد بود و آن این بود که امامت زنان را جایز می­شمرد و از همین رو زنان در لشگر او جایگاه داشته بطوریکه بعد از او با مادر و یا همسرش بیعت شد.[17] همچنین او زنان را به جنگ فرامی­خواند و از این عملکرد او احتمال داده می­شود که جهاد را برای زنان نیز جایز می­دانسته.

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

خجالت نکش در نگاه اول فیلم تقابل‌هاست در یک زمینه طنز که مدام به مخاطب یادآور می‌شود چه جای خنده؟ فیلم را می‌توان در چند مضمونِ دوگانه بیان و نقد کرد. همان مضامین دوگانه‌ای که ساختار روایی فیلم را هم می‌سازند: دوگانه روستایی – شهری، دوگانه‌ی سپهر سیاسی - زندگی روزمره، دوگانه‌ی برنامه‌ریزی‌های سیاست اجتماعی و در نهایت دوگانه اراده – تقدیر که سکانس‌های انتهایی فیلم را شکل می‌دهد.
ایستاده در غبار نگاهی به «لاتاری» اثر محمدحسین مهدویان

ایستاده در غبار نگاهی به «لاتاری» اثر محمدحسین مهدویان

«لاتاری» فیلم موفقی است در جذب مخاطب عمومی سینمای ایران و البته فتح گیشه. فیلمی که توانسته جمیع جوانب امر را در حوزه جذابیت بخشی اینچنینی به خوبی و با فراست فراهم کند و به مقصود رسد. لاتاری فیلم مخاطب عام است.
عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

راجر ایبرت بزرگترین منتقد آمریکایی معتقد است کار فیلم، برانگیختن تفکر مخاطب است. فیلمی قابل اعتنا و نقد است که خواب آسوده را از مخاطب بستاند. قطعاً هر فیلمی نماینده انعکاس اندیشه در جامعه مقصد است. در حقیقت فیلم ها ارزش ها و حقایق فراموش شده جوامع را آشکار می سازند.
انسان های هم عصر ما ; نگاهی به فیلم خرگیوش

انسان های هم عصر ما ; نگاهی به فیلم خرگیوش

خرگیوش اولین فیلم مانی باغبانی تجربه‌ای قابل قبول است اما کاستی‎های بسیاری در پردازش موضوع‌هایی دارد که سعی کرده است در فیلم به آنها بپردازد؛ مقوله‎هایی مثل بیماری رو به مرگ نزدیکان، تلاش‌های علمی یک نخبه جوان، ازدواج‎های پنهانی و مفهوم شادی.
بازخوانی یک کمدی سیاسی ; نگاهی به فیلم مصادره

بازخوانی یک کمدی سیاسی ; نگاهی به فیلم مصادره

فیلم مصادره اولین ساخته مهران احمدی، بازیگر پر سابقه سینمای ایران، فیلمی کمدی است که تلاش می‎کند با تصویرگری برخی از معضلات فرهنگی جامعه از منظر متفاوتی به مقولاتی بپردازد که به طور جدی جامعه ایرانی معاصر را تهدید می‎کنند.

پر بازدیدترین ها

ریشه شناسی یک ترس ; نقد فیلم خفگی

ریشه شناسی یک ترس ; نقد فیلم خفگی

«جیرانی» در آخرین ساختة خود با یک ملودرام جنایی ـ معمایی به پردة سینما بازگشته است . «خفگی» همانند دیگر آثار او نظیر «قرمز» و «پارک‌وی» به روابط روان‌پریشانه بین شخصیت‌ها می‌پردازد. فیلم هرچند از حیث محتوا و انتخاب موضوع شبیه دیگرآثار این فیلم‌ساز است و منطبق با ایدئولوژی اوست اما از حیث فرم و محتوا فیلمی متفاوت به‌شمار می‌آید.
جنایت بی مکافات ; نگاهی به فیلم پل خواب

جنایت بی مکافات ; نگاهی به فیلم پل خواب

در حین تماشای فیلم پل خواب، ساخته آقای براهنی، از برخی پلانها و نماهای دل انگیز و دقیق فیلم به ذوق آمدم.. بر حسب عادت گوشی همراهم، عنوان پل خواب را در گوگل جستجو کردم. چرا باید این فیلم با این نماهای درخشان و بازی های خوب چنین ناشناخته باشد. در همان اولین جستجو، مطلبی از ویکی پدیا آمد که اشاره می کرد این فیلم برداشتی آزاد از رمان جنایت و مکافات است.
در جستجوی امر جذاب ; نگاهی به فیلم سوفی و دیوانه

در جستجوی امر جذاب ; نگاهی به فیلم سوفی و دیوانه

فیلم سوفی و دیوانه چهارمین تجربه فیلم بلند مهدی کرم پور است. فیلم روایت هم‌نشینی سوفی، با بازی به‌آفرید غفاریان، با امیر، با بازی امیر جعفری، که به لحاظ روحی از هم گسیخته است و کمک روحی و روانی‌ای که سوفی به امیر می‌کند تا به بهسازی روانی و پالایش روحی خود نایل بیاید.
مینی‌ مالیسم و گریزگاه فقدان تفکر ; نقدی بر فیلم مالاریا

مینی‌ مالیسم و گریزگاه فقدان تفکر ; نقدی بر فیلم مالاریا

پرویز شهبازی سینما را با فیلم نامه نویسی آغاز کرد و از این حیث با برخی از سینماگران ایرانی که فیلم نامه‎های خودشان را کارگردانی می‎کند اشتراک دارد. این مساله از آن حیث دارای اهیمت است که این طیف از سینماگران دنیای خودشان را می‎سازند و فیلم‎هایشان برآیند ذهنیت و حالات روحی‎اشان است.
سیمای زنی در دوردست ; نگاهی به زنان فیلم ویلایی‌ ها

سیمای زنی در دوردست ; نگاهی به زنان فیلم ویلایی‌ ها

در سالهای اخیر سینمای دفاع مقدس، که شاید بتوان آن را بومی‌ترین نوع سینمای ایران دانست، زوایا و ابعاد جدیدی از خود را به نمایش گذاشته است که حاصل تاریخ مندی و تکثرگرایی در دیدگاه‌هاست. سینمایی که در ابتدای راه، تنها در حال نمایش رشادت و ایثار رزمندگان در سنگرها بود اما حالا به وجوه متفاوتی رسیده است که باید آن را دستاورد گذر زمان دانست.
Powered by TayaCMS