دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حجاب

No image
حجاب

كلمات كليدي : حجاب، پوشش، قرآن، خودنمايي

نویسنده : محبوبه محجوب

"حجاب" در لغت به معنی پوشش، پنهان کردن و پرده می‌باشد[1]و نیز به معنی بازداشتن و ممانعت از دسترسی و رسیدن به چیزی آمده است،[2] و بیشتر استعمالش به معنی پرده است و این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‌دهد که پرده وسیله پوشش است.

تاریخچۀ حجاب

پوشش در ادیان و اقوام پیش از اسلام بی سابقه نیست، گرایش فطری انسان او را به نوعی پوشش فرا می‌خوانده و در برخی از اقوام و ادیان سخت گیریهای زیادی به پوشش وجود داشته است.

در زمان زرتشتِ پیامبر، زنان همانگونه که عادت پیشینیان بود منزلتی عالی داشتند و با کمال آزادی و روی گشاده در میان مردم رفت و آمد می‌کردند، ولی در بیشتر اقوام سختگیریهای زیادی به زنان می‌شد تا حجاب را رعایت کنند.[3]

حجاب از دیدگاه آیات قرآن

الف) حجاب در نگاه

«قُلْ لِلْمومِنینَ یَغُضُوا مِنْ اَبْصارِهِمْ و یَحْفَظُوا فُروجَهُمْ ذلِکَ اَزکی لَهُم...» (نور 30)

«به مردان مؤمن بگو چشمهای خود را فرو گیرند و فروج خود را حفظ کنند این برای آنها پاکیزه تر است...»

کلمۀ "غضّ" به معنای روی هم نهادن پلک‌های چشم است، این آیه به جای اینکه نهی از چشم چرانی کند، امر به پوشیدن چشم کرده است. [4]

ب) حجاب در ظاهر بدن

«وَلا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ اِلّا ما ظَهَرَ مِنْها وَلیَضْرِبْنَ بِخُمرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ» (نور 31)

«و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمایند و روسری‌های خود را بر سینۀ خود افکنند »

خداوند در این آیه می‌فرماید:زنان باید خِمارهای خود را بر سینه‌ها بیفکنند، «خُمر» جمع «خمار» در اصل به معنی پوشش است، ولی معمولاً به چیزی گفته می‌شود که زنان با آن سر خود را می‌پوشانند.

«جیوب» جمع «جیب» به معنی یقه پیراهن است که از آن تعبیر به گریبان می‌شود و گاه به قسمت بالای سینه گفته می‌شود.

زنان قبل از نزول این آیه، روسری را به شانه‌ها یا به پشت سر می‌افکندند، طوری که گردن و کمی از سینه آنها نمایان می‌شد لذا این آیه نازل شد و دستور داد که روسری خود را بر گریبان بیندازند تا هم گردن و هم بالای سینه‌ها پوشیده شود.[5]

ج- حجاب رفتاری(وقار در راه رفتن)

«وَلا یَضْرِبْنَ بِأرجُلِهِنَّ لیَعلَمَ ما یُخضینَ مِنْ زینَتِهِنّ» (نور 31)

«هنگام راه رفتن پاهای خود را بر زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود »

آیه می‌فرماید: زنان نباید هنگام راه رفتن پاهای خود را بر زمین بزنند که زینت پنهانی آنها دانسته شود. (صدای خلخالی که بر پا دارند) یعنی زن در مقابل نامحرم باید طوری رفتار کند که توجه او را به خود جلب نکند.[6]

د- آهنگ سخن (حجاب گفتاری و محتوای سخن)

«یا نِساءَ النَبّی لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِساءِ اِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخضَعْنَ بالقَولِ فَیَطْمَعَ الذی فی قَلبِهِ مَرَضْ وَقُلْنَ قولاً معروفاً» (احزاب 32)

«ای زنان پیامبر! شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید، اگر تقوا پیشه کنید، بنابراین به گونه‌ای هوس انگیز سخن مگویید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید»

در این آیه به وقار در سخن گفتن اشاره شده است، البته آیه خطاب به زنان پیامبر بوده، ولی مفهوم و حکم آیه عمومیت دارد و زنان در مقابل نامحرم نباید طوری که باعث تحریک آنها شود سخن بگویند. [7]

هـ- نهی از خودنمایی

«وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلیةِ ألاولی » (احزاب 33)

«همچون جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید»

"تبرُّج" به معنی ظاهر شدن در برابر مردم است همانطور که برج قلعه برای همه هویداست و جاهلیت اولی، زمان جاهلیت قبل از اسلام است.[8]

و در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:

« یا اَیُّهَا النَبیُّ قُلْ لِأزْواجِکَ وَبَناتِکَ وَنِساءِ المُومِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ ذلِکَ أدْنی أنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُوْذینَ وکانَ اللهُ غَفُوراً رَحیماً » (احزاب 59)

«ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو، جلبابهای خود را بر خویشتن فرو افکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند مورد آزار قرار نگیرند بهتر است و خداوند همواره غفور و رحیم است»

"جلباب" پوششی است که از روسری بزرگ‌تر و از چادر کوچکتر است بطوری که بدن را بپوشاند و هدف آیه این است که زنان مسلمان در پوشیدن حجاب سهل انگاری نکنند و قسمتهایی از بدن آنها نمایان نشود.[9]

فلسفه پوشش و حجاب

1- حرمت بخشیدن به زن: و محفوظ بودن وی از نگاههای شهوانی و حیوانی.

2- مبارزه با نفس: زیرا میل به خودنمایی و جلوه گری در سرشت زن نهفته است.

3- جواز حضور در اجتماع: اگر زن بی حجاب در جامعه حاضر شود نمی‌توان جلوی فساد گستری و نابهنجاری ناشی از اختلاط زن و مرد را گرفت.

4- ایجاد امنیت: جامعه موظف است امنیت را در ابعاد مختلف برای افراد فراهم کند که بخش عمده‌ای از آن بر عهده زنان است که باید با حفظ پوشش به این امر جامه عمل پوشانند.[10]

مقاله

نویسنده محبوبه محجوب
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
Powered by TayaCMS