دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امپریالیسم فرهنگی و سلطه فکری و ایدئولوژیک‌

No image
امپریالیسم فرهنگی و سلطه فکری و ایدئولوژیک‌

امپرياليسم فرهنگي و سلطه فكري و ايدئولوژيك‏

یعقوب نعمتی وروجنی

امپریالیسم به معنای وسیع کلمه به گسترش حکمرانی یا نفوذ یک حکومت، ملت یا جامعه بر دیگران اطلاق می‌شود. شواهد وجود امپریالیسم به ابتدای تاریخ مکتوب در مصر باستان باز می‌گردد؛ چرا که در آنجا حکمرانان محلی، از طریق تسخیر دیگر حکومت‌ها و در اختیار داشتن آنان در وضعیت سلطه یا نیمه استیلا، عرصه حکومتی خود را گسترش می‌دادند.

با ظهور دولت - ملت‌های مدرن و آغاز عصر کاوش و اکتشاف، امپریالیسم دوباره در غرب سر بر آورد. واژه امپریالیسم عمدتا به این گونه مدرن امپراتوری منحصر می‌گردد. در این دوران نه فقط در مناطقی با جمعیت پراکنده که دولت منسجمی در آن وجود نداشت (آمریکای شمالی و آفریقا) بلکه در سرزمین‌های دارای دولت‌ها و تمدن‌های باستانی (هند، مالزی، اندونزی و سرزمین اینکاهای آمریکای جنوبی) نیز مستعمره هایی ایجاد شدند. مهاجرت اروپایی‌ها برای سکنی گزیدن در نیمکره غربی و آفریقا، که به نام استعمارگری شناخته می‌شود، با برتر دانستن تازه واردان نسبت به اهالی بومی و تلاش برای در دست گرفتن کنترل اداره امور نواحی مذکور همراه می‌شد.

امپریالیسم اروپایی در بدترین وضعیت به معنای استثمار وحشیانه و انسانیت زدایی از کشورهای تحت سلطه می‌باشد. با این حال در اکثر موارد، فشار یک فرهنگ بیگانه با ارزش‌ها و باورهای دینی متفاوت و تحمیل اشکال جدید سازمان اجتماعی، گسست اشکال سنتی زندگی و افول تمدن‌های بومی را موجب می‌شد.
در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، بسیاری از کشورهای تحت سلطه غرب، به استقلال دست یافتند. با این حال هم اکنون بحث‌های گسترده‌ای راجع به امپریالیسم نو جریان دارد. بسیاری از کشورهای کمتر توسعه یافته اذعان دارند که به واسطه اقدامات تجاری غیر عادلانه کشورهای توسعه یافته و نیز عدم کنترل کشورهای در حال توسعه بر شرکت‌های تجاری بین المللی، توسعه اقتصادی آنان کنترل گردیده و با مانع مواجه شده است. یکی از مباحث مطروحه در این میان، پدیده امپریالیسم فرهنگی می‌باشد که یکی از اشکال نوین و غیر ملموس‌تر امپریالیسم به شمار می‌آید. ‌

واژه امپریالیسم فرهنگی به سیاست بعضی کشورها برای گسترش امپراتوری و از این رو حوزه قدرت و نفوذ شان اشاره دارد. امپریالیسم فرهنگی به این واقعیت تاریخی اشاره می‌کند که در گسترش امپریالیستی، نیروهای فرهنگی، نقش فوق‌العاده‌ای را ایفا می‌نمایند.

جوهر امپریالیسم فرهنگی این است که در نایل شدن به سلطه یک ملت بر ملت‌های دیگر، منابع فرهنگی قدرت و نفوذ، از اهمیت کلیدی برخوردار می‌گردند. امپریالیسم فرهنگی در زبان آکادمیک، نام‌های مختلفی به خود می‌گیرد و از این رو به اسامی گوناگونی همچون امپریالیسم رسانه ای، استعمارگری فرهنگی، امپریالیسم ارتباطاتی، همگن سازی فرهنگی و امپریالیسم ایدئولوژیک خوانده می‌شود.

به‌ خاطر تلفیق واژه‌های به شدت پیچیده امپریالیسم و فرهنگی، تعریف امپریالیسم فرهنگی نیز دشوار به نظر می‌رسد؛ چرا که هر دو واژه به گونه‌های متفاوتی مورد تعریف و تفسیر قرار می‌گیرند. تعریفی که عمدتا مورد استفاده قرار می‌گیرد، تعریفی است که توسط هربرت شیلر در کتاب ارتباطات و سلطه فرهنگی (1976) ارائه گردیده است. تعریف مذکور سعی دارد تا نشان دهد که چگونه ابعاد و فرایندهای مختلف یک جامعه برای اقتباس ارزش‌ها و ساختارهای عناصر جامعه مسلط با یکدیگر همگرایی پیدا می‌نمایند. سلطه، انگاره اساسی در این تعریف به شمار می‌آید. امپریالیسم فرهنگی نیز به مثابه فرایند کنترل امپریالیستی در نظر گرفته می‌شود که از طریق اشکال فرهنگی عمل می‌کند و از دیگر اشکال سابق سلطه همچون تصرف نظامی، مدیریت خارجی و وابستگی اقتصادی، موثرتر عمل می‌نماید.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS