28 بهمن 1395, 5:13
اگر جامعه ای سالم و بالنده را طالبیم كه در آن افراد و قشرهای گوناگون به فراخور استعدادها و قابلیتهای خود سهمیشایسته داشته و از آسیبهای اجتماعی و اختلالات رفتاری مصون باشند، باید بیشترین توجه را به سلامت خانوادهها معطوف نماییم. خانواده از منظر ارزشهای اسلامی، بهعنوان فطریترین و طبیعیترین نهاد بشری از بالاترین قداست و رفیعترین منزلت برخوردار بوده و در عین حال بیشترین و خطیرترین مسئولیت ها را برعهده دارد.خانواده به مثابه اصلی ترین پایگاه رشد و شكوفایی شخصیت انسان و پرورش مهارتهای اجتماعی نسل آینده اساسی ترین سهم را در سلامت و اعتلای جوامع بشری برعهده دارد و بخش قابل توجهی از شكلگیری شخصیت، تبلور رفتارهای اجتماعی، تمایلات بین فردی و مسئولیتپذیری انسانها حاصل چگونگی باز خوردها، بینش ها و تجارب آنان در زندگی خانوادگی است. بنابراین سلامت و سعادت جامعه، به سلامت و پویایی نظام خانواده وابسته است و سلامت و تعادل و تعالی نظام خانواده نیز به كیفیت روابط بین زن و شوهر و والدین و فرزندان بستگی دارد.بدون تردید برای كودكی كه پای به عرصه وجود میگذارد پدر و مادر كامل ترین و خوشایندترین موجودات هستی و شخصیت و منش آنان كامل ترین الگو برای همانندسازی است. كودكان، اولین تجربه ارتباط اجتماعیشان را از پدر و مادر خویش میآموزند. اما پدران و مادران نیك میدانند كه سال ها قبل از آنكه كودكانشان از طریق تقلید بصری از رفتار آنان الگو بگیرند، در دوران جنینی تحت تأثیر ویژگیهای شخصیتی و كلام و گفتوگوی ایشان قرار گرفته اند.به دیگر سخن، پایه اساسی رشد شخصیت كودكان و نوجوانان از طریق تقلید نهاده میشود و این شیوه تقلید، بیش از آنكه تقلید بصری باشد، تقلید شنیداری است؛ یعنی آنگاه كه جنین چهارماهه میشود و به وضوح قدرت شنیدن و درك صدا را پیدا میكند، شخصیتش از طریق شنیدن كلام مادر، سخن پدر و گفتوگوهای میان آنان شكل میگیرد و زمانی كه كودك متولد میشود، در صورتی كه نیازهای زیستی، عاطفی و اجتماعی او به گونه ای شایسته تأمین شود، به پدر و مادر خویش دلبستگی پیدا میكند و چنین رابطه دوستانه ای پایه اولیه رشد سالم شخصیت اجتماعی وی را تشكیل میدهد. ِبه طوركلی، سلامت و استحكام و اقتدار عاطفی و منطقی خانواده و برخورداری پدران و مادران از بصیرت و بینش اجتماعی و نیز آگاهیهای مستمر ایشان، ضامن رشد مطلوب شخصیت اجتماعی كودكان و نوجوانان میباشد و پیشگیری از تعارضات، تضادها، كج رویها و اختلالات روانی- اجتماعی ایشان نیز در گرو سلامت خانواده است.خانواده ها اركان اصلی یك جامعه سالم، پویا و متعالی را تشكیل میدهند. پس اگر جامعه ای سالم و بالنده را طالبیم كه در آن افراد و قشرهای گوناگون به فراخور استعدادها و قابلیتهای خود سهمی شایسته داشته و از آسیبهای اجتماعی و اختلالات رفتاری مصون باشند، باید بیشترین توجه را به سلامت خانواده ها معطوف نماییم و پس از آن متوجه مدارس به عنوان ناقلان و حافظان نظام ارزشی حاكم بر جامعه باشیم. بدیهی است كه بدون همراهی و همگامی مادران و پدران متعهد، آگاه و دلسوز، مربیان مدرسه نمیتوانند چندان موفق باشند، زیرا فرآیند تعلیم و تربیت همانند مثلثی است كه یك ضلع آن خانه، ضلع دیگرش مدرسه و پایه آن كودك میباشد.بدون تردید خانوادههای لجام گسیخته و متزلزل، جامعه متزلزل را پدید میآورند. جامعه ای كه در آن نشانی از خانواده سالم یافت نشود، میزان طلاق بالا رود و ازدواجهای مطلوب و برنامهریزی شده كمتر صورت گیرد، به زودی متلاشی خواهد شد و به طور كلی اساس كجرویهای اجتماعی را باید در خانواده جستوجو كرد.سلامت، رشد و تحول و اعتلای هر جامعه ای در گرو وجود خانوادههای مقید و متعهد و سالم و پویا و با نشاط است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان