دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هادی چهارمین خلیفه عباسی

No image
هادی چهارمین خلیفه عباسی

كلمات كليدي : تاريخ، موسي بن مهدي، هادي، خلافت عباسي، هارون، خيزران، قيام فخ، حسين بن علي بن حسن علويان

نویسنده : مريم علوي

"موسی" فرزند "مهدی بن منصور بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس" ملقب به "هادی" در سال 159 ه.ق بعنوان ولیعهد اول پدرش مهدی برگزیده شد. وی در 25 سالگی به خلافت رسید و کسی کوچکتر از او در بنی عباس به خلافت نرسیده است. "خیزران" مادر "هادی" و "هارون" به جهت علاقه بیشتری که به هارون داشت مصرانه از مهدی می‌خواست که هارون را بر هادی مقدم گرداند.[1] خیزران کنیزی بود که پس از تولد هادی و هارون آزاد شد و به ازدواج مهدی درآمد.[2] مهدی در اثر پافشاری خیزران در صدد برآمد که هارون را بر هادی مقدم دارد و در سال 169ه.ق از هادی خواست که از ولیعهدی استعفا دهد، هادی که با ترکان برای انجام نبردی به گرگان رفته بود نپذیرفت پس مهدی جهت اقناع او راهی آن دیار شد و در اثر حادثه‌ای در "ماسبندان" درگذشت.[3]

با این وجود هارون که فردی با سیاست بود به محض آنکه مرگ پدرش را شنید با برادرش هادی بیعت کرد و انگشتری و شمشیر و ردای پیامبر(ص) را که بعنوان میراث خلیفه بعدی بود با پیکی نزد هادی فرستاد و پیام تعزیتی به مناسبت درگذشت مهدی همراه با پیام تهنیتی به مناسبت مقام خلافت و بیعت خود با او برای هادی ارسال کرد.[4]

این پیک هشت روز پس از مرگ پدرش نزد او رسید در بغداد سپاهیان با شنیدن خبر مرگ مهدی شورش کردند و اعلام کردند که تا دو سال مقرری‌شان را نگیرند بیعت نمی‌کنند و به خانه "ربیع" حاجب مهدی حمله کردند و اموالش را غارت کردند و قصد جان ربیع را کرده بودند که وی پنهان شد. "یحیی بن خالد برمکی" برای آرام کردن شورش سپاهیان به آنان مقرری هجده ماهه داد و از آنان برای هادی بیعت گرفت.[5]

هادی از طبرستان با سرعت به سمت بغداد حرکت کرد و با استفاده از شتران "برید" (نامه رسان) پس از بیست روز به بغداد رسید. هادی، ربیع حاجب مهدی را بعنوان وزیر خود برگزید و سرزمینهای آفریقیه (شمال آفریقای کنونی) و شهرهای مغرب را که پدرش به هارون بخشیده بود دراختیار او قرار داد.[6] هادی، "علی بن عیسی بن ماهان" را بعنوان "صاحب شرطه" و "فضل بن ربیع" را بعنوان وزیر برگزید و دایی‌اش "غطریف بن عطا" را به ولایت خراسان گماشت و دست مادرش خیزران را که به هارون متمایل بود از دخالت در امور کوتاه کرد و خود بر کارها تسلط یافت.[7]

سیاست‌ هادی در قبال "زنادقه" پیرو سیاست‌های پدرش بود و بنابر نقل برخی از منابع وی دو تن از هاشمیان بنام "یعقوب بن فضل" و "ابن عباس، عبدالله بن داوود" را که به زندقه متهم بودند و مهدی آنان را به بند کشیده بود و نکشته بود به دار آویخت.[8]

هادی علویان را تحت فشار قرار داد، آنان را ترسانید، مقرری‌ها و بخشش‌هایی را که مهدی برای آنان تعیین کرده بود قطع کرد و به والیان اطراف و اکناف نوشت که آنان را تعقیب کنند و نزد او بفرستند.[9] در این دوران علویان منطقه حجاز به پیشوایی "حسین بن علی بن حسن بن حسن بن علی (ع)" (صاحب فخ) قیام کردند.

بعد از کشته شدن حسین بن علی دایی او "ادریس بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی" گریخت و رهسپار مغرب شد و در ناحیه‌ای بنام "فاس" در نزدیکی اندلس دست یافت و گروهی از مردم آنجا را گرد خود جمع کرد پس از مرگ او نیز "ادریس بن ادریس" جای او را گرفت و سلسله شیعی «ادریسیان» در آن سرزمین بصورت یک حکومت مستقل شکل گرفت.[10]

هادی در زمان خلافتش درصدد برآمد تا پسر خردسال خود جعفر را به ولیعهدی برگزیند و هارون را از آن مقام برکنار کند از این رو کار را بر هارون سخت گرفت و پشتیبانان او را زیر فشار گذاشت و یحیی برمکی را که حامی و مشوق هارون بود به زندان سپرد و مصمم بود هارون را بزور خلع کند از کسانی که در خلع هارون تلاش فراوان داشت "ابوهریره محمد بن فروخ ازدی" یکی از فرماندهان ازد بود که هادی او را با سپاهی انبوه مردم شام و مصر و جزیره (شمال عراق) و مغرب را فرا خواند و آنان را به خلع هارون تشویق کند ولی هنگامی که وی به «رقه» رسید خبر مرگ هادی را دریافت کرد و موفق به انجام مأموریتش نشد.[11]

در برخی از متون کهن تاریخی آمده است که خیزران در زمان هادی نیز؛ چون دوران مهدی، دارای نفوذ بسیاری بود و دبیران و سپاهیان و وزیران برای او احترام خاصی قائل بودند و برای برآورده شدن خواسته‌هایشان به او مراجعه می‌کردند. این موضوع باعث شده بود که او قدرت و نفوذ بسیار پیدا کندو موجب ناراحتی هادی شود لذا هادی بر او سخت می‌گرفت و حتی تصمیم گرفت که او را مسموم کند تا به این وسیله از نفوذ او بکاهد.[12]

هادی چهارده ماه خلافت کرد و در 14 ربیع الاول سال 170 ه.ق در 26 سالگی درگذشت. گروهی علت مرگ او را زخمی می‌دانند که در ناحیه شکم او بود که بواسطه آن سه روز نتوانست آب و غذا بخورد و سه روز از درد نالید و درگذشت و خیزران گفت دعای من بود.[13] و بعضی قتل او را به مادرش نسبت می‌دهند، که خیزران کنیزکان او را درهم داد تا در حالت مستی بالش بر دهانش بنهند و او را خفه کنند.[14] جسد هادی را به «عیسی آباد» بردند و برادرش هارون بر وی نماز گذارد و همانجا بخاک سپرده شد.[15]

مقاله

نویسنده مريم علوي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

خجالت نکش در نگاه اول فیلم تقابل‌هاست در یک زمینه طنز که مدام به مخاطب یادآور می‌شود چه جای خنده؟ فیلم را می‌توان در چند مضمونِ دوگانه بیان و نقد کرد. همان مضامین دوگانه‌ای که ساختار روایی فیلم را هم می‌سازند: دوگانه روستایی – شهری، دوگانه‌ی سپهر سیاسی - زندگی روزمره، دوگانه‌ی برنامه‌ریزی‌های سیاست اجتماعی و در نهایت دوگانه اراده – تقدیر که سکانس‌های انتهایی فیلم را شکل می‌دهد.
ایستاده در غبار نگاهی به «لاتاری» اثر محمدحسین مهدویان

ایستاده در غبار نگاهی به «لاتاری» اثر محمدحسین مهدویان

«لاتاری» فیلم موفقی است در جذب مخاطب عمومی سینمای ایران و البته فتح گیشه. فیلمی که توانسته جمیع جوانب امر را در حوزه جذابیت بخشی اینچنینی به خوبی و با فراست فراهم کند و به مقصود رسد. لاتاری فیلم مخاطب عام است.
عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

راجر ایبرت بزرگترین منتقد آمریکایی معتقد است کار فیلم، برانگیختن تفکر مخاطب است. فیلمی قابل اعتنا و نقد است که خواب آسوده را از مخاطب بستاند. قطعاً هر فیلمی نماینده انعکاس اندیشه در جامعه مقصد است. در حقیقت فیلم ها ارزش ها و حقایق فراموش شده جوامع را آشکار می سازند.
انسان های هم عصر ما ; نگاهی به فیلم خرگیوش

انسان های هم عصر ما ; نگاهی به فیلم خرگیوش

خرگیوش اولین فیلم مانی باغبانی تجربه‌ای قابل قبول است اما کاستی‎های بسیاری در پردازش موضوع‌هایی دارد که سعی کرده است در فیلم به آنها بپردازد؛ مقوله‎هایی مثل بیماری رو به مرگ نزدیکان، تلاش‌های علمی یک نخبه جوان، ازدواج‎های پنهانی و مفهوم شادی.
بازخوانی یک کمدی سیاسی ; نگاهی به فیلم مصادره

بازخوانی یک کمدی سیاسی ; نگاهی به فیلم مصادره

فیلم مصادره اولین ساخته مهران احمدی، بازیگر پر سابقه سینمای ایران، فیلمی کمدی است که تلاش می‎کند با تصویرگری برخی از معضلات فرهنگی جامعه از منظر متفاوتی به مقولاتی بپردازد که به طور جدی جامعه ایرانی معاصر را تهدید می‎کنند.

پر بازدیدترین ها

پيش رو يا پشت سر؟

پيش رو يا پشت سر؟

تا همين يک دهه پيش شبکه‌هاي تلويزيوني مثل امروز گسترده نبود و انواع و اقسام برنامه‌ها و سريال‌ها توليد نمي‌شد، هميشه اين اعتراض و انتقاد وجود داشت که مضمون و داستان فيلم و سريال‌هاي تلويزيون تکراري است و از تنوع و تعدد برخوردار نيست...
آشوبی برای هیچ

آشوبی برای هیچ

آشوب، هفتمین و آخرین فیلم کاظم راست گفتار روایت زندگی جوان شهرستانی‌ای است که رو به تهران می‌آورد تا شاید موفقیت را در تهران در آغوش کشد؛ داستانی که کمابیش در طول تاریخ معاصر بسیار تکرار شده است و همواره یکی از داستان‌های مکرر در بین سینماگران یا داستان‌نویسان ما بوده است.
بازگویی تاریخ ایران زمان جنگ و پس از آن ; مقایسه دو فیلم  آباجان و فراری

بازگویی تاریخ ایران زمان جنگ و پس از آن ; مقایسه دو فیلم آباجان و فراری

هر دو فیلم بر پایه شخصیت بنا شده اند که می کوشند به شکل خلاقانه و درونی وظایفی را که زمان و مکان به عهده انان گذاشته ایفا کنند و در هر دو فیلم شخصیت های اصلی با آنتی تز خود روبرو بودند، یعنی کسانی که می کوشیدند تا از آن موقعیت زمانی و مکانی سوء استفاده کنند.
ریشه شناسی یک ترس ; نقد فیلم خفگی

ریشه شناسی یک ترس ; نقد فیلم خفگی

«جیرانی» در آخرین ساختة خود با یک ملودرام جنایی ـ معمایی به پردة سینما بازگشته است . «خفگی» همانند دیگر آثار او نظیر «قرمز» و «پارک‌وی» به روابط روان‌پریشانه بین شخصیت‌ها می‌پردازد. فیلم هرچند از حیث محتوا و انتخاب موضوع شبیه دیگرآثار این فیلم‌ساز است و منطبق با ایدئولوژی اوست اما از حیث فرم و محتوا فیلمی متفاوت به‌شمار می‌آید.
عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

راجر ایبرت بزرگترین منتقد آمریکایی معتقد است کار فیلم، برانگیختن تفکر مخاطب است. فیلمی قابل اعتنا و نقد است که خواب آسوده را از مخاطب بستاند. قطعاً هر فیلمی نماینده انعکاس اندیشه در جامعه مقصد است. در حقیقت فیلم ها ارزش ها و حقایق فراموش شده جوامع را آشکار می سازند.
Powered by TayaCMS