دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آثار قبول حسن و قبح عقلی افعال

No image
آثار قبول حسن و قبح عقلی افعال

كلمات كليدي : حسن و قبح عقلي، آثار قبول حسن و قبح عقلي افعال

نویسنده : سيد ايوب هاشمي

اعتقاد به حسن و قبح عقلی، آثار و نتایج عظیمی در علم کلام دارد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

1- وجوب شناخت خدا

عدلیه (امامیه و معتزله) شناخت خدا را با تکیه بر حسن و قبح عقلی افعال واجب می‌دانند و در این مورد به دو دلیل تمسک می‌کنند:

الف: شکر نعمت

هر انسانی خود را غرق نعمت می‌بیند و در این شرایط عقل لازم می‌داند که انسان کسی را که به او نعمت داده، بشناسد و حق شکرگزاری او را به جا آورد. شناخت منعم (نعمت دهنده) در حقیقت «معرفة الله» است که از زاویه نعمت‌ها مورد شناخت قرار می‌گیرد. به بیان دیگر شکرگزاری نعمت، از واجبات عقلی است و آثار نعمت بر هر انسانی ظاهر است، از این رو لازم است از نعمت دهنده سپاس‌گزاری کند و سپاس گزاری بدون شناخت او ممکن نیست.[1]

ب: لزوم دفع ضرر

هر شخصی که با خبر می‌شود که در طول تاریخ انسان‌های بزرگ ادعا کرده‌اند ما از سوی آفریننده جهان برای هدایت بشر به سوی سعادت دو جهان برانگیخته شده‌ایم و تا پای جان برای رساندن پیام خود تلاش می‌کنند، این شخص با انگیزۀ حقیقت‌جویی در صدد تحقیق پیرامون این ادعا برمی‌آید تا ببیند که آیا ادعای این انسان‌های بزرگ که همان پیامبران الهی هستند درست و دارای دلایل کافی و منطقی است یا نه. و چون پذیرفتن دعوت ایشان دارای منافع احتمالی بی‌نهایت و مخالفت با آنان مستوجب ضررهای احتمالی بی‌نهایت است، عقل چنین کسی راه عذر را بر او بسته و نمی‌گذارد بی تفاوت از کنار آن بگذرد.[2]

2- وجوب تنزیه فعل خداوند از بیهودگی

یکی دیگر از نتایج حسن و قبح عقلی این است که همه افعال پروردگار عالم دارای هدف و غرض است. چون صدور فعل عبث و بیهوده عقلاٌ از حکیم قبیح و ناروا است. البته همین عقل که چنین حکمی می‌کند، از سوی دیگر نیز حکم می‌کند که در مورد افعال الهی غرض و هدف، به فاعل (خداوند) برنمی‌گردد؛ بلکه به فعل برمی‌گردد؛ یعنی این چنین نیست که افعالی که خداوند انجام می‌دهد به خاطر نقص و نیازی است که خداوند در ذات یا صفات خود دارد چرا که خداوند غنی مطلق است و از هر نقصی مبرّا است. پس غرض در افعال خداوند به بندگان و مخلوقاتش برمی‌گردد. به تعبیر فنی، خداوند "فاعل بالقصد" نیست. بلکه "فاعل بالتجلّی" است.[3]

3- لزوم عادل بودن خداوند

عقل در نکوهش و ستایش افعال، یک واقعیت عمومی که نسبت به همه یکسان و برابر است را درک می‌کند و آن این است که "عدل" نیکو است و "عادل" سزاوار ستایش و ظلم و ستم است و ظالم سزاوار سرزنش. بر این اساس چون خداوند سبحان از هر فعل قبیحی منزه است از ظلم و ستم نیز پاک و مبرا است.[4] لازمه اعتقاد به عدل الهی این است که عقوباتی را که خداوند برای مجرمان و کافران در آخرت وعده داده همه متناسب با جرم و کفر و گناه آنان است.

4- محال بودن تکلیف به چیزی که انسان توان آن را ندارد

وجدان سلیم و خرد هر خردمندی حکم می‌کند که تکلیف کسی به چیزی که در توان او نیست، تکلیف غیر عقلایی است.[5]

5- لزوم برانگیختن پیامبران

عقل انسان این را می‌یابد که مخلوقات، بدون ‌هدف و غرض آفریده نشده‌اند. هم چنین می‌یابد که انسان برای رسیدن به هدفی که در آفرینش داشته‌، جز با هدایت تشریعی پروردگار توان آن را ندارد، از این رو حکم می‌کند که راهنمائی پیامبران برای هدایت او از سوی خداوند لازم است.[6]

6- وجوب امامت

یکی دیگر از ثمرات حسن و قبح عقلی این است که لازم است در جامعه اسلامی امامی باشد تا امور دین و دنیای مسلمانان را به بهترین وجه ممکن اداره کند. با توجه به فوایدی که امام دارد عقل هر عاقلی حکم به وجوب وجود آن می‌کند. اگر چه در این که آیا انتخاب و تعیین امام بر مردم واجب است یا بر خداوند، اختلاف نظر وجود دارد. از آن جا که شیعیان "کعصمت" را از صفات لازم امام می‌دانند و کسی جز خداوند از وجود این صفت در افراد آگاه نیست از این رو نصب امام را از سوی خداوند واجب می‌دانند و خداوند نیز آنان را که تعدادشان دوازده امام بوده است نصب و معرفی کرده است.[7]

اعتقاد به حسن و قبح عقلی ثمرات دیگری نیز دارد که برای رعایت اختصار تنها به عناوین آنها اشاره می‌شود"

1- لزوم تکلیف بندگان

2- خاتمیت و استمرار احکام اسلام

3- ثبات اخلاق

4- قبح عقاب بدون بیان

5- اختیار انسان

6-لزوم لطف[8]

مقاله

نویسنده سيد ايوب هاشمي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS