دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تلاش برای زندگی

No image
تلاش برای زندگی

یکی از عوامل اضطراب و دلهره که همواره گریبانگیر بشر بوده، ترس از خرج و مخارج زندگی است. اینکه آیا در آینده درآمد کافی برای زندگی خواهم داشت یا خیر؟! آیا می‌توانم از عهده هزینه تحصیل و دانشگاه برآیم یا خیر؟! تکلیف شغل و ازدواج و زندگی مشترک من چه می‌شود؟! و ... که این قبیل از نگرانی‌های پوچ و بی اساس متأسفانه به زندگی بسیاری از ما انسان‌ها راه یافته و فضای گرم و صمیمی خانواده را سرد و بی روح ساخته است. با دقت و تأمل در زندگی انسان هایی که به چنین ترس خانمان سوزی مبتلا شده اند می‌توان گفت: ترس از مخارج زندگی به اندازه‌ای خطرآفرین و مشکل ساز است که در صورت ریشه‌کن نشدن می‌تواند در زندگی فاجعه بیافریند، به گونه‌ای که می‌توان گفت: تعداد قابل توجهی از بیماری‌های روحی و جسمی، دزدی ها، قتل ها، جنایت ها، فروش مواد مخدر و ... معلول همین بیماری مهلک است.

پرهیز از تنبلی

نکته مهمی که در زمینه «رزق و روزی» وجود دارد آن است که مقدّر بودن «روزی» به این معنا نیست که ما در مورد تأمین مخارج زندگی از خود سستی و تنبلی نشان دهیم یا در مواردی در خانه نشسته و به طور کل دست از تلاش و کوشش برداریم، و صرفاً به یکسری از عبادات و امور معنوی از قبیل نماز، روزه، قرآن خواندن، دعا و ... روی آوریم. حال اگر انسان در زندگی دست از تلاش و کوشش برداشته و تنها در انتظار لطف و عنایت حضرت حق تعالی باشد، بی تردید خیلی زود با مشکل مواجه شده و از عهده مخارج زندگی برنخواهد آمد، که در این اوضاع اسفبار، انسان هرگز نمی‌تواند مشکل پیش آمده را متوجه خدا کرده و صرفا به جهت اینکه خدا خودش را «رازق» معرفی نموده، آن یگانه خالق هستی را مقصر بداند. اهمیت کار و تلاش در مکتب جاویدان اسلام به اندازه‌ای است که پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) همواره بر لزوم آن تأکید فرموده و هرگونه اهمال و توجهی را در این‌باره روا ندانسته‌اند. در روایتی ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت انسان‌های تنبل را مورد سرزنش قرار داده و در این باره فرموده است: «لا تکسلوا فی طلب معایشکم فإنّ آبائنا کانوا یرکضون فیها و یطلبونها» در تحصیل روزی تنبلی نکنید، زیرا پدران ما در این راه می‌دویدند و آن را طلب می‌کردند.رهبران معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) برای اینکه سرمشقی به دیگران بدهند، تنها به موعظه و نصیحت درباره کار و تلاش اکتفا نکرده‌اند، بلکه در بسیاری از موانع به کارهای سخت و طاقت‌فرسا روی می‌آوردند، از چوپانی گرفته تا خیاطی، کشاورزی و ... خداوند روزی شما را ضمانت کرد و شما را به کار و تلاش امر فرموده است، پس نباید روزی تضمین شده را بر آنچه واجب شده مقدم دارید، با اینکه به خدا سوگند آنچنان نادانی و شک و یقین به هم آمیخته است که گویا روزی تضمین شده بر شما واجب است، و آنچه را که واجب کرده اند، [تکلیفش را] از شما برداشته‌اندحال اگر مقدر بودن روزی از ناحیه پروردگار هستی به معنای جواز نشستن در خانه و انتظار روزی رسیدن باشد، هرگز نباید پیشوایان دینی – که از همه بیشتر به مفاهیم دینی آشنا هستند- این همه برای روزی تلاش کنند. بنابراین مقدر بودن روزی مشروط به تلاش و کوشش خود انسان است و اگر در این باره می‌خواهد به نان و نوایی رسیده و سهم خود را دریافت نماید باید از تنبلی و بی خیالی دست برداشته و خود را به کار و فعالیت وادارد.

