دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تربیت اجتماعی از دیدگاه اسلام

No image
تربیت اجتماعی از دیدگاه اسلام

آیت‌الله ابراهیم امینی - بخش دوم و پایانی

شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶

اسلام نسبت به اصل اجتماعی شدن انسان و تشویق به گرایش به اجتماع ‌توصیه و تأکید دارد پیامبر اسلام(ص) فرموده: رأس عقل، بعد از ایمان، دوستی و معاشرت با مردم و خیر رساندن به همه انسان‌ها، خوب و بد، است.۱

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: با مردم ارتباط و معاشرت داشته باشید و به آنان احسان کنید و از دوری و قطع رابطه اجتناب نمایید.۲

امام صادق(ع) فرمود: با یکدیگر ارتباط داشته باشید و به هم نیکی کنید و دلسوز و مهربان باشید، همان‌گونه که خدا فرموده، برادر نیکوکار باشید.۳

پیامبر اکرم(ص) فرمود: بهترین مؤمنان کسانی هستند که محل الفت و معاشرت مؤمنان می‌باشند. کسی که نه با دیگران الفت می‌گیرد، و نه دیگران با او انس و الفت دارند، خیری ندارد.۴
امام صادق(ع) فرمود: مسلمانان وظیفه دارند در پیوند دوستی و تعاون و توجه به همدیگر و مواسات با نیازمندان و ارتباط و عطوفت با یکدیگر، چنان که خدا فرمان داده، جدیت و کوشش نمایند. دلسوز هم باشید و نسبت به آنچه از آنان نمی‌دانید نگران باشید، چنان‌ که انصار در زمان رسول خدا چنین بودند.۵

از احادیث مذکور و دهها حدیث دیگر استفاده می‌شود که اسلام نسبت به اصل اجتماعی‌شدن افراد و پرورش گرایش‌های اجتماعی، و در نتیجه فرهنگ‌پذیری و تربیت اجتماعی عنایت دارد. و این همان سخنی است که جامعه‌شناسان می‌گویند، با این تفاوت که جامعه‌شناسان با نظری وسیع می‌گویند: با توجه به اینکه کودک در آینده ناچار است در جامعه قبیله‌ای یا میهنی یا نژادی یا زبانی خود و با افراد آن زندگی کند باید به گونه‌ای تربیت شود که فرهنگ جامعه خود را بپذیرد و با سایر افراد همسو و هماهنگ گردد تا بتواند با آنان زندگی مسالمت‌آمیز داشته باشد. و در این رابطه بین افکار صحیح و غیرصحیح و اخلاق و رفتار خوب و بد فرقی نمی‌گذارد. هر چه است، فرهنگ آن جامعه است و افراد باید آن را بپذیرند.

ولی اسلام انشعابات قومی و قبیله‌ای و منطقه‌ای و نژادی و زبانی را مردود می‌شمارد و پذیرش و پیروی کورکورانه از فرهنگ حاکم بر این جوامع را محکوم می‌کند. اسلام خود جامعه خاصی را تأسیس نموده و فرهنگ ویژه‌ای را معرفی کرده است. جامعه اسلامی بر پایه ایمان به خدای یگانه و زندگی بعد از مرگ و نبوت استوار گشته است. فرهنگ اسلام نیز بر همین پایه تنظیم شده و از وحی سرچشمه می‌گیرد. اسلام در معارف و مسائل عقیدتی، در اخلاق و ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها، در مسائل اجتماعی در آداب و معاشرت، در ضوابط و مقررات اجتماعی، در فرهنگ و هنر، و غیر اینها، آرا و نظرهای ویژه‌ای دارد که مجموعاً فرهنگ اسلام را تشکیل می‌دهند. اسلام آمده تا عقاید و فرهنگ مردم را اصلاح و تکمیل کند با افکار غلط و اخلاق و رفتار و عادت‌های زشت مبارزه کند، و افکار صحیح و اخلاق و رفتارهای نیک را جایگزین سازد فرهنگ‌سازی در متن رسالت پیامبر اسلام(ص) قرار دارد. از عموم مسلمانان می‌خواهد که از آلوده‌شدن به مفاسد اخلاقی و اجتماعی اجتناب نمایند و فرهنگ عالی اسلام را بپذیرند و شخصیت خود و فرزندانشان را بسازند و پرورش دهند.

اسلام عموم مسلمانان جهان را یک جامعه و یک امت می‌داند. هر یک از مسلمانان فردی از جامعه بزرگ اسلام، بلکه به منزله عضوی از پیکر اسلام محسوب می‌شود. در قرآن می‌فرماید: «این امت یگانه شما است و من پروردگار شما هستم پس مرا بپرستید»۶ و می‌فرماید: «شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدید آمدید، امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید»۷ و می‌فرماید: «شما را امت وسط قرار دادیم تا بر مردمان گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد.»۸ پیامبر(ص) فرمود: «مَثل مؤمنان در دوستی و دلسوزی و مهربانی با یکدیگر مثل پیکر واحد است که هرگاه عضوی از آن به درد آید، سایر اعضا با بی‌خوابی و تب با عضو دردمند همکاری می‌نمایند.»۹

بنابراین هر مسلمان به امت بزرگ اسلامی وابسته است و نمی‌تواند نسبت به اوضاع عموم جامعه اسلامی بی‌توجه باشد. پیامبر(ص) فرمود: «هر که نسبت به امور مسلمانان اهتمام نداشته باشد، مسلمان نیست. و هر کس صدای استغاثه مسلمانی را بشنود و به یاری‌اش نشتابد، مسلمان نیست.»۱۰بلکه اسلام عموم مؤمنان را از یک خانواده می‌شمارد که رهبر به منزله پدر و افراد به منزله خواهر و برادر هستند در قرآن می‌فرماید: «مؤمنان برادرند، پس بین برادرانتان اصلاح کنید و از خدا بترسید تا مورد رحمت قرار گیرید.»۱۱ امام صادق(ع) فرمود: «مسلمان برادر مسلمان و به منزله چشم او و آینه و راهنمای اوست. به وی خیانت نمی‌کند و او را فریب نمی‌دهد و ستم روا نمی‌دارد و به او دروغ نمی‌گوید و غیبت نمی‌کند.»۱۲
اگر اسلام عموم مسلمانان جهان را یک جامعه و یک امت می‌داند، مسلمانان وظیفه دارند دیدگاه خود را نسبت به جامعه تغییر دهند، خود را وابسته به جامعه بزرگ اسلام بدانند، به مجد و عظمت و قدرت و شوکت آن بیندیشند و در برابر دشمنان از آن دفاع نمایند. عزت و شوکت جامعه بزرگ اسلامی را عزّت خود و ضعف و ناتوانی آن را ضعف خود بدانند. نکته مذکور یکی از امتیازات اسلام به شمار می‌رود که در اجتماعی‌کردن کودکان و نوجوانان و جوانان و حتی بزرگسالان باید منظور نظر اولیا و مربیان باشد و در تربیت اجتماعی در خانواده و در برنامه‌ریزی در مدارس مورد عنایت دانشمندان علوم تربیتی قرار گیرد. روحیه گرایش به جامعه بزرگ اسلامی را در افراد به وجود آورند و پرورش دهند و جامعه‌پذیرشان سازند. فرهنگ و افکار و ارزش‌های اصیل اسلام را زنده کنند و افراد را به سوی آنها دعوت نمایند.

اسلام در مورد جامعه دید وسیعتری نیز دارد. همه انسان‌ها را بندگان خدا می‌داند و احسان و خدمت و سودرسانی به آنان را یک ارزش بزرگ محسوب می‌دارد. پیامبر(ص) فرمود: «انسان‌ها روزی‌خور خدا هستند. پس بهترین مردم کسی است که نفعش بیشتر به مردم برسد.»۱۳
از ایشان سؤال شد: «محبوب‌ترین مردم نزد خدا کیست؟» فرمود: «کسی که بیشتر از همه نفعش به مردم برسد.»۱۴ امام صادق(ع) فرمود: «خدا بندگانی دارد که مردم در حوائجشان به آنان پناه می‌برند. اینان کسانی هستند که در روز قیامت از عذاب خدا در امان خواهند بود.»۱۵کوتاه سخن اینکه در تربیت اجتماعی باید به امور زیر توجه شود:

۱ ـ از دیدگاه اسلام عموم مسلمانان جهان یک امت و دارای اهداف و منافع مشترک هستند. فرد فرد مسلمانان باید خود را وابسته به این جامعه بزرگ بداند و نسبت به مصالح عمومی امت اهتمام داشته باشد.

۲ ـ اسلام همه مردم را بنده و روزی‌خوار خدا می‌داند و خدمت به آنان را یکی از ارزش‌های بزرگ می‌شمارد.

۳ ـ عمل انسان در صورتی ارزشمند است که به قصد قربت و برای جلب رضای خدا باشد، نه جلب منافع شخصی یا تعصبات قومی یا نژادی یا وطنی.

۴ ـ اسلام در ابعاد مختلف زندگی انسان فرهنگ ویژه‌ای دارد. و تربیت اجتماعی باید هماهنگ با آن باشد.

۵ ـ مسلمانان وظیفه دارند با فرهنگ متعالی اسلام خود را پرورش دهند و به کمال برسانند و جامعه اسلامی را از فرهنگ ضد اسلامی پاکسازی نمایند.

پی‌نوشت‌ها:
۱ـ رأس‌العقل بعد الایمان، التودد الی الناس و اصطناع الخیر الی کل احد، برّ او فاجر. بحار، ج۷۴، ص۳۹۲.
۲ـ علیکم بالتواصط و التباذل و ایاکم و التدابر و التقاطع٫ بحار، ج۷۴، ص۴۰.

۳ـ تواصلوا و تبارو و تراحموا و کونوا اخوه برره کما امرکم الله، بحار، ج۷۴، ص۳۹۹.

۴ـ خیرالمؤمنین من کان مألفه للمؤمنین و لا خیر فیمن لا یألف و لا یؤلف. بحار، ج۷۴، ص۳۹۳.
۵ـ یحق علی المسلمین الاجتهاد فی التواصل و التعاون علی التعاطف و المواسات لاهل الحاجه، و تعاطف بعضهم علی بعض، کما امرکم الله عزوجل: «رحماء بینهم» متراحمین مغتمین لما غاب عنکم من امرهم، علی ما مضی علیه الانصار علی عهد رسول الله(ص). کافی، ج۲، ص۱۷۵.
۶ـ انّ هذه امتکم امّه واحده و انا ربّکم فاعبدون. انبیاء، ۹۲.

۷ـ کنتم خیر امّه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله. آل‌عمران، ۱۱۰.
8 ـ و کذلک جعلناکم امّه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا. بقره، ۱۴۳.
۹ـ مثل المؤمنین فی توادهم و تراحمهم و تعاطفهم مثل الجسد، اذا اشتکی منه عضو تداعی له سائر الجسد بالسهر و الحمی. صحیح مسلم، ج۴، ص۱۹۹۹.

۱۰ـ من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس منهم، و من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم. کافی، ج۲، ص۱۶۴.

۱۱ـ انما المؤمنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم و اتقوا الله لعلکم ترحمون. حجرات، آیه ۱۰.
۱۲ـ المسلم اخو المسلم هو عینه و مرآته و دلیله، لا یخونه و لا یخدعه و لا یظلمه و لا یکذبه و لا یغتابه. کافی، ج۲، ص۱۶۶.

۱۳ـ الخلق عیال الله تعالی فاحب الخلق الی الله من نفع عیال الله. بحار، ج۷۴، ص۳۱۶.

۱۴ـ سئل: من احب الناس الی الله؟ قال: انفع الناس للناس٫ بحار، ج۷۴، ص۳۳۹.

۱۵ـ ان لله عبادا من خلقه یفزع العباد الیهم فی حوائجهم اولئک هم الامنون یوم القیامه. بحار، ج۷۴، ص۳۱۸.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS