دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حجاب معرفت نفس

شیطان بر آنان مسلط شده ویاد خدا را از خاطر آنها برده (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
حجاب معرفت نفس
حجاب معرفت نفس

قال الله تعالی :

اِسْتحوْذ علیهم الشّیطان فأنسیهم ذکرَ الله…

سوره مجادله /آیه19

شیطان بر آنان مسلط شده ویاد خدا را از خاطر آنها برده

توضیح

حجاب معرفت نفس

اگر خدا را فراموش کنیم، این فراموشی، حجاب معرفت نفس می شود و نمی گذارد کسی خود را هم بشناسد. از این رو قرآن کریم در سوره "مجادله" سخنی دارد که بازده اش را در سوره "حشر" بیان می کند؛ در سوره مجادله می فرماید: "اِسْتحوْذ علیهم الشّیطان فأنسیهم ذکرَ الله"[1] وقتی شیطان بر یک فرد یا گروهی مسلّط شود، اوّلین کارش این است که انسان را خلع سلاح کرده او را از یاد خدا غافل می کند. وقتی انسان از یاد خدا غافل شد آنگاه "فأنسیهم أنفسهم"[2] تحقق پیدا می کند؛ به این معنا که خدا هم آنها را از یاد خودشان می برد.

در روز عاشورا وقتی وجود مبارک امام سجاد (سلام الله علیه) به حضرت سید الشهداء (صلوات الله وسلامه علیه) عرض کرد: کار شما با این قوم به کجا کشید؛ حضرت در جواب، همین آیه را قرائت فرمودند که شیطان بر اینها مسلّط شده و یاد خدا را از دلهایشان برده است؛ وقتی یاد خدا از دلهایشان بیرون برود، آنان خود را نمی شناسند و وقتی خود را نشناسند، نتیجه این می شود که مدینه فاضله به امامت امام معصوم را هم به رسمیت نمی شناسند.
از آنچه گذشت چند اصل را نتیجه می گیریم:

اصل اول: انبیا (علیهم السلام) برای تأسیس مدینه فاضله آمده اند.

اصل دوم: مدینه فاضله گرچه شرایط و ارکان بیشماری دارد ولی اوّلین شرط و مهمترین اصل آن، وجود انسانهای آزاد و آزاده است.

اصل سوم: انسانها در سایه تهذیب اخلاق، آزاد می شوند. و اگر کسی تن به تباهی دهد هستی خود را برای ابد ساقط کرده و خود را به بند کشیده است و دیگر هیچ چیز حتّی آتش جهنم نمی تواند آن بند را باز کند؛ زیرا آتش گرچه قدرت دارد آهن را نرم کند، ولی اگر آهنی آتشین بود یعنی، خود آتش به صورت آهن در آمد، دیگر چه چیز می تواند آن را ذوب کند؟ چنانکه هر آتشی می‌تواند درخت را بسوزاند، ولی اگر درختی آتشین بود چه چیز آن را می سوزاند؟
در قرآن کریم آمده است که ما درختی آتشین داریم: "إنّها شجرة تخْرج فی أصل الجحیم"[3] درخت جهنّم، با آتش، رشد و تغذیه می کند نه آب! درختی که ریشه، تنه و شاخه اش از آتش و میوه‌اش هم آتش است. آهنی که در دست و پای تبهکاران است، آهنی آتشین است که آتش جهنم هم آن را نرم نمی کند و انسان تبهکار همواره در آن غلّ، به سر می برد، چون خودش با سوء اختیار، این کار را کرده است.

همان طور که انسان می تواند با وجود همان خواسته های نفسانی، دست و بال شیطان را با همه قدرتهای تحریکی که دارد به بند بکشد چنان که فرشتگان رحمت در ماه رمضان شیاطین را به غُلّ می کشند و در حقیقت با دست رحمت، پای غضب و با دست اطاعت، پای تمرّد را می بندند، انسان نیز می‌تواند با دست عقل، پای جهل و با دست اطاعت، پای معصیت و با دست توحید، پای الحاد را ببندد و چون توحید، اطاعت و فضیلت، بالاتر از الحاد و معصیت و رذیلت است و به همان دلیل گفته اند: بهشت، هشت درجه و جهنم، هفت درجه دارد و نیز به همان دلیل گفته اند: یا مَنْ سبقت رحمته غضبَه[4] انسان فضیلت مدار، این توان را دارد که دست ارباب رذیلت را آن چنان ببندد که توان باز کردن را نداشته باشند، آنگاه انسان، راحت می شود. پس این راه مقدور است.

    منبع: برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی صص235-236
    پی نوشت:
  • [1] - سوره مجادله، آیه 19.
  • [2] - سوره حشر، آیه 19
  • [3] - سوره صافّات، آیه 64.
  • [4].بحار، ج 91، ص 386، ح 3

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

و دلهايشان به جانب تو در غم و اندوه. اگر تنهايى آنان را به وحشت اندازد ياد تو مونسشان شود، و اگر مصائب به آنان هجوم آرد به تو پناه جويند، زيرا مى دانند زمام
Powered by TayaCMS