نابرده رنج گنج میسر نمی شود

مزد آن گرفت، جان برادر که کار کرد

چگونه با رنج‌های زندگی برخورد کنیم؟

رنج انسان شبیه عملکرد گاز است. چنانچه اگر مقدار معینی از گاز را با تلمبه وارد اتاق خالی کنیم، اتاق هرقدر هم که بزرگ باشد تلمبه اتاق را پر از گاز نخواهد کرد و آن را یکسان و به‌طور کامل به همه قسمت‌های اتاق خواهد رساند. بنابراین رنج چه کم و چه زیاد روح بشر و ضمیر آگاه او را آزار خواهد داد. از اینرو می‌توان گفت که میزان رنج بشر کاملا نسبی است زیرا ممکن است رویداد بسیار ناچیزی موجب بزرگترین شادمانی‌ها گردد. رنج ، بخش غیر قابل ریشه کن شدن زندگی است، گرچه به شکل سرنوشت و مرگ باشد. زندگی بشر بدون رنج و مرگ کامل نخواهد شد. بنا به گفته شهید مطهری: فرق انسان با غیر انسان در این است که انسان صاحب درد است ، درد و رنج در عین اینکه انسان را ناراحت می‌کند موجب آگاهی و بیداری انسان می‌شود. هر انسانی درد و رنج مخصوص به را به‌دوش می‌کشد که ممکن است دیگری آن را احساس نکند. به همین نسبت از دیگران بیدارتر و آگاهتر است. بی دردی مساوی است با بی حسی، بی شعوری، بی ادراکی و احساس درد مساوی است با آگاهی و بیداری . وقتی انسان پی می‌برد که سرنوشت او رنج بردن است ناچار است رنجش را به‌عنوان وظیفه، وظیفه‌ای استثنایی بپذیرد. ناگزیر باید این حقیقت را بپذیرد که در رنج بردن نیز در جهان تک و تنها است. هیچکس نمی تواند او را از رنجش هایش برهاند یا به جای او رنج برد. تنها فرصت موجود بستگی به نحوه برخورد او با مشکلات و تحمل مشقات دارد. در هنگام رنج تمام توجه ما فقط به موضوعی معطوف می‌شود که آزردگی خاطر ما را به همراه داشته است. بنابراین این موضوع را بزرگتر از آنچه که هست جلوه می‌دهیم .برای رهایی از این فکر کاغذی بردارید و همه برکاتی را که هنوز از آنها برخوردارید، بنویسید. با نوشتن نعمات بیشمار خداوندی، زبانمان به شکر مشغول می‌گردد. این تشکر از خدا اگر به‌صورت عادت درآید منجر به این می‌شود که در تمام اوقات تلخ و شیرین زندگیمان علاوه بر حس ستایش، نردبانی از آگاهی برای خود می‌سازیم که ما را به قله آرامش رهنمون خواهد کرد. در هر وضعی که باشید و گرفتار هر رنجی که باشید خدا را شکر کنید. با این کار قلبتان منبسط می‌شود و برای دریافت نیروهای یاری دهنده و شفابخش خدا آماده تر می‌شویدچرا انسان‌های نیک رنج می‌برند؟ در حقیقت انسان‌های نیک رنج نمی برند. اگر انسانی نیک، گرفتار رنجی شود در واقع جایی در اعماق وجودش ناخالصی و ظلمتی وجود دارد که باید توسط رنج نازل شده، تطهیر و روشن شود. انسان نیک رنج می‌برد تا آن قسمت از سستی وجودش به نیکی و قدرت تبدیل شود. درست مانند طلا. رنج برکتی است که خدا بر ما نازل می‌کند تا معنای رحمت بیکران خرد و عشق بی نهایتش را بر ما عیان سازد. معاشران خود را با دقت انتخاب کنید. اگر همنشین افراد خدادوست باشید، رفتار شایسته آنها در زندگی شما رخنه خواهد کرد و شما را سرشار از الهام، وجد و آرامش خواهد نمود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS